‌دربارة دوستي‌

 

سید آزادگان سید علی اکبر ابوترابی در اسارت در رابطه با دوستی سخنرانی زیر را ایراد نمودند که با هم میخوانیم :

 

‌‌عاطفه‌ و انسان‌ دوستي‌ غريزه‌اي‌ است‌ نهفته‌ در درون‌ انسان‌ و وديعة الهي‌ است‌ و مسلماً‌ خير و صلاح‌ انسان‌ در برخورداري‌ از اين‌ نعمت‌ها بوده‌ كه‌ خداوند به‌ انسان‌ مرحمت‌ فرموده‌ است. با تعاليم‌ مكتبي‌ هم‌ مي‌بينيم‌ كه‌ تقويت‌ اين‌ها را از ما خواسته، و براي‌ تشديد اين‌ عاطفه‌ و اين‌ غريزه‌ خداوند مي‌فرمايد: «اِنَّما المُؤ‌منون‌ اَخوه». حضرت‌ رسول‌ بين‌ مسلمان‌ها عقد اخوت‌ مي‌خوانند، و اين‌ اخوت‌ هم‌ شدت‌ مي‌گيرد. ريشة عاطفة انسان‌ دوستي‌ را هم‌ به‌ آن‌ جهت‌ مي‌دهد. جهت‌ آن‌ این است كه‌ مي‌گويد اين‌ دوستي‌ها يك‌ دوستي‌ سطحي‌ و زودگذر نيست‌ و ريشه‌هاي‌ آن‌ بايد بين‌ شما خيلي‌ عميق‌ باشد؛ «ريشة برادري‌ عميق‌ است». ديگر اینکه‌ اين‌ عاطفه‌ و اين‌ غريزه‌ بايد به‌ تدريج‌ آنقدر رشد كند تا روح‌ برادري‌ را در بين‌ شما عميقاً‌ به‌ وجود بياورد و اين‌ مي‌شود مسير دوستي‌ كه‌ ما در زندگي‌ بايد طي‌ بكنيم؛ مي‌شود دوستي‌ بر اساس‌ برادري‌ و حاكم‌ بودن‌ تمام‌ ويژگي‌هاي‌ برادري‌ در دوستي‌هايمان، و اين‌ مي‌شود دوستي‌ بر پاية صحيح‌ و قوي‌ و ناگسستني.

 

‌‌سؤ‌ال: شرايط‌ زماني‌ مطرح‌ است‌ يا نه‌ (اسارت‌ يا غير اسارت)؟

‌‌جواب: خير. اين‌ها همه‌ كنترل‌ شده‌ است‌ و برخورد غيراسلامي‌ در آن‌ ديده‌ نمي‌شود.

‌‌برخلاف‌ دوستي‌هايي‌ كه‌ معمولاً‌ برهيچ‌ پايه‌ و اساس‌ صحيحي‌ استوار نيست، خصوصاً‌ در دنياي‌ امروز بين‌ انسان‌هاي‌ متمدن‌‌نماي‌ اين‌ قرن، دوستي‌‌ها بدون‌ هيچ‌ اساس‌ و زيربناي‌ محكم، تنها در خوشگذراني‌ و رفاه‌ و خوش‌تر گذراندن‌ ساعت‌هاي‌ تفريح‌ و بيكاري‌ نهفته‌ شده‌ است. دوستند، چون‌ با هم‌ بهتر مي‌توانند خوش‌تر زندگي‌ كنند. در واقع‌ دوستي‌ فقط‌ به‌ خاطر اين‌ است‌ كه‌ در ساعت‌هاي‌ بيكاري‌ و تفريح‌ تنها نباشند، يا چون‌ فردي‌ از امكانات‌ رفاهي‌ بيش‌تر برخوردار است، براي‌ بهره‌مندي‌ از آن‌ امكانات‌ با او دوستي‌ مي‌كنند؛ در نتيجه، اين‌ دوستي، نه‌ ريشه‌ دار است‌ و نه‌ دوامي‌ خواهد داشت؛ لذا به‌ محض‌ اینکه‌ دوست‌ بهتري‌ پيدا كرد يا پيدا شد، دوست‌ سابق، مزاحم‌ تشخيص‌ داده‌ شده، با يك‌ كلمه‌ از هم‌ جدا مي‌شوند؛ مي‌بخشيد! تا حالا بوديم، از اين‌ به‌ بعد نيستيم، يا؛ مي‌بخشيد! از اين‌ به‌ بعد نه‌ من‌ تو را مي‌شناسم‌ و نه‌ شما من‌ را، از هم‌ جدا مي‌شوند، گويا كه‌ هرگز همديگر را نمي‌شناختند. با توجه‌ به‌ اين‌ واقعيت، بين‌ برادري‌ ما مسلمان‌ها و دوستي‌ آنان‌ تفاوت‌ بسيار است.

