سايه جنگ روي سلامت جانبازان شيميايي

۱۳۹۵/۰۸/۰۳

جنگ تمام شد و مرد به شهر بازگشت. با تني خسته و زخم هايي در آن كه آرام آرام خود را نشان مي داد. زخم هايي كه مي خواست سال هاي سخت ماندن را كوتاه كند، اما زندگي در كار ديگري بود.
لحظه لحظه اش او را به خود پيوند مي زد و ماندن بهانه اي شده بود براي اين كه پيوند ردي از او براي هميشه بر زمين بگذارد. جنگ تمام شد اما حضور پنهانش هنوز در زندگي اش مخفيانه گسترده است.
گاز خردل، براي اولين بار در سال ۱۹۱۷ توسط ارتش آلمان عليه سربازان كانادايي و سپس فرانسوي به كار رفت و ارتش انگلستان در سال ۱۹۱۸ آن را در خط هيندنبرگ مورد استفاده قرار داد.
از آن به بعد كشورهاي اسپانيا ، ايتاليا ، اتحاد جماهير شوروي ، ژاپن و مصر از اين جنگ افزار شيميايي استفاده كردند.
در طول جنگ تحميلي رژيم بعث عراق عليه ايران ، رژيم بعث عراق به دفعات از جنگ افزارهاي شيميايي استفاده كرد.
در ابتداي جنگ، ميزان استفاده از سلاح شيميايي محدود بود اما از اسفند سال ۶۴ رژيم بعث عراق در سطح گسترده اي از اين سلاح استفاده كرد و بررسي ها نشان مي دهد سلاح شيميايي مورد استفاده به طور عمده شامل عوامل اعصاب ، گاز خردل و سيانور بودند.
گاز خردل به طور وسيع و با غلظت هاي زياد به دفعات در مناطق مختلف جنگي به كار برده شد. اين گاز با توجه به اثرات حاد و تاخيري كه ايجاد مي كند سبب نگراني و وحشت فراوان در مصدومان و مختل شدن سلامت رواني آنان مي شد.
در بررسي هاي متعددي كه از سربازان امريكايي مواجه شده با گاز خردل به عمل آمده آمارهاي متعددي از اين اختلالات به دست آمده است.
سلامت روان چيزي فراتر از فقدان يا نبود بيماري رواني است ، بعد مثبت سلامت روان كه سازمان بهداشت جهاني نيز روي آن تكيه داشته در تعريف سلامت آن را لحاظ كرده است به طوري كه بيان مي كند سلامت يك حالت رفاه فيزيكي ، رواني و اجتماعي است و تنها به فقدان بيماري يا ناتواني گفته نمي شود. سلامت روان شامل رفاه ذهني ، احساس خود توانمندي ، خودمختاري ، كفايت ، درك همبستگي و توانايي تشخيص استعدادهاي بالقوه هوشي و عاطفي است.
به عبارتي سلامت روان حالتي از رفاه است كه در آن فرد توانايي هايش را باز مي شناسد و قادر است با استرس هاي معمول زندگي تطابق حاصل كرده ، از نظر شغلي مفيد و سازنده بوده و به عنوان بخشي از جامعه با ديگران مشاركت و همكاري داشته باشد.

سلامت رواني و جانبازان شيميايي

تحقيقات نشان داده است كه سلامت رواني مصدومان شيميايي ، توسط خود حادثه و استرس هاي ناشي از شرايط جسماني فرد مورد تهديد قرار مي گيرد. طي مطالعاتي كه در امريكا در زمينه ارتباط عوامل خرد با عوارض روان شناختي جهت افزايش توان مقابله در برابر جنگ شيميايي صورت گرفته است، شايع ترين اختلالات ايجاد شده در سربازان شامل اختلالات خلقي طولاني مدت، اختلالات اضطرابي و برخي پاسخ هاي ناشي از استرس بوده است.
همچنين با بررسي سلامت رواني جانبازان شيميايي سردشت در كشورمان نيز متوجه مي شويم كه تنها ۱۰ درصد از افراد از سلامت رواني برخوردار بودند و ميانگين نمره افراد ۴۸.۹۲ بود كه بيانگر وضعيت پاتولوژيك آنهاست.
مطالعه ديگري روي ۷۰ نفر از رزمندگان با عوامل شيميايي از جمله گاز خردل صورت گرفت، نشان داد آنها داراي اختلالاتي از جمله اختلالات اضطرابي، افسردگي اساسي و اختلال جسماني بودند. متاسفانه عوارض جسمي و رواني ديررس ناشي از آسيب هاي شيميايي به دليل محدوديت هاي خاصي كه براي افراد ايجاد مي كند، سبب كاهش كيفيت زندگي آنها مي شود. در بررسي شيوع و شدت افسردگي در جانبازان شيميايي نيز مطالعات نشان داد شيوع و شدت افسردگي در جانبازان شيميايي بالاتر از جانبازان ديگر است و در اين گروه عوارض شيميايي همراه با علايم رواني و محدوديت هاي فيزيكي همراه بود. با وجود گذشت ۱۶ سال از پايان دفاع مقدس، هنوز يكي از مشكلات اساسي جانبازان و بويژه مصدومان شيميايي ، عوارض رواني بعد از جنگ و آسيب به سلامت رواني و عملكرد اجتماعي آنان است.
از آن جا كه ممكن است اين علايم با تاخير چندين ساله بروز كند، پژوهشي ويژه در اين راستا انجام شد تا از نتايج آن به منظور درمان اين عزيزان به كار گرفته شود.

