در عید فطر سال ۱۳۶۳، سید آزادگان با پایهگذاری سنتی از ارشد اردوگاه تا تکتک اسرا، همدلی و انسجام میان آزادگان را تقویت کرد. همه در صف ایستاده و با یکدیگر دست داده و روبوسی میکردند.
۱۱ فروردین ۱۴۰۴
چهارمین عصر خاطره الماسهای درخشان؛
در اردوگاههای اسارت، اسرا با اختصاص سهمی از نان، شکر و دیگر مواد غذایی، فضایی برای جشن عید فطر ایجاد کرده و لحظاتی از شادی را در دل سختیها رقم میزدند.
۱۱ فروردین ۱۴۰۴
چهارمین عصر خاطره الماسهای درخشان؛
نوجوانی که پیش از ۱۵ سالگی اسیر شد، امروز از تجربه زیستن در اردوگاههای موصل، چالشهای بلوغ در اسارت و روزهای پرمشقت روزهداری در بند میگوید.
۱۱ فروردین ۱۴۰۴
چهارمین عصر خاطره الماسهای درخشان؛
در ماه رمضان، یکی از اسرای اصفهانی تصمیم گرفت برای دوستانش مربا درست کند. اما در لحظهی آخر، یک اشتباه ساده باعث شد که همهی زحماتش از بین برود.
۰۹ فروردین ۱۴۰۴
چهارمین عصر خاطره الماسهای درخشان؛
عبدالله عابدی، آزاده دفاع مقدس، در چهارمین برنامه «عصر خاطره الماسهای درخشان» از نخستین رمضان خود در اسارت گفت.
۰۹ فروردین ۱۴۰۴
مؤسسه پیام آزادگان در بیانیهای، آزادگان را پیشگامان حمایت از ملت فلسطین معرفی کرد و تأکید کرد که تجربه اسارت، آنها را بیش از هر کس به درد و رنج مردم تحت اشغال نزدیک کرده است.
۰۷ فروردین ۱۴۰۴
تاریخ، ایستادگی را به خاطر خواهد سپرد. روز قدس، روزی است که آزادگان، ملتهای آزاده و وجدانهای بیدار، در برابر ظلم میایستند و اعلام میکنند که قدس، تنها یک جغرافیا نیست؛ بلکه شرافت انسانیت است.
۰۷ فروردین ۱۴۰۴
از پشت دیوارهای اسارت، پیامی برخاست که رسالت آزادی فلسطین را از پشت سیمهای خاردار فریاد زد. سید آزادگان، در نامهای که همه اسرا در دل خود جای دادند، بر پیروی از امام و آزادی فلسطین تأکید کرد و نوشت: "به امید پیروزی نزدیک".
۰۷ فروردین ۱۴۰۴
چهارمین عصر خاطره الماسهای درخشان؛
آزاده محمود تاجداری: در اسارت برای سحر، نه اذان و نه هیچ اطلاعاتی در اختیار نداشتیم، به همین دلیل برای تشخیص زمان از نشانههای طبیعی استفاده میکردیم.
۰۶ فروردین ۱۴۰۴
چهارمین عصر خاطره الماسهای درخشان؛
رضا ملیح، آزاده دفاع مقدس، در چهارمین ویژهبرنامه «عصر خاطره الماسهای درخشان» گفت. آزادگی نه برای امتیازات مادی، بلکه برای تعالی انسانی و رسیدن به خدا بود.
۰۶ فروردین ۱۴۰۴
دفتر نمایندگی کمیته بینالمللی صلیب سرخ در تهران، در مکاتبهای رسمی با جمعیت هلالاحمر جمهوری اسلامی ایران، اخبار منتشرشده درباره ارائه کمک مالی به اسرای سابق جنگ ایران و عراق را تکذیب کرد.
۲۸ اسفند ۱۴۰۳
چهارمین عصر خاطره الماسهای درخشان؛
در اردوگاه اسرا، سکوت یک تاکتیک بود؛ آزادگان حتی بدون دمپایی راه میرفتند تا از تنش جلوگیری کنند. غلامرضا مالکی از سختیهای سالهای نخست رمضان در اسارت گفت.
۲۸ اسفند ۱۴۰۳
چهارمین عصر خاطره الماسهای درخشان؛
یک شب ما را به محوطه اردوگاه بردند و گفتند امشب مهمان صدام هستید و آزادید تا از این شب لذت ببرید. اما پاسخ اسرا، سکوتی معنادار و نگاهی خیره به آسمان و ستارهها بود.
