در خاطرات آزاده سبزواری آمده است که یکی از اسرا نتوانسته بود فشارها و رنجهای اسارت را تحمل کند و تصمیم داشت به زندگی خود پایان دهد.
به گزارش روابط عمومی مؤسسه فرهنگی پیام آزادگان، استان خراسان رضوی، در ادامه سفر به شهرستان سبزوار به دیدار آزاده عزیزی رفتیم که مدتی است به واسطه کسالت خانه نشین شده است.
آقای «جعفر وزیریان» در سال 65 و در جریان عملیات کربلای یک اسیر می شود و به کمپ 9 اردوگاه رمادی منتقل می شود. در این کمپ اسرایی از ارتش، سپاه، بسیج و حتی اسرای غیر نظامی حضور داشتند.
در دیدار با این آزاده سرافراز پسر وی که از ابتدای ورود ما به منزل مشغول پذیرایی بود نگاه ما را به سمت خود جلب کرد و همین باعث شد این جوان عزیز را مخاطب خود قرار داده و در مورد سختیهای پدرش در دوران اسارت از او بخواهیم خاطرهای بیان کند. ابتدا غافلگیر شد اما پس از کمی تأمل لب به سخن گشود و برای ما خاطره ای را بیان کرد که ترجیح دادیم همین خاطره را مبنای تهیه این گزارش قرار دهیم.
این جوان برومند و دوست داشتنی که حاصل و ثمره خانواده ای فداکار و ایثارگر می باشد به نقل از پدرش خاطره نجات اسیری را بیان کرد که نتوانسته بود فشارها و رنجهای اسارت را تحمل کند و تصمیم داشت به زندگی خود پایان دهد. پدر او که دورادور مراقب احوال روحی وروانی و رفتارهای غیر طبیعی این آزاده میشود نگرانی خود را به چند نفر دیگر از آزادگان منتقل میکند و همگی تصمیم میگیرند از او مراقبت کنند که در جریان این مراقبتها متوجه میشوند او با زدن رگهایش تلاش داشته خود را از رنجهای اسارت رها کند، اما با اقدام به موقع آقای وزیریان و مابقی آزادگان او از مرگ حتمی نجات یافت.»
نقل چنین خاطراتی از نسلی که شاهد جنگ تحمیلی نبوده و به واسطه سن وسالش زمان اسارت پدر و سختیهای دوران اسارت و نبود پدر را درک نکرده است جالب به نظر می رسد و همین موضوع اهمیت موضوع ثبت و ضبط خاطرات آزادگان عزیز را بیش از پیش لازم وضروری می سازد.
گفتنی است؛ در جریان دیدار با آزادگان شهرستان سبزوار رئیس اداره بنیاد شهید این شهرستان و مسئول فرهنگی بنیاد ونیز یکی از جانبازان 70 درصد این شهرستان ما را را همراهی میکردند که قابل ستایش و احترام است.
انتهای پیام/
لَیْسَ مِنْ حُبِّ الدُّنْیَا طَلَبُ مَا یُصْلِحُکَ