خاطرات اسارت یک خلبان در «سال های تنهایی»

۱۳۹۴/۰۵/۱۸

به گزارش واحد اطلاع رسانی پیام آزادگان ،سال های تنهایی خاطرات دوران اسارت خلبان هوشنگ شروین است که به کوشش رضا بنده خدا در دفتر ادبیات و هنر مقاومت در سال ۱۳۷۵، چاپ و منتشر شده است.

تعداد صفحات کتاب ۱۸۶ صفحه در قطع وزیری است.

 

خلاصه ای از کتاب

راوی، هوشنگ شروین، در کلاس سوم دبستان پدر خود را از دست می دهد و مادر بار زندگی را به دوش می کشد.

 

در هنرستان در رشته ی نساجی تحصیل می کند. در ضمن تحصیل کار هم می کند، ولی از کار خود راضی نیست، بنابراین در رشته ی ریاضی ثبت نام می کند و دیپلم ریاضی می گیرد. سپس وارد دانشکده ی خلبانی می شود و این  دوره را در ایران و سپس در آمریکا به پایان می رساند. پس از پایان تحصیل، به ایران برمی گردد. در پایگاه های بوشهر و تهران خدمت می کند. در تابستان ۵۹ به پایگاه شاهرخی همدان ـ شهید نوژه ـ منتقل می شود. در سال ۱۳۵۸ ازدواج می کند.

 

۳۱ شهریور ۱۳۵۹ هنگامی که عراق به فرودگاه های کشور حمله می کند، راوی به پایگاه مراجعه می کند و به دو مأموریت پروازی برای حفاظت از منطقه ارومیه اعزام می شود. صبح روز بعد به یک مأموریت غیرمترقبه برای بمباران پایگاه کوت عراق اعزام می شود. در این مأموریت، رهبری تیم را به عهده دارد و با دو فروند هواپیما به سمت هدف عازم می شوند. پس از بمباران هدف، راوی به سمت ایران برمی گردد که هواپیما مورد اصابت گلوله قرار می گیرد و ناچار می شود هواپیما را ترک کند. به این ترتیب راوی و رضا صلواتی، خلبان کابین عقب هواپیما، به اسارت دشمن درمی آیند.

 

راوی ۱۰ سال اسیر بوده و در زندان های ابوغریب، استخبارات، نیروی هوایی، دژبان و چند مکان دیگر به سر برده است.

 

تا اواخر دوره ی اسارت یعنی تابستان ۱۳۶۹ به صلیب سرخ معرفی نشده بود و در حقیقت مفقودالاثر بود. در این اثر، راوی به شرح دوران اسارت، سختی ها و مشکلات آن، رفتار دشمن و... می پردازد.

 

پس از حمله ی عراق به کویت مژده ی آزادی را به راوی می دهند. استقبال پرشور و گرم مردم از اسرا را توصیف می کند و خود را شرمنده مردم می داند. راوی، احساسات خود را نسبت به خانواده به صورت صمیمی توصیف می کند.

 

کتاب به این عبارت شروع می شود:

«کلاس سوم دبستان بودم که اولین سیلی زندگی ناساز، همه وجود کودکانه ام را لرزاند؛ مرگ زودهنگام پدر می توانست همه چیز ا را از هم بپاشد، اما مادر بود که ماند و مردانه ایستاد...»

 

متن کتاب به نثراست، بنابراین موسیقی بیرونی (وزن، قافیه و ردیف) ندارد.

 

ویژگی آوایی اثر به دلیل اینکه نثر ساده، سلیس و روان و به زبان امروزی است، به سطح آوایی زبان معیار بسیار نزدیک و در حد طبیعی است.

 

واژگان عربی در متن کتاب کم است. بیشتر لغاتی است که امروزه در زبان فارسی استفاده می شود. راوی خلبان است؛ از این رو برخی از واژه های تخصصی و بیگانه را وارد متن کرده است:

 

«در حین اجرای «بریفینگ»(توجیه و تشریح) اعلام کردند که یک فروند از اکیپ ما باید به مأموریت دیگری اعزام شود.»(ص۱۴)

 

استفاده از کلمات و واژه های رمزی و نمادین به دلیل شرایط محیط از دیگر ویژگی های لغوی متن است:

 

«اولین اسم رادیور را به دلیل اینکه خداوند آن را در حدود عید نوروز به ما مرحمت کرده بود، «عمو نوروز» گذاشتیم و اصطلاحاً «عمو» می گفتیم.»(ص۸۵)

 

جملات نسبتاً بلند هستند. نثر و زبان ساده، روان و تا حدی نزدیک به زبان محاوره است:

«تمام این حادثه ها تنها در چند ثانیه اتفاق افتاد و برای من یک اتفاق بسیار غیرمنتظره. پیش بینی هر چیزی برایم ممکن می نمود جز چنین اتفاقی، در حقیقت، خود را برای همه چیز و همه حالی آماده می دیدم الا فرود اجباری در خاک دشمن، الا اسارت!...» (ص۱۶)

 

سال های تنهایی، به لحاظ اینکه بیشترین عبارات و رهیافت های آن مربوط به راوی است، به طور کامل ویژگی های یک زندگی نامه یا شرح حال را پیدا کرده است. ولی چون فقط مربوط به دوران اسارت راوی است، خاطره نگاشته محسوب می شود.

