از انقلاب فرهنگی تا شورای عالی انقلاب فرهنگی

۱۳۹۵/۰۹/۱۹
سخن روز:

پیام آزادگان: سیدطبیب تقی زاده؛ ایجاد انقلاب فرهنگی دوم یکی از مسایلی است که هر از چند گاهی از سوی برخی افراد و گروههاعنوان شده و پس از مدتی به فراموشی سپرده می‌شود، این در حالی است که به روایت برخی از مسئولان انقلاب فرهنگی نخست به پایان نرسیده که ایجاد دومین انقلاب از این نوع لازم شود. در این حال همان حرکت نخست نیز منتقدانی دارد و البته بسیاری نیز آن را ناگزیر دانسته اند، اگرچه به بسیاری از اهداف خود دست نیافت . در این بین نکته‌ای که مغفول مانده و ذهن آنانی را که سال‌های نخستین انقلاب را به چشم ندیده‌اند به خود مشغول کرده‌است چیستی انقلاب فرهنگی، ماجرا و دلایل وقوع آن است. پیروزی انقلاب مردم ایران در بهمن ۱۳۵۷ و بدنبال آن استقرار نظام جمهوری اسلامی به جای نظام شاهنشاهی به مانند تمامی انقلاب‌های دیگر تغییر و تحول بنیادین در عرصه‌های گوناگون اجتماعی را به دنبال داشت. یکی از این عرصه‌ها که شاید دیرتر از سایر موارد تغییرات در آن آغاز شد فضای فرهنگی بود. تغییر دانشجو محور رییس دانشگاه تربیت معلم در سال ۵۸، فرار بخش قابل توجهی از عناصر فرهنگی وابسته به رژیم گذشته از کشور و سرانجام تسخیر سفارت آمریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام، نشان دهنده آغاز تغییرات گسترده در سطوح فرهنگی جامعه بود، اما صدور پیام نوروزی امام خمینی در اول فروردین ۱۳۵۹، نقطه عطفی در این حرکت بود که بعدها به انقلاب فرهنگی موسوم شد. ایشان در بند یازده این پیام بر ضرورت ایجاد «انقلاب اساسی در دانشگاه‏ های سراسر کشور»، «تصفیه اساتید مرتبط با شرق و غرب» و «تبدیل دانشگاه به محیطی سالم برای تدوین علوم عالی اسلامی» تأکید کردند و بدین گونه دانشگاه‌ها را نقطه آغاز تغییر وتحول در عرصه فرهنگ کشور اعلام کردند. پس از این حکم اعضای شورای انقلاب به دیدار رهبر انقلاب شتافتند که نتیجه آن صدور بیانیه ۲۹/۱/۵۹ بود. ایشان در بیانیه خود مقرر کردند که دانشگاه باید از حالت ستاد عملیاتی گروه‏‌های گوناگون خارج شود. در این بیانیه، مهلتی برای برچیده شدن دفاتر و تشکیلات گروه‏‌ها در دانشگاه‏ ها تعیین و افزوده شده‌بود که امتحانات دانشگاهی باید تا ۱۴ خرداد به پایان برسد و از ۱۵ خرداد دانشگاه‏‌ها تعطیل و هرگونه اقدام استخدامی و مانند آن در دانشگاه متوقف گشته و نظام آموزشی کشور براساس موازین انقلابی و اسلامی طرح‌ریزی شود. در پی صدور دستور العمل شورای انقلاب درباره تخلیه دانشگاهها از گروه های نظامی، انجمنهای اسلامی دانشجویان دانشگاهها در واقع سردمدار انقلاب فرهنگی با اهدافی نظیر محو سلطه فرهنگی غرب، طاغوت زدایی فضای دانشگاهها، و مبارزه با جوّ گروه گرایی سیاسی محض بودند؛ اما گروه هایی از آن ها که بعدا نام دفتر تحکیم وحدت را برای خود برگزیدند، تند روی هایی نیز داشتند. در هرحال براساس بخشنامه شورای انقلاب، دانشگاهها پس از برگزاری امتحانات پایان ترم به تعطیلی رفتند که این تعطیلی‌ ۳۰ ماه طول کشید. این درحالی بود که برای مدیریت بهتر جریان انقلاب فرهنگی و جلوگیری از برخی تندروی ها و ناهماهنگی هایی که این جریان را از اهداف اصلی دور