 

‌‌بنابراين، رابطة ما مسلمان‌ها با هم‌ رابطة‌ برادري‌ است. دوستي‌هاي‌ غربي‌ نداريم، كه‌ با يك‌ نفر باشيم‌ و با ديگران‌ نه، يا به‌ خاطر يك‌ دوست‌ از ديگران‌ ببريم؛ همه‌ برادران‌ ما هستند و در اين‌ ميان، رابطة برادري‌ ما با بعضي‌ قوي‌تر و بيش‌تر است؛ نه‌ اینکه‌ امروز با يكي‌ باشيم‌ و فردا با ديگري.

 

‌‌و در اين‌ رابطه، خيرخواهيم‌ و خيرانديش، نه‌ خودخواه‌ و سود طلب، و متكي‌ به‌ دوست‌ نيستيم‌ و نه‌ پرتوقع‌ و ماية دردسر، كه‌ در اين‌ صورت‌ دوستي‌ دوامي‌ نخواهد داشت‌ و اين‌ برادري، كسالت‌ آور خواهد بود و خسته‌ كننده.

 

‌‌در اين‌ صورت، همان‌ گونه‌ كه‌ ريشة برادري‌ ناگسستني‌ است، پيوند اين‌ برادري‌ و دوستي‌ نيز پايدار و دائمي‌ است، و ما را از اين‌ دوستي‌ قصدي‌ جز برادري‌ و محبت‌ و دستگيري‌ و خيرخواهي‌ نيست‌ و تنها اميدمان‌ از ديگران‌ دعاي‌ خير آنان‌ و شفاعت‌ آنها است‌ در آخرت. وگرنه‌ در مكتب‌ ما، دلبستگي‌ به‌ فرد، در حدي‌ كه‌ با از دست‌ دادنش، آرامش‌ روحي‌ خود را از دست‌ بدهيم،‌ بي‌معني‌ است.

 

‌‌دل‌ به‌ كسي‌ ندهيم، كه‌ دل‌ جايگاه‌ خدا است. محبت‌ مؤ‌منان‌ به‌ دل‌ داريم‌ كه‌ اين‌ نيز پرتويی‌ از محبت‌ به‌ خدا است. انسان‌ها را به‌ دل‌ دوست‌ بداريم‌ كه‌ بندگان‌ خدايند. خويشتن‌ به‌ خدمتشان‌ گماريم‌ كه‌ اين‌ آرزو و افتخار ما است، و به‌ پايشان‌ جان‌ مي‌دهيم‌ كه‌ اين‌ لقاي‌ خدا است.

 

‌‌براي‌ دوستان‌ و برادران‌ بر آن‌ هستيم‌ كه‌ برادري‌ صادق‌ و متعهد و وفادار باشيم. اين‌ شيوه‌ و سيرة ما است‌ در دوستي‌ و برادري، تا آنان‌ چه‌ باشند و يقيناً‌ خود به‌ وظيفه‌ آشناترند.

 

‌‌سؤ‌ال: نظر شما در رابطه‌ با خواندن‌ صيغة عقد اخوت‌ چيست؟

‌‌جواب: صيغة عقد اخوت‌ لزومي‌ ندارد، خصوصاً‌ در اسارت. نه‌ اینکه‌ بد است؛ بلكه‌ در اسارت‌ لزومي‌ ندارد.

والسلام.

 

اضافه کردن دیدگاه جدید