كنت دومارانش و ماجرای ترس از اسرای ايرانی!

۱۳۹۴/۰۵/۱۱

به گزارش واحد اطلاع رسانی پیام آزادگان ، هرچند كتاب جنگ جهاني چهارم نوشته الكساندر كنت دومارانش رئيس سابق دستگاه جاسوسي فرانسه و با ترجمه سهيلا كيانتاژ، مختص جنگ تحميلي نيست، اما در خلال آن توضيحاتي در خصوص كمك‌هاي تسليحاتي و اطلاعاتي فرانسه به رژيم بعث عراق مي‌شود كه از اين حيث سند مطمئني در تاريخ دفاع مقدس به شمار مي‌رود.

 

اين كتاب را يكي از مطرح‌ترين فعالان اطلاعاتي غرب به نگارش درآورده است كه شاهكار اطلاعاتي او پيش‌بيني دقيق حمله نظامي شوروي سابق به افغانستان است و به همين خاطر كنت دومارانش در نزد اربابان نظام سرمايه‌داري غرب چهره‌اي قابل اعتنا به شمار مي‌رفت و غالباً از او در خصوص رويدادهاي مهم جهاني نظرخواهي مي‌شد.

 

دومارانش از آن جهت كتاب خود را جنگ جهاني چهارم ناميده است كه به گفته خودش پس از جنگ جهاني اول و دوم و همچنين جنگ سرد كه به زعم او جنگ سوم جهاني ناميده شده، چهارمين جنگ جهاني طغيان كشورهاي جنوب عليه كشورهاي شمال است كه به نظر نويسنده اين كتاب، طي آن نظام‌هاي سنتي جنوب عليه مدرنيته غرب قيام خواهند كرد و جنگي فرسايشي برخواهد خاست كه پيروزي قطعي در آن وجود ندارد. نويسنده، ايران را يك ابرقدرت بلامنازع كشورهاي جنوب معرفي مي‌‌كند كه با وجود انقلاب اسلامي رخ داده در اين كشور، يكي از خطرناك‌ترين دشمنان شمالي‌ها در جنگ جهاني چهارم خواهد بود.

 

كتاب جنگ جهاني چهارم به نوعي خاطرات دومارانش از فعاليت‌هاي اطلاعاتي خود نيز است. شايد هم زندگي‌نامه مردي را به تصوير مي‌كشد كه در دوران بازنشستگي نيز دست از كينه‌جويي استكباري‌اش عليه كشورهاي مستضعف برنداشته و با پيش‌بيني جنگ قريب‌الوقوع بين جبهه استضعاف و استكبار، توصيه‌هايي شيطاني به دوستان مستكبر خود براي آمادگي در اين جنگ كرده است.

 

در اين كتاب وقتي ما با وقايع مرتبط با ايران روبه‌رو مي‌شويم كه كنت دومارانش از ايجاد ارتباط دولت فرانسه با عراق در اوايل دهه ۷۰ ميلادي خبر مي‌دهد. آن هم زماني كه عراق به نوعي جزو اردوگاه شرق شناخته مي‌شد و شالوده ارتش خود را با سلاح‌هاي شوروي پايه‌ريزي كرده و گسترش مي‌داد. در همين رفت و آمدهاي كنت دومارانش به بغداد بود كه او علاقه‌مندي براي شناختن امام خميني(ره) نشان مي‌دهد. حضرت امام در آن زمان به شهر نجف تبعيد شده بود و در آنجا دومارانش از سعدون معاون صدام مي‌خواهد شخصيت امام را براي او تعريف كند و سعدون مي‌گويد: شخصيت او چنان است كه براي ديگران غير ممكن است.

 

رابطه تسليحاتي فرانسه با عراق نيز از همين دوران شكل مي‌گيرد و بعدها با حمله ارتش بعث به كشورمان گسترش پيدا مي‌كند. در اين زمان آمد و شد كنت دومارانش به عراق نيز بيشتر مي‌شود و او كه در كتاب خود پيش‌بيني كرده بود اگر بعثي‌ها در عراق زمين بخورند، ايران قدرتش را افزايش خواهد داد، نمي‌خواست در دوران حياتش شاهد اين موضوع باشد و بنابراين امثال همين كنت دومارانش‌ها بودند كه باعث شدند فرانسه بيشترين كمك تسليحاتي را به عراق در زمان جنگ تحميلي بكند.

 

در رابطه با جنگ تحميلي، دومارانش در بخشي از كتاب خود نكته جالبي را بيان مي‌دارد كه بسيار حائز اهميت است. در فصل هفتم و صفحه ۲۴۵ مي‌نويسد: صدام به من گفت: دوست داريد جبهه را ببينيد؟ گفتم نه جنگ زياد ديده‌ام اما در غرب در مورد ايرانياني كه در اردوگاه‌هاي جنگي اسرا نگه مي‌داريد صحبت مي‌كنند. مي‌خواهم آنها را ببينم. صبح روز بعد اين كار انجام شد. يكي از افسرانمان را نيز با خودم بردم. در اردوگاه‌هاي جنگي افرادي (‌آزادگان) را ديدم كه قاطعانه براي فدا كردن جان خود در راه عقيد‌شان آمادگي داشتند. آن منظره منادي جنگ جهاني چهارم بود كه ما فقط درك نامشخصي از آن روي صفحه رادار داريم.

 

دومارانش در اين بخش از كتاب خود به شكلي علني نشان مي‌دهد كه منظور او از واژه «دشمن» در جنگ جهاني چهارم چه كساني هستند. مردمي چون ملت ايران كه با تأسي به داشته‌هاي ديني و ملي خود، عليه نظام استكباري به قيام برخاستند و تنها تعدادي از اين مردم كه در اردوگاه‌هاي رژيم بعث بودند، در همان حالت اسيري نيز چنان ترسي را در دل اين جاسوس كهنه‌كار مي‌اندازند كه ناخواسته به تحسين اين اسرا مي‌پردازد و اعتراف مي‌كند كه امثال آنها مي‌توانند غرب را در جنگ جهاني چهارم به چالش بكشند.

 

در يك نگاه كلي «جنگ جهاني چهارم» را بايد كتابي ارزشمند در حوزه تاريخ معاصر كشورمان و همچنين تاريخ معاصر منطقه و كشورهاي اسلامي به شمار آورد كه به خوبي نگاه استكباري غرب به مسلمانان و مستضعفان را به تصوير مي‌كشد و براي شناخت هرچه بيشتر دنياي پيراموني و سياست‌هاي زياده‌خواهانه غربي‌ها مفيد و مؤثر است.

 

انتهای پیام/ج
منبع : روزنامه جوان

اضافه کردن دیدگاه جدید