سخنرانی مرحوم ابوترابی درباره امام حسن (ع) در زمان اسارت (بخش دوم)

۱۳۹۶/۰۸/۲۱
لحظاتی با مرحوم ابوترابی

پیغمبر اسلام فرمودند: «امام حسن(ع) و امام حسین(ع) هر دو امامند. چه قیام کنند و چه قیام نکنند»؛ اما آن بزرگ شده در دامان عصمت باز با این القاب روبه‌رو می‌شدند.

 

می‌دیدند هرکسی را برای مقابله با معاویه می‌فرستند، معاویه با پول او را می‌خرد. جهاد اکبر همین است که انسان در سخت‌ترین شرایط، خط اصلی زندگی خود را فراموش نکند.

امام حسن مجتبی(ع) خیلی خوش سیما و خوش چهره بودند. و در رابطه با حقوق و حدود الهی در نهایت مظلومیت به عنوان خوش خلق‌ترین انسان‌ها معرفی شده، توانستند در جامعه امتیاز را داشته باشند.

در زمانی که معاویه نماز جمعه را روز چهارشنبه می‌خواهد اقامه کند، معاویه یکی از نزدیکان آن حضرت را در شام می‌بیند. از او دعوت می‌کند که در دادگاهی که تشکیل می‌شود شاهد باشد، ودر آنجا معاویه فردی می‌خواهد که ادعای مالکیت شتر دیگری را بکند. صاحب شتر سوگند می‌خورد که این شتر از آن من است وعنانش در دست خودم. قاضی دادگاه از مدعی مالکیت شتر می‌پرسد: آیا شاهدی داری که این شتر از آن توست؟ معاویه به فرد دیگری می‌گوید: برخیز و شهادت بده که این شتر متعلق به این فرد است. او هم برخاسته به ناحق شهادت می‌دهد. صاحب شتر که این چنین می‌بیند می‌پرسد: شماکه مدعی مالکیت این شتر هستید و شاهد هم آورده‌اید ، آیا می‌دانید که این شتر ماده است یا نر؟ جواب این بود که: آری شتر نر است. صاحب شتر می‌گوید: هم اکنون مشخص گردیدکه ادعای دروغ می‌کنید؛ چون شتر ماده است. اما قاضی حکم کرده که شتر را از صاحبش بگیرد و به مدعی بدهند. در اینجا معاویه‌ به آن شیعۀ امام اشاره کرده می‌گوید: برو به امامت بگو، با چنین مردمی رو به رو هستی و قضیۀ دادگاه را تعریف کن.

امام علی (ع) در چنین شرایطی بودند هدفشان این بود ارزش وابستگان به این مکتب معنایش این بودکه خدمتگزاری، فداکاری، انسان دوستی و حق‌شناسی را نسبت به انسان‌ها ثابت کنند و رهروان خود را به این راه دعوت کنند. هیچ مکتب آیینی این چنین دعوت نمی‌کندکه بگوید: هیچ حقی را فرومگذار و هیچ رسالتی جز حق‌شناسی و خدمت به انسان‌ها نداشته باش.

ارزش وابستگان به این مکتب معنایش این است و ما افتخار می‌کنیم که امتحان به چنین وضعیتی رسیده است که حتی توصیه می‌کنند که با این امت پیرو مکتب حیاتبخش اسلام، طرف نشوند. اما ما به این دلخوش نیستیم؛ دلخوشی ما به این است که از رهروان این مکتب می‌شنویم که ما باید هنوز در اجرای عدالت اجتماعی بیش از این تلاش کنیم. آنچه ائمه(ع) از ما می‌خواهند همین است.

حضرت امیرالمؤمنین(ع) در حال جنگ بودند که شخصی سؤالی مطرح می‌کند و در آن بحبوحۀ جنگ، آن حضرت به آن پاسخ می‌دهند. دیگران مطرح می‌کنند که حالا وقت سؤال نیست. امام امام علی(ع) می‌فرمایند: بگذارید بیاید سؤال کند.

گرچه ما به تلاش‌های جهادگران در راه اسلام مباهات می‌کنیم، اما امیدمان به جای دیگر است؛ به آنجاست که روح حق‌شناسی در امت ما احیا شود و با آن روح در سطح جهان بیش بروند. روز جهانی کارگر برایمان محترم است. اما ما می‌گوییم این روز برای ارج نهان به طبقۀ زحمتکش جامعه است که بزرگترین ارج را پیامبر اسلام به آن نهادند، آنجا که فرمودند: من دست کارگر را می‌بوسم. وقتی حضرت پیامبر(ص) می‌فرمایند، کارگران ارزشمندترین انسان‌ها، محروم‌ترین، و زحمتکش‌ترین افراد جامعه‌اند و اگر مخلصانه عمل کنند عمّال الله‌اند و نیز فرموده‌اند: مزد کارگر را از قبل تعیین کرده و تا عرق بدنش خشک نشده، مزدش را بدهید. ماکه نمی‌توانیم تقدیر لازم را به جای آوریم، اما می‌توانیم بگوییم، مکتب ما بیشترین حق را برای زحمتکشان که شامل همۀ طبقات جامعه می‌شوند، قائل گشته، بیشترین ارج را نهاده است

 

* ا 

*برگرفته از کتاب "حجت الاسلام" و دیگر منابع

اضافه کردن دیدگاه جدید