خاطره‌اي از پذيرش قطعنامه ۵۹۸

۱۳۹۰/۰۴/۲۷

پذيرش قطعنامه ۵۹۸

... در همين روزها بود كه ناگهان رسانه‌هاي عراق اعلام كردند كه صدام حامل پيام مهمي براي دولت و ملت ايران است. ساعتي بعد پيام را مستقيم پخش كردند. شروع صحبتهاي او نشانگر قبول اين واقعيت بود كه جنگ را در مقابل ايران باخته است و با زبان خود اعتراف به ضعف و زبوني در مقابل ملت ايران نمود و آمريكا و انگليس را باعث فريب خوردنش دانست. صحبتهاي او به درازا كشيد و ما از او و بعثيون ياوه‌هاي بسياري شنيده بوديم. اما جمله ‌هايي از او شنيديم كه تازگي داشتند. گويي خواب مي‌ديديم اما نه خواب بود و نه رؤيا، بلكه اين واقعيتي بود كه با دعاي ملت ايران و اسرا به خصوص زماني كه به زيارت عتبات رفتيم، مستجاب شده بود.

مضمون جمله‌ها به اين صورت بود، عذرخواهي از ايران و پذيرش قطعنامه و آزادسازي اسرا، آري اين جمله‌‌هاي آخر صدام بود كه به قيمت بسيار گراني از گلوي ناپاكش خارج شد.

همه بهت زده شده بوديم و از شادي در پوست خود نمي‌گنجيديم، آيا واقعاً ممكن است؟ خيلي‌ها نمي‌توانستند باور كنند، چون از زبان صدام واقعيتي را نشنيده بودند. اما دعاي مردم، خانواده‌ي شهدا و اسرا كار خودش را كرده بود.

برگرفته از كتاب«يادداشت‌هاي صبوري»