شعر نخست جشنواره «آزاد مثل آزاده» تقدیم به همه­ ی پدران آزاده­ ی دفاع مقدّس

۱۳۹۴/۱۰/۲۹
گفتگویی با قاسم بای؛

آزادگان رسولان اصلی انقلاب هستند که در شرایط سخت اسارت برای ارزش‌های انقلاب و اسلام ایستادگی و مقاومت کردند بنابراین ارزش کار آنها کمتر از شهادت نیست.

 

 

به گزارش واحد اطلاع رسانی پیام آزادگان، قاسم بای از گلستان برگزیده نخست بخش شعر جشنواره «آزاد مثل آزاده» در گفت‎وگو با خبرنگار موسسه پیام آزادگان:

 

ـ شما به چه نحوی با جشنواره «آزاد مثل آزاده» آشنا شده و در آن شرکت کردید؟

 

از طریق فستیوال نیوز و سایت فراخوان با این جشنواره آشنا شده و در آن شرکت کردم.

 

 

ـ پیش از شرکت در فراخوان جشنواره تا چه میزان نسبت به آزادگان آشنایی داشتید؟

 

اطلاعات من درباره آزادگان کم بود یعنی همزمان با این فراخوان مطالعات خود را با خواندن خاطرات، کتاب و سایت‌های مختلف افزایش دادم.

 

 

 

ـ انگیزه شما در خصوص شرکت در بخش شعر جشنواره چه بود؟

به عنوان یک مسلمان ارزش‌های اسلامی و انسانی برای ما مقدس هستند، از طرف دیگر بر اساس بیانات رهبر معظم انقلاب که فرمودند زنده نگه داشتن یاد و خاطره هشت سال دوران دفاع مقدس کمتر از شهادت نیست و اینکه در حوزه ادبیات دفاع مقدس به خانواده‌های جانبازان و شهدا توجهاتی شده است اما نسبت به آزاده‌ها این توجه کمتر بوده است که بحمدالله این جشنواره بستر خوبی فراهم کرده و آثار خوبی تولید شد که ما نیز تلاش کردیم مقداری از خلأ موجود را پر کنیم.

 

ـ نظر شما درباره کیفیت این جشنواره چیست؟

جشنواره بسیار خوب بود به خصوص آن برنامه نمایشی درباره اسرا که اجرا شد تاثیر خاصی روی مخاطبان گذاشت، همچنین تصمیم ثبت آثار برگزیده در کتب درسی دانش‌آموزان نیز بسیار خوب است که سبب می‌شود خاطرات ارزشمند آزادگان کمتر دچار غبار فراموشی شود.

 

 

ـ این جشنواره تا چه میزان سبب آشنایی بیشتر شما درباره آزادگان شد؟

به طور قطع یک هنرمند ارزشی نگاهی همراه با عزت و احترام نسبت به شهدا، ایثارگران و آزادگان دوران دفاع مقدس دارد اما زمانی که انسان مطالعه و شناخت خود را بیشتر کند موضوع احترام و اکرام آنها افزایش می‌یابد، من در حوزه دفاع مقدس حداقل ۲۰ اثر دارم اما درباره آزاده‌ها اثری خلق نکرده بودم و  این کاری را که برای جشنواره انجام دادم به نوعی برای خودم تازگی داشت.

 

اما در خصوص آزادگان با توجه به اینکه بعد از جنگ این بزرگواران در کشوری غریب به طور همزمان در حال جهاداکبر و جهاداصغر بودند کار آنها بسیار سخت‌تر و سنگین‌تر بود؛ به نظر اینجانب آزادگان رسولان اصلی انقلاب هستند که در شرایط سخت اسارت برای ارزش‌های انقلابی و اسلامی ایستادگی و مقاومت کردند بنابراین ارزش کار آنها کمتر از شهادت نیست.

 

تحمل اسارت و دوری از خانواده بسیار دشوار است تاریخ نباید رنج و ستمی را که بر اسرا وارد شده از یاد ببرد، امیدواریم که مردم و  مسئولان به آزادگان به عنوان یکی از ارکان دوران دفاع مقدس توجه خاص کرده و آنها را فراموش نکنند.

 

ـ اگر در پایان صحبتی دارید بفرمایید؛

 

این جشنواره بسیار خوب بود و بستر خوبی در یادآوری زحمات آزادگان برای کشورمان فراهم کرد که امیدواریم چنین حرکاتی استمرار پیدا کند، اما شایسته است زمینه‌ای فراهم شود تا آثار برگزیده مانند شعر که بر مردم تاثیر بسیار دارد در همان جشنواره قرائت شود.

 

 

شعر :

چهار پاره« اوج آزادگی»          تقدیم به همه­ ی پدران آزاده­ ی دفاع مقدّس

 

ای پدر! ای حماسه­ ی جوشان!

اسوه­ ی غیرت و فداکاری!

دوست دارم دوباره بنویسم

از تو، از روزهای بیداری

 

روزهایی که نام مردان را

از گلوی تفنگ می­خواندند

مادران هم برای لالایی

مثنوی­های جنگ می­خواندند

 

شوق پرواز در تو جاری بود

شور میدان، شبی اسیرت کرد

پدرم!، ای جوان­ترین آیه!

غم ماندن چقدر پیرت کرد

 

تو نبودی کنارمان امّا

خاطراتت چقدْر جاری بود

سهم ما از تو قاب عکسی سرخ

سهم ما از تو بی­قراری بود

 

جسم پاکت اسیر بود امّا

جامه­ ی سرخی از پریدن داشت

تار و پود تو آسمانی بود

ربّنایت چقدْر دیدن داشت

 

نفْس خود را اسیر می­کردی

می­سرودی شکوه دیگر را

سجده­ های تو فاش می­کردند

اشتیاق جهاد اکبــــر را

 

خاک دشمن همیشه شاهد بود

روحت آزاده بود، آزاده

حرف­های امام یادت بود

جانت آماده بود،آماده

 

گاه در بند عشق بودن نیز

اوج آزادی است، آزادی

اوج آزادگی­ست آن درسی

که به زندانِ زندگی دادی

 

سال­های اسارتت بی­ شک

با تب انتظار طی می­شد

فصل سنگین برگ ­ریزان هم

به امید بهار طی می­شد

 

آمدی، با تو روشنی برگشت

سَنَدی از حماسه پیدا شد

تک درخت امیدمان آن روز

با نفس­های تو شکوفا شد                                                           

 

حال در هر سپیده می­بینیم

روی ماه تو ماه­تر شده است

پای شیطان شکسته، باور کن

دشمنت رو سیاه­تر شده است

 

زخم­هایت روایتی سرخند

می­ستاییم زخم جاری را

روی پیشانی تو می­خوانیم

ادبیّــــات پـایــداری را

 

 

انتهای پیام/ج

 

 

اضافه کردن دیدگاه جدید