آزاده عبدالمجید رحمانیان در گفتگوی اختصاصی با پیام آزادگان

۱۳۹۵/۰۹/۱۶

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی پیام آزادگان ،همایش اعطای تندیس ملی فداکاری دانشجویان ایران با مشارکت یازده نهاد و دستگاه از جمله جهاددانشگاهی، بنیاد شهید، هلال احمر، کمیته ی امداد، سازمان بسیج دانشجویی و دیگرارگان ها در روز ۱۴ آذر ۹۵ تالار فردوسی دانشگاه تهران برگزار شد.

 

در این همایش بر اساس فعالیت های مختلفی که دانشجویان در این ارگان ها داشته اند، ۳۰ نفر از آن ها مورد تقدیر قرار گرفتند که از این تعداد یازده نفر تندیس و لوح تقدیر، ۱۹ نفرهم تقدیرنامه دریافت کردند. یکی ازافرادی که با دریافت تندیس و لوح تقدیر مورد تجلیل قرار گرفت، آزاده فرهیخته عبدالمجید رحمانیان کوشککی بود.

 

 

به این مناسبت خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی پیام آزادگان گفتگویی با این آزاده سرافراز داشته است که خلاصه ی آن به شرح ذیل است:

 

پیام آزادگان: درباره ی خود و فعالیت ها و معیار هایی که موجب اعطای تندیس ملی فداکاری و لوح تقدیر به جنابعالی شد، توضیح بفرمائید.

 

رحمانیان: بنده  جانباز۵۰ درصد و آزاده با ۱۰۰ ماه اسارت هستم  که در دوران اسارت هم علیرغم شرایط سخت آن دوران فعالیت فرهنگی و آموزشی در میان آزادگان داشتم. پس از آن دوران نیز تالیف ۲۰ عنوان کتاب، تاسیس ۲ انتشارات، ویرایش و باز نویسی نزدیک به ۲۰ کتاب وتدریس زبان فرانسه از جمله فعالیت های فرهنگی و آموزشی اینجانب بوده است. در دوران آزادی همچنین اخذ کارشناسی ارشد و دکتری حقوق عمومی از دانشگاه تهران و تدریس به عنوان مدرس دانشگاه به صورت داوطلب و بدون دریافت پول وفعالیت به عنوان معاون فرهنگی مرحوم حاج آقا ابو ترابی از جمله فعالیت های بنده بوده است و در این مدت مشمول دریافت عناوینی مثل نویسنده ی برگزیده، ناشر برگزیده و مانند این ها نیز بوده ام. نکته قابل ذکر این که کتاب های تالیفی اینجانب در حوزه ی دفاع مقدس و آزادگان بوده اند.

 

پیام آزادگان: در روزهمایش از یک شهید مدافع حرم نیز که از شاگردان شما بوده است تقدیر شد. در این خصوص توضیح می فرمایید؟ 

 

رحمانیان: شهید مسلم نصر در دانشگاه پیام نور جهرم دانشجو بودند. در ضمن ایشان در تیپ ۳۳ المهدی پاسدار بودند که حدود ۱۳ ماه پیش در سوریه در منطقه حلب به شهادت رسیدند و چند روز پیش هم سالگرد این شهید بود. از این شهید یک فرزند دختر ۳ ساله به یادگار مانده است.

 

پیام آزادگان: از فعالیت های خود در دوران اسارت بفرمایید.

 

 رحمانیان: در دوران اسارت، تقریبا به ۱۱ بازداشگاه و اسارتگاه رفتم و در بیشتر آنها مسئول فرهنگی بودم.در واقع درجریان و تشکیلات مخفی آزادگان در اردوگاه ها فعالیت می کردم. دراردوگاه ها در برگزاری کلاس نهج البلاغه هم فعال بودم و همچنین در برنامه ریزی مخفی برای فعالیت فرهنگی و برگزاری مراسم درمناسبت ها مشارکت داشتم. که من این مطالب را در کتاب «طهارت در اسارت» آورده ام.در این کتاب شرح داده ام که  تشکیلات فرهنگی دوران اسارت چطور به صورت یک دولت مخفی سازماندهی شده بود و این فعالیت ها بود که باعث شد اسرا دچار سستی، کسالت و افسردگی نشوند. در واقع برای اینکه جامعه آزادگان در اسارت سر زنده باقی بماند، علیرغم خطرات فراوان، فعالیت های فرهنگی می کردیم. در چارچوب این فعالیت ها و با وجود ممنوعیت قلم و کاغذ نشریات مخفی داشتیم.

 

پیام آزادگان: دوران اسارت شما در کدام اردو گاه ها گذشت؟

 

رحمانیان: درالانبار، موصل یک، دو، سه ،چهارو تکریت بودم. در موصل یک یک سال و در تکریت دو سال بودم.

 

پیام آزادگان: عمده فعالیت های شما بعد از اسارت چه بوده است؟

 

رحمانیان: من بعد اسارت بیشتر به کار نویسندگی پرداختم. همچنین در تاسیسس موسسه پیام آزادگان به عنوان عضو موسس آن فعالیت داشته ام. همانطور که پیش تر اشاره شد، کتاب هایی هم  که نوشته ام ، در حوزه دفاع مقدس و آزادگان بوده است. از آن جمله به طور مثال  ۵ عنوان کتاب برای مرحوم حاج آقا ابوترابی بوده است که از زبان خودشان نوشته ام. آخرین آن ها « منشور پاکی و خدمت گذاری» بود که مرحوم آیت الله مهدوی کنی آن را رو نمایی کردند. کتاب دیگرم « ره آورد غربت » برگزیده ی جشواره ی دفاع مقدس شد. هم اکنون هم به تدریس در دانشگاه مشغول هستم.

