به مسأله مهم پرورش و تربیت فرزند و تأثیر مستقیم که از والدین میگیرد باید توجه داشت. انسان باید با نصیحت پدرانه داشتن برای فرزند در همهٔ زمینههای ریز و درشت زندگی، با حوصله و دقت تمام مسائل را باز کند و تذکر دهد. نصیحتهای پدر در گوش بچه میماند، بیش از لباس خریدن و خوراک و غیره. نصیحت کردن او مهمتر است. نصیحت غیر مستقیم در بعضی مواقع مفید و مؤثرتر است. باید حرف را به دل فرزند نشاند که مؤثر باشد.
خانواده و تربیت فرزند
به مسأله مهم پرورش و تربیت فرزند و تأثیر
مستقیم که از والدین میگیرد باید توجه داشت. انسان باید با نصیحت پدرانه
داشتن برای فرزند در همة زمینههای ریز و درشت زندگی، با حوصله و دقت تمام
مسائل را باز کند و تذکر دهد. نصیحتهای پدر در گوش بچه میماند، بیش از لباس
خریدن و خوراک و غیره. نصیحت کردن او مهمتر است. نصیحت غیر مستقیم در بعضی
مواقع مفید و مؤثرتر است. باید حرف را به دل فرزند نشاند که مؤثر باشد.
احترام گذاشتن به افراد خانواده و فرزند
مهم است. خیلی به افراد احترام گذاشته شود! خانواده دِین بزرگی به گردن
ما دارند و به مراتب طی این زمان برای آنها مشکلتر بود و این ما بودیم
که باعث شدیم آنها تحمل سختی کنند. باید سعی کنیم دل آنها را به دست
آوریم و نهایت احترام را به آنها نشان دهیم. صبر و استقامت و دعای خیر آنها
تأثیر بسیاری در صبر و پایداری ما داشت. تلاش و صبر همسر نیز بس پرارزش و
گرانبها بود و آنها هم پا به پای ما تحمل مصائب را نمودند. آنها با روحیههای
قویشان روحیه دهنده به ما بودند و به ما کمک کردند و در امر ما شریک بودند.
باید آنها را محترم بداریم و شخصیت آنها را حفظ کنیم و در کارها کمکشان
کنیم. باید دل ایشان را خوش کنیم تا صفا و صداقت باشد. باید علاقهمندی در
حد معقول را به آنها نشان داد؛ علاقهمندی که به او کمک میکند تا تحمل
کند و صبر داشته باشد.
خانواده و دوست و آشنا از ما توقعاتی دارند،
مخصوصاً با دیدی که نسبت به اسیر است. باید چطور خودمان را با این انتظارات
تطبیق دهیم. باید دقت کرد انسان سیر نزولی نداشته باشد و سعی کند تکیهاش
روی مسائلی باشد که به آن رسیده و سعی کند پله پله بالا رود. البته سعی
کند زواید را قیچی و از خود دور کند.
چیزی که مقدار کمی از زحمات خانواده را
جبران میکند این است که هیچ امری انسان را از خانواده دور نکند مگر
واجبات. مسأله تشکیل خانواده یک امر طبیعی و ضروری است و اکثر بهایی که
باید به همسر داده شود، نمیشود.
زندگی فراز و نشیبهای زیادی دارد که یکی
از ارکان آن همسر است و او میتواند یکی از عوامل پیشگیری کننده از انهدام
خانواده و زندگی انسان باشد. باید او هم از نظر روحی تقویت شود و از نظر
موقعیت پراهمیتش در زندگی به او شخصیت داده شود، تا در وضعیتهای بحرانی
زندگی بتواند مقاومت کند. لذا باید شخصیت زن در زندگی حفظ شود و از اینکه
تحقیر شود باید جلوگیری شود.
جداً تحقیر یک فرد شرعاً حرام است و گناه
کبیره میباشد. علاوه بر آن، زن تحقیر شده نمیتواند در شرایط سخت زندگی
مقاومت لازم را داشته باشد؛ در صورتی که به این مسأله خیلی بیتوجهی میشود
و فکر میکنند که باید در زندگی برخورد و رفتاری با زن بشود که اصلاً به
خود اجازه ندهد که کمترین خودی نشان دهد و اهمیتی داشته
باشد. نتیجة چنین برخوردی این میشود که در سختیهای دیگر خودی نمیبیند که
بخواهد تصمیمی بگیرد و از حق زندگی خانواده دفاع کند، و اصلاً آن آمادگی
روحی را نخواهد داشت که اگر در یک شرایط سخت و خاصی، مسئولیتی در محیط
کوچک خانواده به او محول شد، بتواند از عهده آن برآید. زندگی را هم که
نمیشود پیش بینی کرد. ممکن است به یکباره تمام مسئولیت بر دوش زن
بیفتد. او در اثر تحقیر شدن، موقعیت خودش را در این نظام خانوادگی از دست
داده، دیگر آن آمادگی روحی را برای پرورش فکری فرزند هم نخواهد داشت که
این خود، مسأله بسیار مهمی است و فقط حکم پرستاری را پیدا میکند که فقط
جنبة جسمی فرزند را تأمین میکند نه جنبههای فکری و روحی او را؛ چون در
اثر نادیده گرفتن موقعیت زن در زندگی، زمینة رشد روحی همسر از بین رفته؛ در
نتیجه، آن شایستگی و آمادگی را که برای تغذیه روحی فرزند باید دارا باشد
ازدست داده و الآن فاقد آن شخصیت است و اگر کنترل هم نشود، ممکن است از
نظر بیبند و باری و خودرو بار آمدن هم ضرر و زیان بیشتری را برای زندگی و
برای فرزندانشان به بار آورد.
