بندگی حق ؛ عزت حقیقی

سخنرانی مرحوم شهید ابوترابی فرد به مناسبت ۲۸ صفر:

«بسم الله الرحمن الرحيم»

وَ ما مُحَمَّدٌ اِلّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ اَفَائِنْ ماتَ اَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلي اَعْقابِكُمْ.۱ امروز همان طور كه مي‌دانيد برابر با وفات پيامبر است. سؤال اين است كه ما چرا مكتب الهي را پذيرا شديم و چه هدفي از اين داريم؟ مكتب و رهبر اسلام نسبت به گروندگان اين مكتب چه نظري دارند؟ اين از مسائل اساسي است كه آيا ما مسلمان شديم كه يك سلسله برنامه‌هاي عبادي را انجام دهيم و پيش خدا موقعيتي پيدا كنيم، يا به وسيلۀ اينها به بهشت برين و به رحمت خدا دست يابيم؟ آيا حضرت رسول هدفشان اين بود؟ حضرت رسول گرامي در اولين روز دعوت علني بالاي كوه صفا رفتند و به استغاثه، مردم را دور خودشان جمع كردند ویا للناس! من چطور آدمي بودم؟ آيا به صداقت من اعتقاد داريد؟ (مضمون است، كه گفته‌اند: آري)  فرمودند: من اكنون به شما مي‌گويم كه پشت اين زندگي دنيا، دنياي جاوداني است و اضافه فرمودند: لنخرج العباد من ذل عباده الاوثان الي عزّ عباده‌الله.  هدف را مشخص مي‌كنند.خروج از ذلت بندگي بت‌ها و پليدي‌ها به طرف عزت بندگي حق، كه اين ذلت، يا ذلت در جلوي گردن كشان است يا بت هواي نفس. چيزي كه قابل توجه است اين است كه ذلت و بردگي را همۀ ما لمس كرده‌ايم، كه ريشۀ اولي از همين جاست. اين گردنكشان، ذليل نفسند. چه ذلتي بالاتر از اين است كه انسان مطيع (نفس) شود و به خاطر آن دست به كاري بزند كه بعدها مراتب زيادي خودش را سرزنش كند؟ بعضي ممكن است خيلي در اطاعت از آن نفس فرو بروند. آنها يك مرتبه از خودشان زده مي‌شوند و اين ذلت را احساس مي‌كنندكه عزت حقيقي در اين است كه به درگاه حق متوسل باشند. اين عزت است كه انسان براي ديگران خودش را فدا بكند. اين امر باعث مي‌شود كه در پيشگاه خدا تقرب پيدا كند. اين كار است كه باعث رحمت جاودانه مي‌شود. در زمان صدر اسلام بودكه يكي از فرماندهان سپاه اسلام به همراه تعدادي از مسلمين اسير مي‌شود. ایشان در برابر خواستۀ حاكم و رهبر دشمنان، تسليم نمي‌شود و حاضرنمی‌گردد. پيشاني يا دست او را ببوسد؛ زيرا مي‌دانست كه آنها قصد دارند در قبال انجام اين خواسته، فقط خود او را آزاد كنند؛ اما وقتي كه پاي نجات مسلمانانِ اسير پيش مي‌آيد، اين كار را انجام مي‌دهد و از بند رهايي مي‌يابند. اين تقصير نيست. اين كوتاه آمدن براي هدفي والاست. آنها وقتي كه پيش حضرت رسول آمدند، ‌حضرت رسول ايشان را مورد اكرام قرار دادند. پيروان اين مكتب بايد از ذلت و بندگي هواي نفس رهايي پيدا بكنند. ملت ما كه اين حركت عظيم را كردند و شاه را بيرون كردند، اين يك بُعدش است. بُعد ديگر، مبارزه با نفس سركش و بيرون آمدن از ذلت نفس است. بدانيد كه اين مسأله اگر در ما شروع بشود شايد اوّلش تلخ باشد ولي بعد شيرين مي‌شود و آن قدر شيرين، كه خدا مي‌داند.  اگر لذّت ترك لذّت بداني            دگر لذّت نفس، لذّت نداني پس، مسألۀ وظيفه است كه از ذلت و بردگي هواي نفس رها شويم و مهم اين است كه تلخي اين لذت را چشيده‌ايم. با توجه به اين مسأله مي‌توانيم از اين ذلت رهايي پيداكنيم. وقتي حضرت علي(ع) عزت بندگي خدا را مي‌خواهد، مي‌فرمايد: من مي‌توانم از شيرۀ گندم و ... تناول كنم. اما به نان جويي اكتفا مي‌كنم. آيا اين عزت نيست؟! اين توليد اين كارخانه است؛ از اسارت هواي نفس رهايي يافتن؛ يعني اگر مثل كارخانه‌اي بوديم كه روشن باشد ولي توليدي ندارد ضرر كرده‌ايم. اگر به تمام دنيا دست پيدا كنيم ولي در اسارت نفس عمرمان تباه است. خداوند ما را از امت مرحومه‌اش قرار بده و از نظر حركت در زندگي، مشمول آيۀ دوم سورۀ والعصر نباشيم كه «انسان زيانش،‌ پيروي از هواي نفس است». واعمر قلبي بطاعتك و لا تحزني بمعصيتك۲. خدايا! قلبم را به اطاعت از خودت آباد كن و با نافرمانيت مرا خوار مگردان! پي‌نوشت: ۱- سوره آل‌عمران،آيۀ۱۴۴ ۲- مفاتيح‌الجنان، صلوات شعبانيه

 

پایگاه اطلاع رسانی پیام آزادگان

 

روتیتر: 
سخنرانی مرحوم شهید ابوترابی فرد به مناسبت ۲۸ صفر؛

اضافه کردن دیدگاه جدید