سبد خرید
سبد خرید شما خالی است!

اخبار ویژه

منشور پاکی و خدمت‌گزاری؛ درس‌های سید آزادگان از صبوری، مقاومت و شکر نعمت‌ها
کتاب «منشور پاکی و خدمت‌گزاری» مجموعه‌ای ارزشمند از رهنمودها و سخنان سید آزادگان، حاج سید علی‌اکبر ابوترابی است که در سخت‌ترین شرایط اردوگاه‌های بعثی و به‌صورت پنهانی ثبت شد. این اثر، راهنمایی روشن برای زندگی جمعی، شناخت وظیفه و پاسداشت نعمت‌های الهی با تکیه بر اخلاق و معنویت است.
۲۹ مهر ۱۴۰۵
🗒 پیام تبریک رهبر معظم انقلاب در پی قهرمانی تیم ملی کشتی آزاد زیر ۲۳ سال در مسابقات جهانی
🔻حضرت آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای، رهبر انقلاب اسلامی، در پیامی قهرمانی و افتخارآفرینی تیم امید کشتی آزاد در مسابقات جهانی آمریکا را به مدیران، مربیان، کشتی‌گیران غیور و ملت بزرگ ایران به‌خصوص نسل جوان قهرمان میهن تبریک گفتند.
۲۷ مهر ۱۴۰۵
روایت تلخ یک صبح اسفندی در سیستان؛ «حاج محسن، یتیم شدیم دوباره!»
برشی از کتاب «باران در میدان»؛ به قلم محسن جهانبانی
خاطره جانسوز جهادگران گروه سیدالاحرار از لحظه دریافت خبر شهادت در منطقه محروم سیستان
کتاب «باران در میدان» جلوه‌ای ماندگار از غیرت، ایثار و پیوند قلبی جهادگران با ولایت را به تصویر کشیده است؛ روایتی از صبح نهم اسفندماه در مناطق محروم سیستان که با پیامکی تلخ آغاز شد و اشک و بی‌قراری جانبازان و جهادگران را در غربت رقم زد.
۲۶ مهر ۱۴۰۵
متن کامل پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت ولادت حضرت زینب (س) و روز پرستار
حضرت آیت الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی به مناسبت سالروز میلاد حضرت زینب سلام‌الله‌علیها و روز پرستار, نقش بانوان و دختران زینبی ایران اسلامی در دوران بعثتِ بی‌بدیل ملت ایران را شگفت‌آور خواندند و با اشاره به نقش احیاگر و امیدبخش پرستاران و تأثیرگذاری مهم آنان در سلامت و امنیت جسمی و روحی جامعه, مسئولان حوزه سلامت را به توجه ویژه به جامعه پرستاری توصیه کردند.
۲۵ مهر ۱۴۰۵
تجدید میثاق آزادگان سرافراز استان گیلان با آرمان‌های وطن در رزمایش بزرگ «جان‌فدایان ایران» در رشت
رشت – روابط عمومی مؤسسه پیام آزادگان:
حضور پرصلابت آزادگان سرافراز و جانبازان عزیز گیلانی در رزمایش بزرگ «جان‌فدایان ایران» (رشت)، روایتگر زنده‌ای از پایداری مردانی است که تا پای جان پای ایران ایستاده‌اند.
۲۵ مهر ۱۴۰۵
طنین سرود «سیدالاحرار» در میدان ابوذر تهران؛ تجدید عهد آزادگان سرافراز با مردم و ایثارگران
در شامگاه چهارشنبه ۲۱ مهرماه، هم‌نوایی گروه سرود آزادگان با استقبال پرشور اقشار مختلف مردم، تشکل‌های ایثارگری و جانبازان بصیر در جنوب تهران همراه شد.
۲۲ مهر ۱۴۰۵
کتابنامه آزادگان به صورت رایگان منتشر شد +دانلود pdf
نسخه جدید
دسترسی آسان به تمامی آثار مکتوب حوزه اسارت فراهم شد؛ انتشار «کتابنامه جامع آزادگان» توسط انتشارات پیام آزادگان، فرصتی ویژه برای پژوهشگران و علاقه‌مندان تاریخ دفاع مقدس است تا به مجموعه‌ای کامل از آثار انتشارات این مؤسسه با امکان جست‌وجوی تخصصی بر اساس اردوگاه، عملیات و نویسنده دست یابند.
۲۱ مهر ۱۴۰۵
«طوفان را پنهان کردیم»؛ روایتی از صبر و استقامت در دانشگاه انسان‌ساز اسارت
معرفی کتاب:
«کتاب «طوفان را پنهان کردیم»، نوشته طهورا فیاض، سندی مکتوب از سال‌های مجاهدت و استقامت «محمود پهلوان‌مقدم»، آزاده سرافراز لشکر ۵ نصر است که با روایتی مستند و به‌دور از اغراق، زوایای کمتر دیده‌شده از دوران اسارت در اردوگاه‌های موصل ۲ و تکریت ۵ را واکاوی می‌کند.»
۲۰ مهر ۱۴۰۵
گاهی غم یک دختر، غمِ تمام دخترانِ دنیا می‌شود
در تازه‌ترین قسمت از مجموعه تک‌نگاره‌های «باران در میدان»، آتنا جراح‌زاده با روایتی بی‌پرده و صمیمانه از حادثه‌ی مدرسه‌ی میناب می‌گوید. این نوشته، بازخوانیِ دردی است که وقتی به کودکی می‌رسد، تیزتر و ناعادلانه‌تر می‌شود؛ دعوتی برای دیدنِ رنجی که در دلِ یک جامعه خانه کرده است.
۱۸ مهر ۱۴۰۵
روایت «ان‌شاءالله پسرم میاد» از رنج‌های اسارت تا قله‌های پایداری در بیرجند بررسی شد
بیرجند - نشست نقد و بررسی کتاب «ان‌شاءالله پسرم میاد»، روایتگر بخشی از خاطرات آزاده سرافراز حجت‌الاسلام شیخ علی احمدی (علی طبسی)، با حضور نویسنده اثر و جمعی از اهالی فرهنگ و ادبیات پایداری برگزار شد.
۱۴ مهر ۱۴۰۵
نقشه راه املاک کوثر؛ از سیاست‌های خوب تا محک در میدان عمل
نگاهی به سیاست‌های تحولی بنیاد شهید در حوزه دارایی‌ها
اعلام سیاست‌های ده‌گانه از سوی رئیس بنیاد شهید برای ساماندهی اموال و املاک کوثر، گامی شجاعانه در مسیر شفافیت است؛ اما جامعه ایثارگری در کنار امیدواری، چشم‌انتظار لمس نتایج ملموس این تصمیمات در حوزه معیشت و درمان است.
۱۱ مهر ۱۴۰۵