 

 

پیام آزادگان: از آن جا که فردی تحصیل کرده و صاحب نظر هستید، اولویت های امروزجامعه ایثار گران و مخصوصا آزادگان را  چه می دانید ؟ 

 

رحمانیان: به نظر من مهمترین اولویت آزادگان انتقال مفاهیم ارزشی و معنوی و تجربیات فرهنگی کسب شده در دوران اسارت به نسل بعدی و در درجه اول به فرزندانشان و سپس به دیگران با زبا ن امروزی و باز تعریف آن مفاهیم است. و این کار شدنی نیست مگر آن که آن مفاهیم و تجربیات را اولا نگارش کنیم و ثانیا با رفتارمبتنی بر آزادگی با جامعه سخن بگوییم؛ زیرا  در جامعه آنچه عمل ما می تواند زبان ما نمیتواند فریاد بزند. و اثر بگذارد.

 

پیام آزادگان: آیا به عنوان یک آزاده نیاز سنجی در بین آزادگان انجام داده اید و یا کمبود های  فعالیت برای آزادگان را شناسایی کرده اید؟ 

 

رحمانیان: یک ضعفی که وجود دارد در حوزه ی هنر های تصویری است.  فیلمی که در خور آزادگان باشد، خیلی کم ساخته شده است. مسئله این است که یک نوجوان ۱۴ یا ۱۵ ساله که  اسیر شده و آنجا نقطه ی آغاز تحولش بوده است، چگونه شخصیت او تثبیت شده است به گونه ی که  این شخصیت ، مقاومت داشته باشد و در تنهایی ها و یا فشار و هجوم تبلیغات دشمن از پای در نیاید؟ این نقطه تحول و تثبیت شخصیت و رشد فرهنگ مقاومت را در بیشتر فیلم ها ندیده ایم. مسئله مهم دیگر، تاثیر و تاثرمتقابل در زندگی دوران اسارت است؛ چه اثری که ما بر همدیگر گذاشتیم و چه اثری که بر عراقی ها و نیرو های صلیب سرخ گذاشتیم. اعترافات خود آن ها موجود است که نشان می دهد در بین اسرای ما چه طنز ها و سرزندگی ها  در کنار بحث های عمیق بوده است. این که در برابر دشمن چه کنیم  که درگیر نشویم، کمتر آسیب ببینیم، کمتر شهید بدهیم و با حفظ همه ی این ها ،عزت خودمان را هم حفظ کنیم، این ها عناصر اصلی و مهمی است  که بین اسرای ایرانی وجود داشته است.

 

پیام آزادگان: سخن پایانی و خاطره ی از سید آزادگان؟

 

 رحمانیان: پیشنهادم این است که در حوزه ی فرهنگ مکتوب آزادگان یک شورایی که همه ی اعضای آن لازم نیست آزاده باشند اما لازم است که کارشناس باشند، داشته باشیم. کتابهای ما هم نباید صرفا انباری از خاطرات باشند. باید نظر سنجی کنیم و ببینیم در جامعه با توجه به  نوع نگاه نسل امروز، چگونه باید حرف بزنیم. یا همان حرف ها را چگونه از نو بزنیم. در فرهنگ تصویری هم باید توجه داشت که زیر بنای هر فعالیتی، جمع آوری داده ها و اطلاعات صحیح و مستند و استفاده از یک منبع بزرگ اطلاعات است تا با استفاده از آن ، سوژه یابی و کار تصویری کنیم.

 

سخنم را با خاطره ی از سید آزادگان مرحوم حاج آقا ابوترابی به پایان می برم. حاج آقا دائما روزه بودند. سال ۵۹ وقتی که تازه اسیر شده بودیم در سلولی در زندان بغداد بودیم در حالی که همه گرسنه بودیم. مقدار کمی غذا می دادند. افسرعراقی که فهمید ما به شدت گرسنه هستیم و نیاز به غذا داریم، وقتی غذا آوردند همه با ولع به غذا خوردن مشغول شدند، آن افسردریچه ی در سلول را کنار زد و گفت: ببینید شما چقدر به ما نیاز دارید؟ من قاشق غذا را که  برای به دهان گذاشتن بالا آورده بودم، دوبار برگرداندم پائین و از همان لحظه فهمیدم که این شکم می تواند باعث ذلت ما شود. تصمیم گرفتم تا زمانی که در اسارت هسستم مثل حاج آقا ابوترابی روزه بگیرم . ایشان در اسارت روزه می گرفت اما اگر کسی تعارف می کرد حاج آقا می خوردند، چو ن که روزه ایشان روزه ی مستحبی بود. اگر هم سفره ی وحدت بود بازهم می خوردند،  سفره وحدت هم این طور بود که اسرا گروه گروه نمی نشستند غذا بخورند و هر از چند گاهی یک سفره ی بزرگ پهن می شد و همه اسرا پای این سفره می نشستند و حاج آقا می گفتند که این وحدت مهم است.

 

پایگاه اطلاع رسانی پیام آزادگان

گزارشگرو مصاحبه کننده: سعید علیقورچی

 

اضافه کردن دیدگاه جدید