من علیرضا متولد اپاتان

انتشارات پیام ازادگان

خاطره نگار: علیرضا داوری

به کوشش پروین کاشانی زاده

توي آبادان دنبال دوست و رفيق و همرزم هايم گشتم . به سپاه
پاسداران رفتم، آن زمان غلام نوروزي فرمانده سپاه آبادان بود .
بچه هاي سپاه از ديدنم خوش حال شدند و به خوبي ازم استقبال
بيا ين » : كردند. چند نفر از همرزم هايم را پيدا كردم. به آنها گفتم
بريم شركت نفت، شايد خدا رحم كرد اون جا تونستيم استخدام
بشيم.
۸ سال اسير بودم و » : تنهايي به كارگزيني پالايشگاه رفتم و گفتم
«. ۲۴ سالمه و مي خوام استخدام شركت بشم
قبل از اينكه جايي استخدام بشي بايد بري معافي » : آن ها گفتند
بايد كجا مي رفتم و «. خدمت بگيري. وگرنه استخدامت نمي كنن
بايد به پاسگاه ژاندارمري واقع » : چه كار مي كردم را پرسيدم. گفتند
پادگان جمشيدآباد بري و دفترچه بگيري كاراي معافيت رو از اونجا
«. شروع كني
من هم خوش حال از اينكه كارهايم دارد رديف مي ش ود، به
سمت ژاندارمري رفتم......

 

برای تهیه این اثر ارزشمند با شماره ۸۸۸۰۷۰۴۶ واحد پژوهش موسسه پیام آزادگان تماس بگیرید.

اضافه کردن دیدگاه جدید