گیف ویکی آزادگان

کتابخانه تخصصی آزادگان

آخرین اخبار

معرفی کتاب

منشور پاکی و خدمت‌گزاری؛ درس‌های سید آزادگان از صبوری، مقاومت و شکر نعمت‌ها
کتاب «منشور پاکی و خدمت‌گزاری» مجموعه‌ای ارزشمند از رهنمودها و سخنان سید آزادگان، حاج سید علی‌اکبر ابوترابی است که در سخت‌ترین شرایط اردوگاه‌های بعثی و به‌صورت پنهانی ثبت شد. این اثر، راهنمایی روشن برای زندگی جمعی، شناخت وظیفه و پاسداشت نعمت‌های الهی با تکیه بر اخلاق و معنویت است.

مقدمه : 
بی‌شک، دوران سختِ گذرِ ده ساله‌ی اسیران ایرانی در اسارتگاه‌های عراق، سرانجامی عزت‌بخش و افتخارآفرین به همراه داشت. تسلیم‌ناپذیری، همزیستیِ آرام و ایثارگرانه همراه با امید و نشاط، تحمل ناملایمات و تلخ‌کامی‌ها، تلاش در جهت سالم نگه داشتن جسم و روح، رشد فضیلت‌های اخلاقی و علمی و مواردی از این قبیل، ویژگی عمده‌ی اسیران ایرانی در این دوران است.

پژوهشگری که با تأمل به این موضوع بنگرد، پی می‌برد که قوه‌ای عاقله بر حرکت کلی اسیران ایرانی حاکمیت داشته و یک هادیِ خردمند و مهذّب، خط‌مشی کلی اسارت را، به‌ویژه در بحران‌ها و تندبادهای سخت آن، حکیمانه‌ رهبری می‌کرده است.

