تعریف مفهوم «آزادگی» چیست؟

۱۳۹۱/۰۸/۲۲

والاترین عبادت، عبادت آزادگان است

به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی پیام‌آزادگان،‌ یکی از پایگاه‌های اطلاع رسانی در خصوص تعریف آزادگی نوشت:

حريت به معناي آزادي، آزادگي، آزادمردي ، آزادمنشي است و نقطه مقابل آن رقيّت يعني بندگي و غلامي و بردگي است حريّت در مقابل اسارت  است يعني انسان به ميزاني که از اسارت ها رها شود به همان ميزان به آزادي دست مي يابد.

آزادي و آزادگي

آزادي و آزادگي دو واژه اي است که فراون در عصر ما از آن استفاده مي شود مخصوصاً از نظر سياسي و اجتماعي. هر انساني خواهان آزادي است و معتقد است که در سايه آزادي است که انسان مي تواند به اهداف خود برسد.

اگر آزادي نباشد چگونه ممکن است انسان دست به انتخاب بزند و آنچه برايش مفيد باشد را برگزيند؟! بايد توجه داشت که براي آزادي علاوه بر معناي سياسي که بدان اختصاص داده اند و آن را در سايه سار سياست درک مي کنند ، مي توان وجوه ديگري را نيز در نظر گرفت و آزادي را بدان معنا کرد.

معناي حريّت :

حريت به معناي آزادي ، آزادگي ، آزادمردي ، آزادمنشي است و نقطه مقابل آن رقيّت يعني بندگي و غلامي و بردگي است حريّت در مقابل اسارت  است يعني انسان به ميزاني که از اسارت ها رها شود به همان ميزان به آزادي دست مي يابد.

مفهوم حريت و آزداي:

انسان به هر چيزي از عالم نسبت و رابطه پست و نفساني بر قرار کند به نوعي اسارت گرفتار مي شود و منظور از رابطه پست همان دنياي نکوهيده است ، دنيايي که اسارت بخش بوده و بازدارنده و نگهدارنده و نوعي غل و زنجير بر دست و پاي جان آدمي است که او را از رسيدن به هدف نهايي و غايت خلقت خويش باز مي دارد و حريّت در اينجا در بردارنده اين مفهوم والايش از همه اسارت هايي است که انسان از درون و به واسطه هوي و هوس خويش بدان روي مي آورد. تعلق پست به هر چيزي ، چه امور مادي و چه معنوي ، امري دنيايي و اسارت آور است و حريت آزاد شدن از تعلق پست است.

غذاهاي پس مانده لاي دندان را لماظه مي گويند. آنچه هم اکنون در دسترس ماست لماظه گذشتگاني است که اکنون زير تلي از خاک آرميده اند . آنان اين غذا ها را مصرف کرده ، بهره برده اند و گذاشته اند و رفتند . انسان آزاده کسي است که به اين پس مانده ها دل نبندد و برده لماظه نشود

آزادي و عبادت

آزادي و آزاد منشي از کمالاتي است که بهترين زمينه را براي کمالات ديگر فراهم مي سازد و لازم است هر کس با توجه به توان خود ، مرتبه ايي از آن را  به دست آورد . حضرت علي (عليه السلام) فرموده است: مردمي خدا را به اميد بخشش پرستيدند ، اين پرستش بازرگانان است ، و گروهي او را از روي ترس عبادت کردند و اين عبادت بردگان است و گروهي وي را براي سپاس پرستيدند و اين پرستش آزادگان است. (نهج البلاغه ، حکمت ۲۳۷)

امير المومنان والاترين چهره عبادت را عبادت آزادگان معرفي مي کند.

آزادگان چه کساني هستند؟

بنده ديگري مباش که همانا خدا تو را آزاده آفريده (نهج البلاغه ، نامه ۳۱) بنده همان هستي که به آن دلبسته و علاقه مند شدي و پيرو او گشتي ؛ خدا تو را آزاد آفريده ؛ کرامت آزادگي را از کف نده، نه بنده غرايز و اميال دروني باش و نه بنده زورمندان و زر اندوزان بيروني نه در برابر زورمندان و ثروت اندوزان کرنش کن و تملّق بگو و نه در برابر اميال دروني خاضع باش . کرامت انساني خود را حفظ کن.

غذاهاي پس مانده لاي دندان را لماظه مي گويند. آنچه هم اکنون در دسترس ماست لماظه گذشتگاني است که اکنون زير تلي از خاک آرميده اند . آنان اين غذا ها را مصرف کرده ، بهره برده اند و گذاشته اند و رفتند . انسان آزاده کسي است که به اين پس مانده ها دل نبندد و برده لماظه نشود.

انسان به هر چيزي از عالم نسبت و رابطه پست و نفساني بر قرار کند به نوعي اسارت گرفتار مي شود و منظور از رابطه پست همان دنياي نکوهيده است ، دنيايي که اسارت بخش بوده و بازدارنده و نگهدارنده و نوعي غل و زنجير بر دست و پاي جان آدمي است که او را از رسيدن به هدف نهايي و غايت خلقت خويش باز مي دارد و حريّت در اينجا در بردارنده اين مفهوم والايش از همه اسارت هايي است که انسان از درون و به واسطه هوي و هوس خويش بدان روي مي آورد

رياست ها هم لماظه گذشتگان است زيرا نسل پيشين که رياست داشتند آن را رها کرده و رفته اند. مقام، مال، جاه هر چه باشد پايدار و ماندگار نيست ،لماظه است. هرچه از کرامت انسان آزاده به دور است مانده ي لاي دندان نسل پيش است.

غلام همت آنم که در زير چرخ کبود

ز هر چه رنگ تعلق پذيرد آزاد است

آزادگان افرادي هستند که خود را از دنيا خريده اند، يعني کالا را به دنيا داده و جانشان را رها ساخته اند ، چيزي بر آنها حکومت نمي کند و تحت تأثير هيچ زرق و برق فريبنده ايي قرار نمي گيرد . وقتي انسان اسير حوادث و وقايع نباشد ، آمد و رفت نعمت ها در انسان اثر گذار نباشد و او را به  خود مشغول نگرداند ، چنين انساني زاهد است . نه با به دست آمدن نعمت ها دلداه و شيدا مي شود چرا که خود را بزرگ تر از آنها ديده و به بزرگ تر  از اين ها رغبت و کشش پيدا کرده ، به همين جهت او آزاد است و انسان با زهد در دنيا آزاد مي شود.

نهایتا با این تعریف، آزادگان سرافراز کشورمان که سال‌های بسیاری از عمر و جوانی خود را در اردوگاه‌های عراق سپری کردند، آزاده‌ترین و آزادترین افرادی هستند که تمام تعلقات مادی و معنوی خود را رها کرده و به حکم رهبرشان، به جبهه‌های نبرد حق علیه باطل گسیل شدند و همچنان که دوران اسارت خود را سپری مي‌کردند سختی‌ها و مرارت‌های بسیاری کشیدند.