قدمگاه عشق

 

 

نرم نرمک بوی خوش انقلاب را استشمام می کردیم که ناگهان با یورش دشمن به خاک میهن مان مواجه شدیم. نوجوانان و جوانان اسطوره ای و غیرتمند سرزمینمان از گوشه گوشه ایران زمین، تاب تحمل  چنین گستاخی را نیاوردند، لباس رزم بر تن کردند و تنها با سلاح ایمان به خدا و گوش به فرمان رهبری، پا در رکاب عشق شدند.

آنان مردانه درمقابل دشمن تا بن دندان مسلح جنگیدند و آنگاه تسلیم تقدیر شدند.

 آنان با دستان بسته نیز رزمنده ماندند. زنجیر و شکنجه و آزار دشمن خللی درروحیه مقاوم آنها ایجاد نکرد  و هربار با شکنجه اهریمنان، روح بزرگشان به زیبایی صیقل می یافت و آنان را به"الماس های درخشانی" بدل می نمود که ترس از آنان گریزان بود.

در آن سیاهی و ستم ناگهان نور امیدی درخشیدن گرفت و حضور پیر فرزانه و عارف بزرگی به نام "سید ابوترابی" در آن سیاهی شب، همانند خورشیدی پرفروغ گرمابخش وجودشان شد و  دستان آرام بخشش التیامی بر زخم هایی بود که دشمن بر روح و جان آنان نواخته بود.

به مدد  حضور"او" سالهای سخت و سرد اسارت با گرمای ایمان و امید به پایان رسید و با بازگشت قهرمانانه و پیروزمندانه  آزادگان، حماسه ای دیگر خلق شد.

بوسه های شان بر خاک سرزمین مان را هیچگاه فراموش نمی کنیم.

فراموش نمی کنیم روزی را که ایران یکپارچه شور و شوق و غوغا بود و همه درجشن بازگشت غرورآفرین شان شریک بودیم و چه خوش  بود عطرخوش آزادی که  از شهرهای مرزی تا روستاهای دورافتاده وزیدن می گرفت.

 همه مردم ایران به پیشوازشان آمده بودند تا در جشن شادی ایستادگی، مقاومت و تسلیم  ناپذیری شان در برابر دشمن، حماسه ای جاوید بسازند.

 امروز نیز پس از گذشت سالها به پاس پایمردی این اسطوره های صبر و مقاومت، تمام قد سرتکریم و تعظیم درمقابلشان فرود می آوریم و دستانشان را به مهر می فشریم و ورودشان به خاک میهن  را خیرمقدم می گوییم.

 

 

اضافه کردن دیدگاه جدید