امروزه، هنگامی که واژه‌ی «آزادگان» در ایران اسلامی به زبان آورده می‌شود، بر آینه‌ی ذهن‌ها، تصویر مردی نمایان می‌شود که نمودار تحمل، مقاومت، خدا‌محوری، آرامش، تواضع و دیگر خوبی‌ها بود؛ انسانی دوست‌داشتنی، رازداری امین و حلیم، و گره‌گشایی بی منت.

هنگامی که انقلاب اسلامی به پیروزی رسید، او که بیش از پانزده سال به صورت شبانه‌روزی، خستگی‌ناپذیر و پرتوان، در صف اول مبارزه به مقابله با دستگاه سلطنت پهلوی پرداخته بود — و انتظار می‌رفت که همچون بیشترِ همرزمان یا بسیاری از کسانی که در صفوف بعدی بودند، پست و مقامی را در اختیار بگیرد و کام خویش را پس از آن همه دورانِ تلخِ دربه‌دری شیرین نماید — با آغاز جنگ تحمیلی، ناشناخته و بی‌پیرایه رو به‌ سوی جبهه‌ها آورد تا بندگیِ خالصانه‌ی خود را، بیش از پیش، در پیشگاه حق‌تعالی به نمایش گذارد. او در جبهه‌های جنوب، با حضور در ستاد جنگ‌های نامنظم، در کنار سردار شهید دکتر مصطفی چمران، خدمات ارزنده‌ای انجام داد و در شناسایی‌ها و عملیات‌های مختلف، نیروهایش را با تدبیر و شجاعت فرماندهی کرد.

در ۲۶ آذر ماه ۱۳۵۹ ناگهان خبر شهادت ایشان منتشر شد و امام خمینی (ره) پیام تسلیتی خطاب به پدر بزرگوارش در مجلس شورای اسلامی صادر نمود. مجالس بزرگداشتی برایش برگزار کردند و بسیاری از افراد در فراقش اشک‌ها ریختند؛ اما او دوران بازجویی‌های اولیه را در سلول‌های بغداد می‌گذراند و شکنجه‌ها را تحمل می‌کرد.

آن روزها کسی نمی‌دانست مردی که این‌گونه پا به میدان نبرد با دشمن گذاشت و ره به وادی اسارت سپرد، روزی پناهگاه اسیرانی مظلوم و بی‌پناه خواهد شد و همچون پدری مهربان، آن بندگانِ مجاهد و بی‌توقعِ خدا را دلسوزانه و حکیمانه رهبری خواهد کرد.

«سید علی‌اکبر ابوترابی» مأموریت الهی خود را از همان روزهای نخست اسارت، در سلول‌های بغداد به خوبی انجام داد. هم‌بندانش، زود به ارزش والای او پی بردند و گمشده‌ی خویش را در وجودش متجلی یافتند.

او بیش از ده ماه را در زندان‌ها و سلول‌های وحشتناک بغداد گذراند؛ شکنجه‌های سخت را تحمل کرد و چند بار او را به پای ستون تیرباران بردند، اما خدا او را برای مأموریتی دیگر فرستاده بود. در مهر ماه سال ۱۳۶۰ با ورود به «اردوگاه عنبر در منطقه‌ی رمادی» با اخلاق کریمانه‌ی خویش، پرتوی انوار درخشان خود را بر همه تابانید و خط‌مشی کلی اسیران مظلوم را در اسارتگاه‌ها همان روزها ترسیم کرد.

او در اسارتگاه، شأن و وظیفه‌ی روحانی بودن خویش را این‌گونه حفظ کرد که همچون طبیبی دوّار به درمان دردهای روحی و روانی اسرا بپردازد و گره از کار آن‌ها بگشاید. بی‌کسوت روحانی، همه او را یک روحانی عظیم‌الشأن می‌شناختند و او با همه‌ی احترام و اشتیاقی که دیگران به وی داشتند، هیچ‌گاه کسی را به خدمت خویش نمی‌گرفت؛ بلکه خود، فرادستِ همه‌ی خدمت‌گزاران بود.

خداوند این‌گونه خواست که آن حکیمِ حلیم، به دست دشمن از این اردوگاه به آن اردوگاه و از این زندان به آن زندان رود تا مأموریت خود را در حفظ جسم و روح اسرا و راهبری مدبرانه‌ی آن به انجام رساند.

