چندسالی از شروع جنگ می گذرد که مانند همه جوانها احساس تکلیف میکند و به جبهه می رود که سرنوشت او در جنگ به اسارت منتهی می شود.
به گزارش روابط عمومی مؤسسه فرهنگی پیام آزادگان، نامش غلامحسن و شهرتش داوطلب است. در تاریخ 21 تیرماه 67 پس از این که به سختی مجروح می شود به اسارت در می آید تا فصل متفاوتی از زندگی خود را تجربه کند. اسارتی که آغازش مشخص اما پایانش را تقدیری رقم خواهد زد که خدای بزرگ برایش مقدر نموده است. پس از اینکه او را جهت بازجویی به بغداد و استخبارات بعث عراق می برند به «اردوگاه موصل» منتقل شده و حدود دوسال در اسارت باقی می ماند تا اینکه همراه با سایر آزادگان عزیز به وطن برمی گردد.
آقای داوطلب اصالتا روستایی است. در کودکی از نعمت وجود پدر محروم و تحت سرپرستی مادرش قرار گرفته و به کار کشاورزی و دامداری مشغول می شود. چندسالی از شروع جنگ می گذرد که مانند همه جوانها احساس تکلیف میکند و به جبهه می رود که سرنوشت او در جنگ به اسارت منتهی می شود. پس از برگشت به وطن این عزیز آزاده به استخدام آموزش پرورش درآمده و تا زمان بازنشستگی در آنجا می ماند. در سالهای اخیر آقای داوطلب به واسطه عوارض جانبازی و اسارت دچار سکته مغزی شده و بخشی از بدن او فلج شده که البته با تلاش و کوشش و تحرکی که دارد سعی می کند بر بخشی از مشکلات خود غلبه کند. آزاده عزیز ما گرچه بواسطه عارضه سکته از نظر تکلم دچار مشکل شده است اما روحیه شاد وسرزنده ای دارد. او نیز مانند بسیاری از عزیزان آزاده زندگی و آسایش خود را مدیون فرشته ای بنام همسر می داند.
از خداوند رحمان و رحیم اجر و پاداش صابران و مجاهدان راهش را برای این خانواده ایثارگر آرزومندیم.
موسسه فرهنگی پیام آزادگان خراسان رضوی
انتهای پیام/
رَبَّناإِنَّکَ جامِعُ النّاسِ لِیَوْمٍ لا رَیْبَ فیهِ إِنَّ اللّهَ لا یُخْلِفُ الْمیعادَ