۱۲ تیرماه سالروز شهادت شهید اسارت شهید علی اکبر قاسمی

۱۳۹۵/۰۴/۱۲

به گزارش واحد اطلاع رسانی پیام آزادگان ، امروز ۱۲ تیرماه سالروز شهادت مظلومانه آزاده عزیز شهید علی اکبر قاسمی به دست جلادان بعثی در اردوگاه تکریت۱۱ می باشد. به همین مناسبت قسمت هایی از زندگی این شهید بزرگوار را با هم میخوانیم :

 

 

آموزش قرآن به اقوام و خانواده

وی همیشه قرآن را به دیگر کارها ترجیح می‌داد و قبل از انقلاب در جلسات قرآنی استاد مسگریان شرکت می‌کرد. این شهید عزیز همواره خانواده و اقوام را به آموختن قرآن توصیه می‌کرد و خودش در آموزش قرآن به اقوام پیش‌گام بود.

بعد از انقلاب فعالیت‌های قرآنی برادرم بیشتر شد و جلسات را با جدیت دنبال می‌کرد. وی همیشه توصیه داشت که قرآن را بخوانید، درک کنید و به آن عمل کنید و خودش هم به‌واقع مصداق عمل به قرآن کریم بود. به همین دلیل هم توفیق شهادت نصیبش شد.

 

برادر شهید :

باید یکی از ما برادران شهید شود

ما ۶ برادر بودیم و برادرم درباره ما می‌گفت: هر چیزی خمسی دارد و باید حداقل یکی از ما ۶ برادر شهید شود، به مادرم می‌گفت:‌ شهید کسی است که حتی پیکرش هم بازنگردد.

 

 

شهادت زیر بار شنکجه در اسارت

سال ۱۳۶۵ در عملیات کربلای ۴ به اسارت نیروهای بعثی درآمد و به گفته اسرای هم‌بند وی به‌علت فعالیت‌های مذهبی و قرآنی به وی مشکوک می‌شوند که یا از فرماندهان و یا از روحانیت است. از این رو به شدت مورد شکنجه قرار گرفته و سال ۱۳۶۶ زیر بار شکنجه دشمن به شهادت می‌رسد. از صمیم قلب به راهش عقیده داشت و دست آخر هم به آرزویش رسید. همواره به ما توصیه می‌کرد که امام را تنها نگذارید و راه و خط او را تا ظهور امام زمان(عج) ادامه دهید.

 

 

 

شهیدی که کار برای دولت شاهنشاهی را خیانت می‌دانست

سال ۴۹ یا ۵۰ مدرک دیپلم خود را اخذ کرد. آن زمان مدرک دیپلم بسیار ارزشمند بود، از این رو همه اقوام به وی پیشنهاد دادند تا شغلش یعنی خیاطی را رها کند و به استخدام دولت درآید، اما وی گفت: خدمت کردن به این دولت خیانت است و من خیاطی را به حقوق دولت ترجیح می‌دهم.

 

 

بعد از انقلاب هم از سپاه پیشنهاد داشت، اما گفت: می‌ترسم نتوانم آن‌گونه که شایسته است از لباس سپاه استفاده کنم و شاید دچار سوءاستفاده شوم. مدتی هم در ثبت احوال مشغول کار شد که این هم حدود یک ماه بیشتر طول نکشید و کار در ثبت احوال را هم ترک کرد و گفت:‌ در کشور انقلاب شده، اما انقلاب اداری هنوز رخ نداده است.

همسر شهید یکی دیگر از حاضران این دیدار بود که چند جمله کوتاه در وصف همسرش گفت: ما حدود ۱۵ سال با هم زندگی کردیم و من در این ایام درس‌های زیادی از جمله صبر و استقامت از او آموختم.

 

 

یک روز روزه جریمه شهید برای قضای نماز صبح

همسرم معلم قرآن بود و به خانواده هم درس قرآن می‌داد. انسان بسیار مقیدی بود و همیشه به نماز اول وقت تأکید داشت تا جایی که با خود عهد کرده بود اگر نماز صبحش قضا شود به‌عنوان جریمه یک روز روزه بگیرد.

فراز‌هایی از وصیت شهید

دست از رهبری امام امت بر ندارید که فنا می‌شوید. امام را در هیچ موقع از تاریخ تنها نگذارید. در برابر دشمنان و کفار سرسختانه بایستید و زیر بار ظلم نروید.

 

 

از پدر و مادر عزیز بخاطر تربیت قرآنی تشکر می‌کنم و از شما می‌خواهم که در مرگ من خونسرد باشید و گریه نکنید و به جای من بر مصیبت حسین(ع) و یارانش اشک بریزید. به خواهرانم سفارش می‌کنم با حجاب خود پاسدار حرمت خون شهیدان باشید.

 

اضافه کردن دیدگاه جدید