هنگامی قدم به اردوگاه «موصل یک» گذاشت که اختلافات، همه را کلافه کرده بود. وقتی که او به اردوگاه آمد، یأس، طرد، رکود، اختلاف و کسالت رخت بربست و امید، جاذبه، تحرک، اتحاد و نشاط جایگزین شد. به‌رغم ممنوعیت قلم و کاغذ و پیامدهای سخت و مجازات‌های سنگینی که عراقی‌ها برای دارندگان این دو ابزار اولیه‌ی حیات فرهنگی تحمیل می‌کردند، اسرا وجود آن مرد بزرگ را درک کردند و همه‌ی سخنانش را ثبت نمودند.

تندنویسان در کمین بودند تا او در جایی از اردوگاه به سخنرانی بپردازد تا پنهانی سخنانش را به نگارش درآورند؛ سپس در تمام اتاق‌ها خوانده شود.

سرانجام، همه‌ی پیام‌ها و سخنانش ثبت گردید و برای این‌که از دسترس عراقی‌ها دور بماند، در «کاغذهای نازک لِف» نوشته و در جایی مخفی گشت و حتی برخی از آن‌ها روی کاغذهای یکسان و هم‌شکل صلیبی به نگارش درمی‌آمد.

هنگام رهایی از اسارت، برخی از دوستان از اردوگاه‌های مختلف توانستند ـ با وجود سختی‌های فراوان ـ این مجموعه‌ی پیام‌ها و سخنان مکتبی را به ایران بیاورند، تا شاید روزی واقعیت‌نگارانِ «نیمه‌ی پنهانِ دفاع مقدس» در نشر آن بکوشند.

بسیاری از دوستان ما را یاری کردند و هر کدام آنچه را داشتند در اختیارمان قرار دادند که نام بردن از تک‌تک آن‌ها دشوار است؛ زیرا بسیاری از ایشان گمنام‌اند و ناشناخته. خداوند به آن‌ها جزای خیر دهد!

این کتاب ما را با وظیفه‌ی خویش در رفتارهای اجتماعی آشنا می‌سازد و راهنمایی ارزنده برای کسانی است که می‌خواهند در زندگی جمعی، سالم و موفق باشند و با اخلاقی نیکو و رفتاری عاقلانه، بی آن‌که به گرداب پریشان‌فکری و اعصاب‌خردی‌های رایج بیفتند، پرنشاط زندگی کنند.

این مجموعه را بر اساس اردوگاه‌ها و مطالب مربوط به آن‌ها به چهار فصل تقسیم کرده‌ایم؛ اما از اردوگاه «موصل یک قدیم» که آغاز صدور پیام‌ها و سخنرانی‌های جمعی سید آزادگان می‌باشد، متأسفانه تاکنون نتوانسته‌ایم مطالبی به دست آوریم؛ هرچند که نگارنده یقین دارد که آن سخنرانی‌ها که در آن مدت بیش از سه ماه صورت گرفت، نگاشته و توسط برخی از دوستان به ایران آورده شده است. امید است بتوانیم آن‌ها را به دست آوریم و در دسترس خوانندگان قرار دهیم.

در آغاز هر فصل، شرحی از وضعیت اردوگاهی که سید به آنجا قدم گذاشته و گزارشی از عملکرد او را به کوتاهی نگاشته‌ایم. همچنین در پایان، تصاویری از آن پارسای پرهیزگار آورده‌ایم تا مورد استفاده‌ مشتاقان آن عارف مجاهد قرار گیرد. علاوه بر آن، در پایان کتاب، گذری بر زندگی پرفرازونشیب، معنویت‌بار و مجاهدانه‌ی آن «عبد صالح خدا» داشته‌ایم تا خوانندگان با سیر زندگی او نیز آشنا شوند.

کد خبر ۱۰۵۷۶
۲۹ مهر ۱۴۰۵
تعداد بازدید ۲۰
روایت تلخ یک صبح اسفندی در سیستان؛ «حاج محسن، یتیم شدیم دوباره!»
کتاب «باران در میدان» جلوه‌ای ماندگار از غیرت، ایثار و پیوند قلبی جهادگران با ولایت را به تصویر کشیده است؛ روایتی از صبح نهم اسفندماه در مناطق محروم سیستان که با پیامکی تلخ آغاز شد و اشک و بی‌قراری جانبازان و جهادگران را در غربت رقم زد.

