صارم

انتشارات پیام آزادگان

صارم نورالدین نوراللهی

صارم طهماسبی

اینک بی اعتنا به هر آنچه هست درگذر ایام مثل هزاران شیرمرد این دیار چشم به قله های فتح گشوده است، تا فت حبابی باشد برای آنان که به هوای وطن هنوز دل می سوزانند و عشق م یورزند. برای صارم رسیدن به سرچشمه ی حقیقت خیلی دور از ذهن نیست. او رودی روان از خروش و خرامیدن است، او حرفی محکم با دستان بسته است، او تجلی یک مرد در عین نیاز است! تجرب هی سه دوره ی سربازی، سرافرازی و سرداری وی دلیلی بر این ادعاست. مهرماه آن سال همه جا سرد شده بود. پدر که رفت من ماندم و یک صد تومان پولی که در اختیارم گذاشته بود. ولي يقين داشتم که در دان شسرا قبول نم یشوم چون اصلاً درس نخوانده بودم. چند روزی در منزل حاجی ولک بودم، اما بعد از آن به مسافرخانه ای رفتم و در آنجا منتظر اعلام نتیج هی قبول شدگان به مرحل هی دانش سرا شدم. تا اینکه چند روز بعد نتيجه را اعلام کردند و من جزو قبول شدگان نبودم! حالا ديگر هشتاد تومان از پو لها ۱۰ را خرج كرده بودم. متعاقب این وضعیت همه ی وسایلم را از مسافرخانه تحويل گرفتم. نم يدانستم كجا بروم، فکر برگشتن به خانه عذابم م یداد، همی نطور توی آن شهر تنها و غريب پرسه م یزدم  

 

برای تهیه این اثر ارزشمند با شماره ۸۸۸۰۷۰۴۶ واحد پژوهش موسسه پیام آزادگان تماس بگیرید.

اضافه کردن دیدگاه جدید