نگهبان صورت ژاپنی

 

ضابط احمد، افسری کوتاه قد و خپل و بداخلاق بود. قیافه‌اش مثل ژاپنی‌ها بود. موقع عصبانیت، قیافه‌اش خیلی زشت می‌شد. به خاطر همین هم، هر وقت می‌آمد برای آمارگیری، بچه‌ها یواشکی بِهِش می‌خندیدند. یک روز، مترجم را صدا زد و گفت «به اینا بگو، چرا خندیدن؟» یکی از بچه‌ها به مترجم گفت «بِهِش بگو، هر وقت عصبانی‌ می‌شی صورتت خیلی قشنگ می‌شه، به خاطر همین، بچه‌ها به وجد میان و خنده‌شون می‌گیره». ضابط احمد که باور کرده بود، خنده‌ای به لبهاش نشست. بچه‌ها هم زدند زیر خنده. [۱]

 

 

راوی: صفی الله نجفی.

 

اضافه کردن دیدگاه جدید