«جنگ، جنگ است و عزت و شرف ما در گرو آن است…»

همیشه شنیدن این دست کلام‌ها و شعارها مایه تسکین، آرامش و غرورم بود.

از اوایل جنگِ رمضان، بر اساس تعهدی که داشتم، همراه با دو تن از اعضای گروه جهادی «سیدالاحرار» راهی مناطق محروم سیستان شدیم. حاج مظفر ارشادپور، جانباز ۷۵ درصد، یکی از همین یاران جهادی بود؛ بزرگواری که با وجود قطع عضو از ناحیه هر دو پا، هنوز باور داشت دینش را به اسلام و مسلمین ادا نکرده است. همراه دیگرمان نیز رزمنده‌ای دلسوز و برادر شهید بود که با وجود ۶۷ سال سن، مجدانه و بی‌ادعا برای خدمت به خلق خدا زحمت می‌کشید.

صبحگاه روز بعد از حادثه تروریستی، یعنی نهم اسفندماه، پیامکی با این مضمون دریافت کردم:

«حاج محسن، یتیم شدیم دوباره!»

با تعجب نوشتم: «یعنی چی؟»

پاسخ آمد: «تلویزیون رو روشن کن.»

سراسیمه به سمت تلویزیون رفتم و آن را روشن کردم. همان ابتدا، روبان سیاه عزا در گوشه تصویر نگاهم را لرزاند. با دلهره گفتم: «یا الله! باز کدام مسئول را ترور کردند؟»

چشمم که به زیرنویس تلویزیون افتاد، بی‌اختیار با دو دست بر سرم کوبیدم و فریاد زدم: «نه! این امکان نداره…»

مجری با چهره‌ای پریشان و صدایی لرزان خبر شهادت رهبر را قرائت کرد. اشک بی‌امان از چشمانم جاری شد و دیگر متوجه اطرافم نبودم. با دلی شکسته و زاری‌کنان از اتاق به حیاط رفتم و روی پله‌ها نشستم. ناگهان از خود بی‌خود شدم، ایستادم و فریاد کشیدم: «ای وای، ای وااااااای… یتیم شدیم!»

در میان ناله و ضجه متوجه صدای درِ خانه شدم، اما توان حرکتی در من نمانده بود. دوست جانبازم رفت و در را باز کرد. صدای گریه و بی‌قراری من همسایه‌ها را نگران کرده بود؛ ناگهان دیدم جمعی از اهالی سراسیمه وارد شده و جویای احوالم هستند. وقتی دوستان دیدند اهالی هنوز از حادثه بی‌خبرند، با بغض رو به آن‌ها گفتند: «رهبرمان… پدرمان را به شهادت رساندند…»

دیگر اختیار اشک‌ها و بی‌قراری‌ام دست خودم نبود. ماندن در آنجا برایم ناممکن شده بود؛ دلم آرام و قرار نداشت و دست و دلم به کار نمی‌رفت. ساعتی بعد که کمی آرام‌تر شدیم، ادامه کار را متوقف کردیم و با دوستان عازم شهرستان شدیم…

راوی: محسن جهانبانی

منبع: کتاب «باران در میدان»

کد خبر ۱۰۵۷۱
۲۶ مهر ۱۴۰۵
تعداد بازدید ۳۳
کتابنامه آزادگان به صورت رایگان منتشر شد +دانلود pdf
دسترسی آسان به تمامی آثار مکتوب حوزه اسارت فراهم شد؛ انتشار «کتابنامه جامع آزادگان» توسط انتشارات پیام آزادگان، فرصتی ویژه برای پژوهشگران و علاقه‌مندان تاریخ دفاع مقدس است تا به مجموعه‌ای کامل از آثار انتشارات این مؤسسه با امکان جست‌وجوی تخصصی بر اساس اردوگاه، عملیات و نویسنده دست یابند.

به گزارش روابط عمومی مؤسسه فرهنگی پیام آزادگان، در راستای معرفی فرهنگ اسارت و بازخوانی خاطرات آزادگان سرافراز، نسخه جدید «کتابنامه آزادگان» که شامل معرفی جامع کلیه آثار منتشرشده توسط انتشارات پیام آزادگان است، به صورت رایگان در اختیار عموم علاقه‌مندان قرار گرفت.