آزمون جانبازان شيميايي در كلينيك روانپزشكي صدر و بيمارستان بقيه الله

اين پژوهش شامل جانبازان شيميايي كه حداقل يك بار با گاز خردل مصدوم شده و به كلينيك روانپزشكي بيمارستان بقيه الله يا كلينيك روانپزشكي صدر مراجعه كرده اند، مي شود البته نداشتن مصدوميت فيزيكي و تمايل به انجام پژوهش جزو شرايط اجراي آزمون بود. حجم نمونه شامل ۱۰۰ نفر از جانبازان شيميايي بود و با استفاده از نتايج اين پژوهش مي توان بيماري رواني را به عنوان يك طبقه بندي كلي از آنهايي كه خود را سالم مي پندارند، متمايز كرد.به اين ترتيب هدف اصلي آزمون ايجاد تمايز بين بيماري رواني و سلامت است.
محدوده نمرات بين صفر تا ۲۱ است و نمرات يك تا ۷ به عنوان اختلال شديد در نظر گرفته شده است. آستانه نمره سلامت عمومي ۲۲.۵ در نظر گرفته شده كه مقادير بالاتر از آن پاتولوژيك و مقادير كمتر از آن در محدود نرمال است.

نتايج آزمون

بررسي ها نشان داد ميانگين سني اين افراد ۴۱ سال ، ميانگين مدت حضور آنها در جبهه ۳۸ ماه و ميانگين درصد جانبازي ۳۵ درصد بوده است.
براساس اطلاعات به دست آمده مي توان گفت ميانگين نمره سلامت عمومي ۴۷.۳۴ است ، همچنين گروه متاهل داراي نمره سلامت عمومي بهتر و افرادي كه از همسران خود جدا شده اند پايين ترين نمره سلامت عمومي را دارند.
بررسي ها نشان مي دهد افرادي كه سابقه بستري روانپزشكي دارند، نسبت به گروه بدون سابقه بستري، سلامت عمومي پايين تري دارند. همچنين بين افرادي كه يك ، ۲ يا ۳ بار مجروح شده اند از نظر سلامت عمومي تفاوت معناداري ملاحظه نمي شود، بدين معنا كه دفعات مجروحيت تاثيري در ميانگين سلامت عمومي افراد ندارد.

جنگ يك پديده مخرب

جنگ پديده مخربي است كه در طول تاريخ توسط حاكمان مستبد و جاه طلب به ملت ها تحميل شده و در اين راستا از ابزار مختلفي استفاده شده است.
در اين ميان ناتوان كننده ترين تجهيزات جنگي مورد استفاده شامل گازهاي سمي و شيميايي است كه موجب تخريب جسمي و روحي فراواني در افراد مورد تهاجم مي شود و گاز خردل نيز يكي از انواع روش هايي است كه بارها در جنگ تحميلي عليه رزمندگان ايران به كار گرفته شد. متاسفانه در بررسي سلامت رواني جانبازان شيميايي، وضعيت نامطلوب است به طوري كه سهم قابل توجهي از اين افراد به افسردگي، اضطراب، اختلالات خلقي، اختلال استرس پس از سانحه و اختلالات جسمي مبتلا هستند.

بررسي ميانگين سلامت عمومي براساس تحصيلات نشان مي دهد هر قدر ميزان تحصيلات بالاتر باشد سطح سلامت عمومي افراد نيز بالاتر خواهد بود. در بسياري موارد نيز به علت شدت بيشتر مشكلات و درصد جانبازي بالاتر، اين افراد بازنشسته مي شوند و اين مسئله نيز مي تواند دليلي ديگر بر شدت بيشتر اختلال در اين گروه باشد.

همچنين به طور مشخص آگاهي بيشتر نسبت به بيماري و توانايي بيشتر در انطباق با مشكلات و احتمال دسترسي بهتر به امكانات درماني مي تواند در اين امر موثر باشد. بررسي وضعيت سلامت جانبازان مصدوم با گاز خردل براساس ميزان تحصيلات همسر آنها به طور مشخص نشان مي دهد جانبازاني كه همسر آنها تحصيلات دانشگاهي داشته اند، وضعيت سلامت رواني شان بسيار بهتر بوده است.

هر قدر از ميزان تحصيلات همسر كاسته شده، نمره آزمون سلامت رواني بالاتر رفته است و اين اختلاف بويژه در مقياس افسردگي بارزتر بوده است.

چراكه سطح تحصيلات بالاتر سبب افزايش آگاهي افراد مي شود كه مي تواند باعث كاربرد بهتر مهارت هاي زندگي و در نتيجه بالا بردن سلامت رواني خود و افراد خانواده شود.

بسياري از جانبازان روزهاي متعددي را از سال در بيمارستان ها بستري مي شوند كه ميانگين روزهاي بستري جانبازان شيميايي ۹ روز است ، اين مسئله نيز سلامت رواني جانباز را تحت تاثير قرار مي دهد.

در بررسي سلامت عمومي افراد با توجه به تاريخچه وجود اختلالات رواني در بستگان درجه يك و دوي آنها مشخص شد افرادي كه فقط بستگان درجه يك آنها سابقه مثبت بيماري اعصاب و روان داشتند، بالاترين نمرات آزمون را دارند.

اين مسئله نشانگر ارتباط سوابق خانوادگي با اختلالات اعصاب و روان است كه مطالعات ديگر نيز اين مسئله را تاييد مي كند بنابراين با توجه به اصل «پيشگيري بهتر از درمان است» مي توان با استفاده از نتايج تحقيقات و بررسي هاي به عمل آمده برخي از اين عوامل را با برنامه ريزي بهتر و آموزش صحيح كنترل كرد و اين مسئله تنها گامي براي ارتقاي سطح كيفيت زندگي اين عزيزان است.

منبع:http://dsrc.ir

 

اضافه کردن دیدگاه جدید