۲۵ اسفند ۱۴۰۳
چهارمین عصر خاطره الماسهای درخشان؛
آب خنک به روش ابتکاری، چای گرمشده با المنت، و ظرفهایی که زمانی توالت بودند؛ اینها فقط بخشی از سختیهای آزادگان در رمضانهای اسارت بود. سید هادی غنی، از خاطرات خود در اردوگاه تکریت ۱۱ میگوید.
۲۳ اسفند ۱۴۰۳
چهارمین عصر خاطره الماسهای درخشان؛
«یکی از افسران عراقی که در طول سال هرگز چنین پیشنهادی نمیداد، در ماه رمضان گفت نظرتان چیست یک قهوهخانه در کنار آسایشگاه بزنیم تا هرکس بخواهد چای یا خوراکی مصرف کند؟
۲۱ اسفند ۱۴۰۳
وقتی مهدی قاسمی شاندیز به جبهه رفت، قرار بود در امور اداری مشغول شود، اما مسیر سرنوشت او را به خط مقدم و سپس به اردوگاه اسرا کشاند. او در دیداری با مؤسسه پیام آزادگان از روزهای سخت اسارت، شهادت مظلومانه علیاصغر نشاستهچی و مقاومت آزادگان در برابر دشمن گفت.
۲۰ اسفند ۱۴۰۳
کتاب «تنفس ممنوع» روایت مستندی از وضعیت بهداشت و درمان در اسارتگاههای عراق است که بر اساس دو سال تحقیق و پژوهش عبدالمجید رحمانیان و مصاحبه با آزادگان، منتشر شده است. این اثر به مشکلات پزشکی، کمبود امکانات درمانی و رفتارهای غیرانسانی دشمن در اردوگاهها میپردازد.
۲۰ اسفند ۱۴۰۳
چهارمین عصر خاطره الماسهای درخشان؛
آزادگان اردوگاه تکریت ۱۲، با کمترین امکانات، روزه گرفتند، افطار کردند و حتی برای عید فطر شیرینی تهیه کردند. اما نماز جماعت برایشان ممنوع بود. راهحل چه بود؟
۲۰ اسفند ۱۴۰۳
چهارمین عصر خاطره الماسهای درخشان؛
در شرایط سخت، از یکدیگر مراقبت میکردیم. وقتی اسیر جدیدی وارد میشد، بچهها برایش تدارکات فراهم میکردند. یک بار انار دادند و آن را دانهدانه تقسیم کردیم، هر نفر ده دانه میخورد.
۲۰ اسفند ۱۴۰۳
چهارمین عصر خاطره «الماسهای درخشان» با حضور جمعی از آزادگان سرافراز دفاع مقدس برگزار شد. این برنامه به روایت خاطرات روزهای سخت ماه رمضان در دوران اسارت اختصاص داشت و با سخنرانی، نوحهخوانی همراه بود.
۱۸ اسفند ۱۴۰۳
در دوران دفاع مقدس، اسارت برای بسیاری از رزمندگان ایرانی دشوار بود، اما سرگذشت غلام حسین خسروی و بستگانش در اردوگاه بعثیها حکایتی متفاوت است. آنها در شرایطی استثنائی توانستند با هم بمانند و روحیه مقاومت را در دلهای یکدیگر تقویت کنند.
۱۸ اسفند ۱۴۰۳
ماه مبارک رمضان سال ۱۳۶۱ در اردوگاه اسرا، رنگ و بویی متفاوت داشت. پیروزیهای جبهههای نبرد، آزادی خرمشهر و حضور سید آزادگان، روحیهای مضاعف به اسرا بخشیده بود. اما دشمن تاب این شکوه معنوی را نیاورد و با شبیخونی ناجوانمردانه، رمضان را به صحنهای از شکنجه و سرکوب تبدیل کرد...
۱۸ اسفند ۱۴۰۳
در میان صدها غرفه و هزاران کتاب عرضهشده در نمایشگاه قرآن، غرفه پیام آزادگان محلی برای مرور خاطرات آزادگان سرافراز و روایتهایی از سالهای سخت اما پرافتخار اسارت است.
۱۶ اسفند ۱۴۰۳
خانهای در مشهد، به میعادگاهی برای آزادگان تبدیل شد. مادری که سالهاست با آغوش باز، فرزندان آزادهاش را پذیراست، بار دیگر در ماه رمضان سفرهای گسترد تا آنها را کنار هم بنشاند، همچون سالهای سخت اسارت که دلهایشان در کنار هم بود...
۱۵ اسفند ۱۴۰۳