این کتابنامه حاصل سال‌ها فعالیت انتشارات پیام آزادگان است که از سال ۱۳۸۴ تحت این عنوان و پیش از آن از سال ۱۳۷۶ با نام انتشارات امید آزادگان، مأموریت نشر خاطرات و آثار مرتبط با آزادگان را برعهده داشته است. پس از تأسیس مؤسسه فرهنگی هنری پیام آزادگان، کلیه کتاب‌های منتشرشده پیشین نیز در اختیار انتشارات جدید قرار گرفته و روند نشر خاطرات دوران اسارت با انسجامی تازه ادامه یافته است.

«کتابنامه آزادگان» با هدف اطلاع‌رسانی دقیق و شفاف درباره محتوای آثار منتشرشده، به معرفی هر کتاب همراه با تصویر جلد، اطلاعات کتابشناسی، معرفی نویسنده یا راوی (آزاده) و خلاصه‌ای از محتوای اثر می‌پردازد. یکی از ویژگی‌های برجسته این کتابنامه، ذکر عملیات و اردوگاه محل اسارت نویسندگان یا راویان آزاده است که جست‌وجو و انتخاب آثار را برای علاقه‌مندان، پژوهشگران و خانواده‌های آزادگان تسهیل می‌کند.

ترتیب چیدمان آثار در کتابنامه بر اساس سال نشر، از جدیدترین آثار تا قدیمی‌ترین، و قیمت‌ها نیز بر اساس چاپ نخست کتاب‌ها درج شده‌اند. این مجموعه منبعی مرجع و قابل استناد برای پژوهشگران تاریخ شفاهی دفاع مقدس، خانواده‌های آزادگان و فعالان حوزه فرهنگ مقاومت است.

برای دریافت رایگان روی لینک زیر کلیک کنید.

کد خبر ۱۰۵۶۷
۲۱ مهر ۱۴۰۵
تعداد بازدید ۱۲۹
«طوفان را پنهان کردیم»؛ روایتی از صبر و استقامت در دانشگاه انسان‌ساز اسارت
«کتاب «طوفان را پنهان کردیم»، نوشته طهورا فیاض، سندی مکتوب از سال‌های مجاهدت و استقامت «محمود پهلوان‌مقدم»، آزاده سرافراز لشکر ۵ نصر است که با روایتی مستند و به‌دور از اغراق، زوایای کمتر دیده‌شده از دوران اسارت در اردوگاه‌های موصل ۲ و تکریت ۵ را واکاوی می‌کند.»

طوفان را پنهان کردیم، روایت بدون اغراق محمود پهلوان‌مقدم، جانباز و آزاده‌ای بی‌ادعا و متواضع از استان خراسان‌رضوی است که به قلم طهورا فیاض به نگارش درآمده و توسط نشر ستاره‌ها به بازار نشر معرفی شده است.

محمود پهلوان‌مقدم آزادمردی صمیمی، دوست‌داشتنی، رنج‌کشیده، خاموش و صبور. صبوری او را می‌توانید در لابه‌لای صفحات کتاب طوفان را پنهان کردیم به تمام و کمال به تماشا بنشینید.

محمود پهلوان مقدم در لشکر 5 نصر خدمت می‌کرد و در 4 اسفند 1362 در جریان عملیات خیبر به اسارت درآمد و سال‌های اسارات خود را در مقطع دوم اردوگاه‌ موصل 2، معروف به موصل خیبری‌ها، تکریت 5 (صلاح‌ادلدین) سپری کرد. ایشان چندین ماه ارشد اردوگاه موصل 2 بود و در این مدت با موفقیت تمام به اسیران اسیر خدمت کرد و با برنامه‌های حساب‌شده تلاش کرد تا نگذارد حقی از اسیران زیرپا گذاشته شود.

در این کتاب زوایای زندگی، جنگ و اسارت قهرمان کتاب با تمام تلخی‌ها و شیرینی‌هایش به مخاطب نشان داده می‌شود و نویسندة کتاب با قلمی جذاب به بازگویی پدیده‌های قهری زندگی محمود پهلوان‌مقدم پرداخته است.