لذا باید ضمن اینکه کنترل میشود، کنترل
بیشتر، کنترل اخلاقی باشد! نه از راه اعمال زور و قدرت و تحقیر کردن او.
خانواده و تربیت فرزند
باید طوری با او برخورد شود که خود به خود
از نظر اخلاقی محدودیتهای لازم را خود برای خود به وجود آورد، نه اینکه
محدودیتهای لازم را با زور و تهدید بخواهیم برایش به وجود بیاوریم؛ چون به
این وسیله تحقیر میشود و شخصیت خود را ازدست میدهد. ولی اگر با او طوری
برخورد کنیم که خود او از نظر اخلاقی به عنوان یک وظیفهای محدودیتها را
برای خود ایجاد بکند، در این صورت به آنچه که باید، عمل کرده، بدون اینکه
شخصیت خود را ازدست داده باشد؛ بلکه احساس یک شخصیت بیشتری در خور خویش
میکند؛ چون ندانسته از بیبند و باریها که جز ضرر و زیان برای خود و خانواده
ندارد، خود را رهایی بخشیده، و در اینجا احساس شخصیت بیشتری میکند و در
نتیجه، هم به وظیفة خود عمل کرده و هم آمادگی بیشتری برای انجام وظایف
بعدی پیدا کرده و با این وضعیت میتواند در شرایط مختلف به وظیفة خود عمل
کند.
ولی اگر از راه تهدید و قدرت پیش رفتیم،
قدرت تصمیمگیری از او سلب میشود و در شرایط سخت، قدرت تصمیمگیری ندارد.
در نتیجه در شرایط سخت، یا آلت دست این و آن میشود، یا در اثر ندانم کاری
پشت پا به سعادت خود و همسر و فرزندش میزند.
در زندگی خانواده انسان علاقه دارد که
مثلاً بهترین همسر از نظر اخلاقی و کردار و گفتار نصیبش شود. یکی از آرزوهای
افراد همین است. در همین آیة شریفه: «ربنا آتنا فی الدنیا حسنه و فی الاخرة
حسنه». تفسیر به همسر مؤمنه و شایسته شده که نصیب انسان است. ولی در این
رابطه هیچ کس به تمام آرزویش نمیرسد، همچنان که در بقیة آرزوها؛ زیرا
همسری که عاری از تمام ضعفها باشد، وجود ندارد. لذا، طبعاً در حالی که این
آرزوی هر انسانی است، هیچ کس به این آرزوی بزرگ ـ به تمام ـ نمیرسد و
نواقص و ضعفهایی دارد و مزایایی.
در درجة اول باید خودمان را به تمام معنا
حاضر کنیم، بعد از انجام گرفتن این پیمان، دیگر کاری به کار مزایا و خصلتهای
خوب نداشته باشیم. هر چه هست خود را آمادة زندگی به تمام معنا کنیم. از
مزایای ظاهری و خصلتهای باطنی هرچه هست، از خوب و بد، با تمام وجود باید
خود را آمادة زندگی کنیم. قبلاً هر چه دقت بکنیم، مانعی ندارد. ولی بعدش،
هرچه بود باید خود را حاضر برای زندگی با او کنیم. نه حاضر تحمیلی؛ بلکه
قبلاً در وجودمان علاقهمندی ظاهری و باطنی را به وجود آوریم. اگر مزایا و
خصلتهای خوب زیاد است که چه بهتر! اگر هم کم است، بالأخره باید یکی با
او زندگی کند، و من باید نیاز او را به زندگی مشترک مرتفع کنم. اگر میخواهم
خدمتگزار باشم، این در صدر همة خدمتها است.
غریزة مادر شدن و تشکیل زندگی دادن در زن
خیلی زیاد است. فقط غریزة جنسی نیست؛ با یک دنیا آمال و آرزو آمده. نباید کاخ
آمال و آرزوی او را نابود کرد. اگر«اِنَّالله عِندَ قُلوبٌ مُنْکسِرَه» درست
است و اگر قلبی بشکند دعا به اجابت میرسد، بیینید شکستگی قلب او چه اثر نامطلوبی
در زندگی من که دل او را شکستهام میگذارد و در روایت هم میباشد، که
انسان محبت خود را ابراز کند، به کسی که میخواهد به او محبت کند.
باید به همسر تفهیم کرد که شما به او علاقهمند
هستید؛ اثرات زیادی در جهت رفع ضعفها و افزایش نکات مثبت دارد. ا گر مسألهای
مثل اسارت پیش آمد، مطمئن است که او به زندگی وفادار است. ممکن است در
زندگی برای انسان مسألهای پیش بیاید. اگر همسر، وفاداری شما را قبلاً حس
کرده باشد، وفاداری نشان خواهد داد و اگر غیر این باشد، او هم غیر از این
خواهد بود و اگر زندگی با ناسازگاری مواجه شود، تربیت فرزند فوقالعاده مشکل
خواهد شد.
والسلام.
