نيمه شعبان در اسارت

 

هر سال حدود یک ماه مانده به جشن نیمه‌ی شعبان، بچه‌ها برای هر چه باشکوه‌تر برگزار کردن مراسم میلاد امام زمان‌(عج) مهیا می‌شدند.

 

برای این روز برنامه‌های مختلفی تدارک دیده می‌شد و افرادی هم مسئول این کار بودند. با جمع‌آوری مقرری ماهیانه‌ی بسیار اندکی که می‌گرفتیم و حدود دو دینار بود و تنها پول یک لوله خمیر دندان می‌شد، شکر و عود و یک عدد کاپ جهت مسابقات ورزشی می‌خریدیم و با خمیری که از خرده‌های نان به دست آمده بود و زدن شکر و روغن به آن، نوعی شیرینی تهیه می‌کردیم و با کاغذهای باطله‌ای هم که فراهم شده بود به تزیین آسایشگاه می‌پرداختیم. در هر قاطع برادران هر آسایشگاه، به آسایشگاه دیگر دعوت می‌شدند؛ آن ‌گاه ارشد آسایشگاه فرا رسیدن این روز فرخنده را به تمام مسلمین جهان، مردم ایران بویژه برادران آزاده تبریک می‌گفت.

 

در این روز، برنامه‌های ورزشی بین آسایشگاه‌های یک قاطع داشتیم و کاپ خریداری شده را به تیم برنده تقدیم می‌کردیم. خلاصه در نیمه‌ی شعبان شور و حال خاصی در اردوگاه بین برادران حکمفرما بود.

 

خاطره از : آزاده علی مت‌میر