زمانی که در بیمارستان عراق به هوش آمدم گمان میکردم در ایرانم، اما وقتی به من گفتند که در کشور عراق و اسیر دست دشمن شدم تمام غمهای عالم روی دلم نشست و سخت ترین لحظات دوران زندگی خود را تجربه کردم
به گزارش روابط عمومی مؤسسه فرهنگی پیام آزادگان، استان خراسان رضوی، فرصت دیگری فراهم شد و توفیق یافتیم و به دیدار یکی دیگر از آزادگان سرافراز مشهدی رفتیم. آزاده عزیزی که ازابتدا تا انتهای این دیدار لبخند از چهره اش محو نشد و منبع انرژی و روحیه برای جمع بازدید کننده بود.
آقای «مصطفی شیخیان» در سال 59 و تنها پس از گذشت چهار روز از آغاز تهاجم وحشیانه رژیم بعث عراق به میهن عزیزمان در حالیکه بشدت مجروح و بیهوش بوده اسیر دست دشمن مشود. وی در زمان اسارت فرمانده رسته توپخانه مستقردر منطقه بوده است.
وی در توصیف روزهایی که منتهی به اسارتش شد حرفهای شنیدنی زیادی داشت، از خیانتهایی که بنی صدر انجام داد تا همراهی کشورهای عربی با صدام از طریق اعزام لشکرها و ادوات و تجهیزات نظامی، از آغاز حمله عراق به کشور و واکنش نیروهای مسلح کشور و مردم مناطق مرزی ... و البته طبیعی است حضور در نقطه صفر مرزی و مشاهده یک تجاوز آشکار و وحشیانه از سوی رژیمی سراپا مسلح و حمایت شده از سوی همه دنیا حرفهای ناب زیادی دارد که امید است این خاطرات ثبت وضبط شده تا در حافظه تاریخ این مرز و بوم برای همیشه باقی بماند.
آزاده عزیز ما در خصوص اسارتش می گوید: «زمانی که در بیمارستان عراق به هوش آمدم گمان میکردم در ایرانم، اما وقتی به من گفتند که در کشور عراق و اسیر دست دشمن شدم تمام غمهای عالم روی دلم نشست و سخت ترین لحظات دوران زندگی خود را تجربه کردم ...»
پس از اسارت ، ابتدا او را به بغداد می برند. او خود را یک فرد غیرنظامی و آزاد معرفی می کند و همین باعث می شود کمتر او را اذیت کنند و جزو اولین گروه اسرای ایرانی بود که به اردوگاه رمادیه رفت. در این اردوگاه با نفوذ خائنین هویت واقعی او لو رفته و به اردوگاه موصل منتقل شد. در اردوگاه موصل نیمه شب همه را در همان وضعیت از آسایشگاهها خارج و سوار اتوبوس ها کردند و به اردوگاه رمادی منتقل می کنند. بعدها مشخص شد اردوگاه موصل به اسرای عملیات خیبر اختصاص پیدا کرد.
آقای شیخیان زمانی که اسیر می شود پسری دوساله داشته که پس از ده سال اسارت در سن 12 سالگی او را می بیند و در این مدت طولانی همسر فداکار ایشان به تربیت این فرزند همت گماشته که حاصل آن فرزندی فرهیخته بوده که با مدرک دکترا مشغول طبابت می باشد و به گفته والدینش طبابت را وسیله خدمت به مردم قرار داده نه کسب درآمد.
آقای شیخیان پس از برگشت به وطن اسارتی دیگر را تجربه می کند، اما اسارتی شیرین وعاشقانه که هرکسی را لیاقت چنین اسارتی نیست. او به افتخار خدمتگذاری بارگاه مقدس و منور علی ابن موسی الرضا نائل شده و به مدت 27 سال به شغل شریف کفشداری در این آستان ملکوتی مشغول می شود که کماکان ادامه دارد.
انتهای پیام/
صاحِبِ النّاسَ مِثلَ ما تُحِبُّ أن یُصاحِبوکَ بِه.