می کرد، امام خمینی (ره) در ۲۳ خرداد ۵۹ فرمانی را مبنی بر تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی صادر کردند. در قسمتی از این فرمان آمده بود: «مدتی است ضرورت انقلاب فرهنگی که امری اسلامی است و خواست ملت مسلمان می‏باشد اعلام شده‌است و تاکنون اقدام مؤثری انجام نشده‌است و ملت اسلامی و خصوصاً دانشجویان با ایمان متعهد نگران آن هستند و نیز نگران اخلال توطئه گران که هم اکنون گاه گاه آثارش نمایان می‌‏شود و ملت مسلمان و پایبند به اسلام خوف آن دارند که خدای نخواسته فرصت از دست برود و کار مثبتی انجام نگیرد و فرهنگ همان باشد که در طول مدت سلطه رژیم فاسد کارفرمایان بی‏ فرهنگ، این مرکز مهم اساسی را در خدمت استعمارگران قرار داده‌بودند. ادامه این فاجعه که مع الاسف خواست بعضی گروه‌های وابسته به اجانب است، ضربه‌ای مهلک به انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی وارد خواهد‌کرد و تسامح در این امر حیاتی، خیانتی عظیم بر اسلام و کشور اسلامی است. بر این اساس به حضرات آقایان محترم محمدجواد باهنر، مهدی ربانی املشی، حسن حبیبی، عبدالکریم سروش، شمس آل احمد، جلال الدین فارسی و علی شریعتمداری مسؤولیت داده می‌‏شود تا ستادی تشکیل دهند و از افراد صاحب نظر متعهد، از بین اساتید مسلمان و کارکنان متعهد با ایمان و دیگر قشرهای تحصیل کرده، متعهد و مؤمن به جمهوری اسلامی دعوت نمایند تا شورایی تشکیل دهند و برای برنامه‏ ریزی رشته‏‌های مختلف و خط مشی فرهنگی آینده دانشگاه‌ها، براساس فرهنگ اسلامی و انتخاب و آماده سازی اساتید شایسته، متعهد و آگاه و دیگر امور مربوط به انقلاب آموزشی اسلامی اقدام نمایند». افراد مشخص شده در این حکم پس از اعلام آن به سرعت کار خود را آغاز کرده و ضمن تلاش برای نهادینه کردن اعمال انقلابی دانشجویان انجمن‌های اسلامی، سه امر ۱ـ تربیت استاد و گزینش افراد شایسته برای تدریس در دانشگاه‏‌ها ۲ـ گزینش دانشجو ۳ـ اسلامی کردن جو دانشگاه‏‌ها و تغییر برنامه‏‌های آموزشی دانشگاه‏‌ها، به صورتی که محصول کار آنها در خدمت مردم قرار گیرد، را برنامه‌های خود اعلام کردند. بر این اساس، ستاد از صاحبنظران مختلف دعوت به همکاری کرد و در نخستین گام گروه‏‌های برنامه‏ ریزی در رشته‏ های پزشکی، فنی و مهندسی، علوم پایه کشاورزی، علوم انسانی و هنر تشکیل شد. همچنین کمیته‏‌ای در ستاد با عنوان " کمیته اسلامی کردن دانشگاه‏‌ها " ، تشکیل شد. با توجه به ناهماهنگی ضوابط و مقررات حاکم بر دانشگاه‏‌ها با شرایط انقلابی جامعه، قسمت اعظم فعالیت‏های ستاد بر اسلامی کردن دانشگاه‏‌ها و تعیین ضوابط و مقرراتی منطبق با موازین اسلامی متمرکز شد؛ در شهریور ماه سال ۶۲ به دنبال نامه رئیس جمهور وقت (آیت الله خامنه ‏ای) و درخواست تغییرات در کادر شورای عالی انقلاب فرهنگی، امام (ره) در تاریخ ۸/۶/۶۲ طی نامه‏‌ای این شورا را ترمیم کرده و افراد ذیل را به عنوان اعضای جدید آن معرفی کردند: نخست وزیر، وزرای فرهنگ و آموزش عالی و فرهنگ و ارشاد اسلامی، دو نفر دانشجو به انتخاب جهاد دانشگاهی و آقایان علی شریعتمداری، احمد احمدی، عبدالکریم سروش و مصطفی معین. بازگشایی دانشگاه‌ها و توسعه مراکز آموزشی و گستردگی