 

این اثر به لحاظ وسعت مطالب بیان شده، دقت در بیان جزئیات امور، زبان ساده، روان و تا حدی صمیمی، دربرگیری ویژگی های ادبی و نثرنزدیک به زبان معیار و تا حدی دانشگاهی در شمار بهترین خاطره نگاشته های آزادگان است.

 

سال های تنهایی، اثری برون گرا و عینی است، زیرا بیشتر به سطح و بیرون پدیده ها، شخصیت ها و افراد توجه دارد. راوی بسیار دقیق و محاسبه گر است. راوی فردی کنجکاو و باهوش است. با توجه به اینکه نظامی و خلبان است، به هر جا که قدم می گذارد، سعی می کند نقاط قوت و ضعف نگهبان ها برای فرار احتمالی، زوایا، ارتفاع دیوارهای زندان و به سایر مشخصات مکان توجه کند.

 

«... مسئله مهم دیگری که در این ایام رخ داد، این بود که متوجه شدیم در پشت تخته های نصب شده بر روی پنجره ها، میکروفن کار گذاشته اند تا بهتر بتوانند ما را کنترل کنند و احیاناً از مطالبی که در حرف هایمان برایشان مهم و مفید است، استفاده کنند.. سه تا را از کار انداختیم، ولی صلاح دیدیم که بقیه را دست نزنیم. زیرا وقتی دشمن متوجه کشف و انهدام آنها می شد، احتمالاً دست به اقدام و حربه ی دیگری می زد که می توانست برای ما ناشناخته بماند... در عوض ما به وجود آنها پی برده و مواظب حرکات به خصو گفتگوهای خود بودیم.»(ص۷۲)

 

برنامه ریزی

«... بچه ها موافقت کردند، ولی قرار شد حتی المقدور تمام جوانب کار به دقت بررسی شود. حتی احتمالات یک درصدی نیز در برنامه مان پنهان نماند. بسم الله را گفتیم... در طراحی قرار شد در صورتی که رادیوی نگهبان روی تخت یا میزشان باشد...(توضیح چگونگی عمل اسرا)... طرح با موفقیت کامل انجام گرفت و با یاری خداوند رادیو وارد آسایشگاه شد.»(ص۸۳)

 

راوی در ابتدا شناخت درستی از دین اسلام و انقلاب اسلامی نداشته است:

 

«... باید اعتراف کنم ـ مثل خیلی ها ـ نه اسلام را خوب می شناختم و نه امام را.»(ص۹)

 

«هوا رفته رفته به روشنی می زد که بلند شدم تا نمازم را بخوانم ولی متاسفانه خوب بلد نبودم. چون در ایران نماز نمی خواندم.»(ص۴۳)

 

در طول اسارت به سبب شرایط و نیز رفت و آمد با برخی دوستان نماز را فرا می گیرد:

 

«... چیزی نگذشت که تقریباً سی نفر در اتاق جمع شدند، بعضی را می شناختم. یکی از آنان رضا احمدی بود که آخرین شب قبل از اسارت در منزلم با هم بودیم... بعد از حال و احال مختصری و جویا شدن از نحوه ی اسارتش، بی رودربایستی به او گفتم: رضا جان! سریع نماز را برایم بگو، چند تا اشکال دارم.»(ص۵۶)

 

راوی نسبت به اسلام شناخت پیدا می کند و به امام و انقلاب علاقه مند می شود و حتی در بازجویی ها از اعتقادات خود دفاع می کند و سرانجام:

«... در طول ده سال اسارت با همه ی سختی ها و مشقات آن، بسیار چیزها آموخته بودم که در طرز تفکر و جهان بینی ام تحولی عظیم پدید آورده بود. اسارت را به عنوان یکی از نعمات الهی برای خود محسوب می کردم که به این طریق، خداوند درهای بسته قلبم را به روی سرزمین زیبا و آرامش بخش معنویات گشوده بود. در حقیقت بیشتر توانسته بودم با خودم آشنا شوم...»(ص۱۷۹)

 

همچنین اسارت را آزمایش الهی می داند:

«اسارت برای من آزمایش الهی بود و همیشه در صحبت هایم با اشاره به این موضوع، از خداوند می خواستم که از این آزمایش الهی سربلند بیرون بیایم. گرچه قادر نبودم، تأسف خود را نیز از زود اسیر شدنم کتمان کنم، ولی راضی به رضای خدا بودم...»

(ص۱۱۲)

ار مشخصه های دیگر این اثر، بیان احساسات درباره ی خانواده است. مانند عشق به همسر و فرزند که این امر در دیگر خاطره نگاشته های اسارت کمتر دیده می شود. از این رو، باعث جذاب تر و برجسته تر شدن اثر شده است.

 

این کتاب یکی از کامل ترین خاطره نگاشته های اسارت است که تقریباً همه مسایل دوران اسارت را به تفصیل شرح داده و سعی کرده است از هیچ موضوعی به طور سطحی نگذرد.

اضافه کردن دیدگاه جدید