همه در ۱ ظرف غذا می‌خوردیم

 

همگی در یک ظرف و با یک قاشق.ده نفری دور یک بشقاب می نشستیم و به هر نفر پنج یا شش قاشق غذا می رسید.

غذایی که نوبتی به هرکس می رسید واقعاْ شکم یک گنجشک را سی نمی کرد. برای همین ما همیشه کرسنه بودیم.

من در طول ده سال اسارت آموخته بودم که هیچ وقت نباید سیر بشوم.

کتاب خداحافظ موصل

 

* آ

   

روتیتر: 
درسی از اسارت؛

اضافه کردن دیدگاه جدید