فعالیت ستاد انقلاب فرهنگی ضرورت تقویت دوباره این نهاد را مشخص کرد که ثمره آن فرمان جدید امام در این باره بود. معمار انقلاب در این فرمان که در ۱۹ آذر ۱۳۶۳ صادر شد، عنوان کردند: «خروج از فرهنگ بدآموز غربی و نفوذ و جایگزین شدن فرهنگ آموزنده اسلامی، ملی و انقلاب فرهنگی در تمام زمینه‌ها در سطح کشور آن چنان محتاج تلاش و کوشش است که برای تحقق آن سالیان دراز باید زحمت کشید و با نفوذ عمیق ریشه دار غرب مبارزه کرد. اینک با تشکر از زحمات ستاد انقلاب فرهنگی برای هر چه بارورتر شدن انقلاب در سطح کشور، تقویت این نهاد را لازم دیدم بدین جهت علاوه بر کلیه افراد ستاد انقلاب فرهنگی، رؤسای محترم سه قوه، حجج اسلام آقای خامنه‌‏ای، آقای اردبیلی و آقای رفسنجانی و همچنین جناب حجت الاسلام آقای مهدوی کنی و آقایان سیدکاظم اکرمی وزیر آموزش و پرورش و رضا داوری و نصرالله پورجوادی و محمدرضا هاشمی را به آنان اضافه نمودم». پس از صدور این حکم رییس جمهور وقت در استفساریه مورخ ۲۹/۱۱/۶۳ خود از امام خواست تا حدود اعتبار مصوبات این شورا را مشخص کنند که ایشان در تاریخ ۶/۱۲/۶۳ پاسخ دادند:«ضوابط و قواعدی را که شورای محترم عالی انقلاب فرهنگی وضع می‌نمایند باید ترتیب آثار داده‌شود». بدین گونه ضوابط و مقررات وضع شده از سوی این شورا به قانون‌های درجه اول کشور در حوزه فرهنگ تبدیل شد. گفتنی است ترکیب این شورا تا ۱۴/۹/۷۵ که آیت ‏الله ‏خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب، سومین ترمیم عمده شورای عالی انقلاب فرهنگی را انجام دادند، براساس حکم امام باقی ماند. در این تاریخ ایشان در حکمی ضمن تعیین ترکیب جدید اعضای شورای عالی وظایف جدیدی برای این شورا اعلام کرد. در این حکم آمده است: «شورای عالی انقلاب فرهنگی که با تدبیر حکیمانه امام راحل عظیم الشان به جای ستاد انقلاب فرهنگی پدید آمد، نقش فعال و مؤثری را در عرصه‌های امور فرهنگی کشور به خصوص دانشگاه‏‌ها ایفا کرد و برکات زیادی از خود به جای گذارد. اکنون با پیشرفت کشور در کار سازندگی و گسترش دامنه نیاز به دانش و تخصص و لزوم فراگیری علوم و فنون و پرورش محققان و نوآوران و استادان و متخصصان کارآمد، اهمیت این بخش از مسایل فرهنگی تأکید مضاعف یافته‌است. توسعه دانشگاه‏‌ها و پژوهشگاه‏‌ها و دیگر مراکز آموزش و آموزش عالی که پاسخ طبیعی به آن نیاز است و افزایش چشمگیر کمیت دانشجویی، به نوبه خود تکالیف تازه‏‌ای را بر عهده مسئولان امور فرهنگی کشور می‏گذارد که برتر از همه آنها اولاً کیفیت بخشیدن به مایه‌های علم و تحقیق در این مراکز و ثانیاً پرداختن به تربیت معنوی دانشجویان و هدایت فکر و عمل آنان است». در بخشی دیگر از این حکم، با اشاره به هجوم فرهنگی همه جانبه دشمنان به ارزش‏های اسلامی، فرهنگ اصیل ملی و باورهای مردم آمده‌است:«همه این حقایق مهم و هشداردهنده مسئولان فرهنگی کشور را به تدبیری برتر و اهتمامی بیشتر و تلاشی گسترده‌تر فرا می‌خواند." بدین ترتیب شورای عالی انقلاب فرهنگی وارد مرحله جدید از حیات خود ‏شد. در این مرحله شورای عالی انقلاب فرهنگی موظف گردید در رأس فعالیتهای خود به «مدیریت فرهنگی» جامعه در عرصه های مختلف بپردازد.

اضافه کردن دیدگاه جدید