گفتگو با آزاده سرافراز دکتر کرم اله علیمرادی ریاست سابق فدراسیون پزشکی ورزشی

۱۳۹۶/۰۸/۰۳

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی پیام آزادگان ، سربازان عراقی در جریان عملیات‌های سخت و دشوار، مجروحان ایرانی را به عقب نمی‌آوردند و در یک رسم نانوشته یا به آنها تیرخلاصی می‌زدند یا آنها را زنده به گور می‌کردند. پیدا شدن پیکر شهدای غواص عملیات کربلای۴ گوشه‌هایی از جنایات ارتش بعث عراق در جریان دفاع مقدس را برای بسیاری از ایرانی‌ها روشن کرد. بستن دست غواصان از پشت و زنده به گور کردن‌شان، عمل وحشتناک و وحشیانه‌ای بود که تداعی کردنش در ذهن روح و روان‌مان را آزار می‌دهد. با مرور این اتفاقات تازه می‌فهمیم رزمندگان در روزهای سخت جنگ تحمیلی با چه دشمنان قسی‌القلبی مواجه بودند و مقابل‌شان چه کار بزرگی انجام دادند. 

 

 

فرمان فرمانده عراقی حکم به نجات اسرا داد!

 

زنده به گور کردن رزمندگان و مجروحان ایرانی در طول جنگ تنها به یک عملیات معطوف نشد. فرماندهان بعثی برای انداختن ترس در دل ایرانی‌ها از هیچ جنایتی دریغ نمی‌کردند و به آسانی روش‌های خشونت‌بارشان را انجام می‌دادند. شاید بتوان گفت نمونه‌ای از جنایت‌هایی که امروز تروریست‌های تکفیری در سوریه و عراق انجام می‌دهند را سال‌ها پیش فرماندهان و سربازان بعثی در حق ملت ایران انجام دادند.

 

 

کرم اله علیمرادی یکی از رزمندگان دوران دفاع مقدس است که در سالهای جوانی راهی جبهه‌ و مناطق عملیاتی شد. عملیات والفجر مقدماتی در بهمن ماه سال ۱۳۶۱ عملیات چندان موفقی برای ایران نبود. علیمرادی در جریان این عملیات ضمن مجروح شدن، به اسارت نیروهای عراقی هم در می‌آید. او در این حین اسیر شدن، با صحنه‌های عجیبی روبرو می‌شود و این تصاویر را در ذهنش نگه می‌دارد تا پس از پایان هشت سال اسارت برایمان بازگو کند.

 

 

علیمرادی ماجرای اسارتش در این عملیات را چنین روایت می‌کند:« ما بیش از ۳۰ الی ۴۰ نفر از گردان‌های خط شکن بودیم که پس از لو رفتن عملیات والفجر مقدماتی و محاصره شدن به اسارت عراقی‌ها در آمدیم. همه خسته، گرسنه ، تشنه، زخمی و ناامید از زنده ماندن بودیم. از همه جا بی‌خبر مانده و نمی‌دانستیم وضعیت‌مان در ساعات و روزهای آینده چگونه خواهد شد. عراقی‌ها نیروها را در گودالی ریخته بودند و گویا تصمیم داشتند همه‌ را زنده به گور کنند. طوری رفتار می‌کردند که انگار به زودی آوار و خاک را روی سرمان خواهند ریخت.»

 

 

لحظات سخت و جانکاهی برای رزمندگان و مجروحان بود و همه خودشان را برای شهادت آماده می‌کردند. علیمرادی در ادامه می‌گوید:«هرکس حال و روز خاصی داشت؛ یکی دعا می‌خواند یکی اشهدش را می‌گفت و من درست در قسمت انتهایی گودال بودم. به طوری که پشتم به دیوار انتهایی بود و به دیواره گودال تکیه داده بودم. دست راستم به دیوار چسبیده بود و مشغول خواندن دعا و شهادتین بودم. برای خودم فاتحه می‌خواندم و شهادت را بسیار نزدیک می‌دیدم. فضای بسیار سنگینی بود که از هر دم تا بازدم فاصله زیادی وجود داشت. یعنی هر لحظه فکر می‌کردیم بعد از این دم ممکن است دیگه بازدمی وجود نداشته باشد. یکی با دیگری وصیت می‌کرد و هر لحظه منتظر ریختن خاک توسط نیروهای عراقی بر روی خودمان بودیم. سخت‌ترین دقایق عمرمان در آن گودال می‌گذشت. از طرفی نمی‌خواستیم به اسارت عراقی‌ها در بیایم و از طرف دیگر از زنده به گور شدن می‌ترسیدیم. روزنه‌های امیدواری ما به نجات از این مرگ به تدریج کم‌سوتر می‌شد. خودمان را آماده شهادت کرده بودیم و تنها یک معجزه می‌توانست ما را از این مرگ حتمی نجات دهد.»

 

درست زمانی که سربازان خودشان را برای ریختن خاک بر روی جانبازان ایرانی آماده می‌کردند معجزه‌ای رخ می‌دهد. معجزه‌ای که جان آن اسیران را نجات می‌دهد و آنها را به اسارتی هشت ساله می‌فرستد. علیمرادی در ادامه بیان می‌کند:« دیری نپایید که ندای معجزه آسای نجات در اوج ناامیدی بگوشمان رسید. یکی از فرماندهان ارشد عراقی با چیپ فرماندهی رسید و با صدای بلند دستور داد همه اسیران رو بیرون بیاورید و دستور آمده که همه‌شان به پشت جبهه منتقل شوند. این دستور آنی و این فرمان فرمانده عراقی امیدوارکننده‌ترین صدایی بود که آن لحظه می‌شنیدم. با دیدن این تصویر هنوز پس از گذشت بیش از ۳۵ سال ندای نجات بخش آن فرمانده عراقی در گوشم زمزمه می‌کند.جایی که تصمیم دشمنان باعث نجاتمان شد.»

 

 

 

علیمرادی با ۴۰ درصد جانبازی، سال ۱۳۶۹ به همراه دیگر آزادگان به میهن اسلامی بازمی‌گردد ولی خاطرات بهمن سال ۱۳۶۱ در زندانهای بعثی‌ها مقابل چشمانش بود. او در پایان می‌گوید که با جمع شدن رزمندگان حاضر در   عملیات والفجر مقدماتی در یک اردوگاه، دوباره خاطرات آن بهمن سرد برایمان زنده می‌شد و می‌گفتیم یاد آن ایام بخیر

.

علیمرادی پس از آزادی از اسارت بعثی‌ها و بازگشت به میهن در زمینه پزشکی ورزشی مشغول به کار شد. دکتر علیمرادی در طول این مدت مسئولیت‌هایی همچون ریاست فدراسیون پزشکی ورزشی، ریاست فدراسیون ورزشهای ناشنوایان و دبیرکل ستاد ملی مبارزه با دوپینگ را برعهده داشت.

 

مصاحبه از :احمد محمدتبریزی

 

 

 

اضافه کردن دیدگاه جدید