 

کتاب با درگیری رزمندگان با کومله‌ها و دموکرات‌ها در غرب کشور، که محمود پهلوان مقدم نیز حضور داشت، آغاز می‌شود، از عملیات بیت‌المقدس با مجروحیت عبور می‌کند و با عملیات خیبر به دانشگاه انسان‌ساز اسارت می‌رسد. در این مسیر پرپیچ‌وخم ازدواج و تولد دردانه‌اش، مریم، هم نمی‌تواند او را از هدفی که داشت باز دارد.

از مهم‌ترین ویژگی‌ این کتاب ساختار مناسب، توجه به اصالت، صمیمیت و نزدیک شدن به واقعیت‌ها، اندیشه و احساسات ملی‌مذهبی است.

گزیده‌ای از متن کتاب:

«افسر عراقی با سماجت عجیبی بینمان چشم می‌گرداند و می‌ایستد مقابلم، خیره خیره به من نگاه می‌کند. چنگ می‌زند به یقه‌ام و مرا از جمع بیرون می‌کشد. لگدی به پهلویم می‌زند . لگدی هم به سینه‌ام می‌خواباند. رو به سربازها چیزی می‌گوید و با علامتش چندنفری می‌افتند به جانم. درد مثل آبی داغ از سر تا نوک پاهایم راه می‌گیرد. خودم را مچاله می‌کنم. بدنم سر شده، اما درد از سرم که بین دست‌هایم پنهانش کردم در قلبم می‌ریزد. دست می‌کشم روی گوشم. روی لزجی و گرمای خون. تکه‌ای از آن کنده شده و ..

   

کد خبر ۱۰۵۶۶
۲۰ مهر ۱۴۰۵
تعداد بازدید ۱۰۹
«روزهای پاییزی»؛ روایتی از قاب‌های ماندگار استقامت در بند/ بازخوانی شش داستان واقعی از قهرمانان آزاده

به گزارش روابط عمومی مؤسسه پیام آزادگان، ادبیات مقاومت و پایداری همواره ظرفیتی عظیم برای ثبت لحظه‌های ایثار و صبر مردان بزرگ تاریخ این سرزمین بوده است. در همین راستا، کتاب «روزهای پاییزی» به قلم توانای نویسنده برجسته حوزه کودک و نوجوان، خانم مهری ماهوتی، اثری است که با زبانی ساده و صمیمی، گوشه‌ای از دنیای پیچیده و پرمفهوم دوران اسارت را برای نسل جدید به تصویر کشیده است.

درباره کتاب:

این اثر که در قالب مجموعه داستان‌های کوتاه نگاشته شده، نگاهی متفاوت و البته واقعی به تجربیات رزمندگان آزاده در دوران اسارت دارد. کتاب «روزهای پاییزی» شامل ۶ داستان کوتاه با عناوین «گل‌محمدی»، «روزهای آخر زمستان»، «ابتکار تازه»، «دردسر»، «وضعیت سفید» و «توپ» است که هر کدام برشی از یک خاطره واقعی را در ذهن مخاطب حک می‌کنند.

آنچه این کتاب را متمایز می‌کند، نگاه نویسنده به مفاهیم عمیق انسانی در دلِ سخت‌ترین شرایط ممکن است. مفاهیمی همچون ایمان، فداکاری، ابتکار، مهربانی، صبر و همدلی که در این داستان‌ها، نه به صورت شعار، بلکه در بطنِ کنش‌ها و رفتارهای قهرمانان واقعی داستان‌ها، به تصویر کشیده شده است.

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم:

«تو که تفنگت از خودت بزرگ‌تر است! من هم زدم توی حالش. گفتم مردی که به قد و هیکل نیست. اگر راست می‌گویی یک تفنگ تو بردار و یکی من. ببینیم کی بهتر می‌جنگد. او هم دمش را گذاشت روی کولش و رفت. پنج سال از آن روز می‌گذرد…»

کلام آخر:

کتاب «روزهای پاییزی» تنها یک اثر داستانی نیست؛ بلکه پلی است میان نسل امروز و مردانی که در میان دیوارهای بلند اسارت، درس آزادگی و استقامت را با گوشت و پوست خود مشق کردند. مطالعه این اثر برای نوجوانان و علاقه‌مندان به ادبیات پایداری، فرصتی ارزشمند برای درک بهترِ معنای «امید» در سخت‌ترین شرایط است.

کد خبر ۱۰۵۵۳
۴ مهر ۱۴۰۵
تعداد بازدید ۱۱۹