اولین رمضان دراسارت

 

آغازماه رمضان(اولین رمضان دراسارت ) خردادماه ۶۳

        رمضان ماه خدا،ماه ضیافت ا... ،ماه شب های قدر،ماه شب زنده داری هاوعبادت هاو... درحال رسیدن بود،همه می پرسیدند، عراقی هادراین ماه چگونه برخوردخواهندكرد؟آیااندك مایه ی مسلمانی باعث خواهدشدكه دراین ماه دست ازاذیت وآزارمابردارند؟ آیااجازه ی روزه گرفتن داریم ؟وسؤالات مختلف دیگر... یك روزقبل ازماه رمضان كه اكثریت اردوگاه روزه بودندعراقی هااعلام كردندكه:((هركس مریض است ونمی خواهدروزه بگیردخودش رابه مسئول آسایشگاه معرفی كندتامسئله ی غذای آنهاحل شود.))آنها درموردچگونگی دادن افطاروسحری نیزتوضیحاتی دادندوقرارشدكه افطاررایك ساعت قبل ازآمارعصر تحویل دهندوساعت ۲یا۵/۲ بامدادنیزدرآسایشگاه هارانیز به ترتیب بگشایندو۱۵ نفربرای گرفتن غذاوچای ازآسایشگاه خارج شوند.درواقع  افطارهمان غذای صبح ،آش ،بودوسحری نیزغذای ظهریعنی برنج.

بااعلام این برنامه احساس كردیم كه درماه رمضان بایدمشكل كمتری داشته باشیم روزآخرشعبان رابدون سحری روزه گرفتیم واولین سحرماه رمضان برای صرف سحری بلندشدیم ،وضعیت دادن سحری بازهم همراه بافشاروخشونت بود،عراقی هایكباره دررابازمی كردندوبدون مقدمه ازماه می خواستندكه ۱۵ نفرمسئول غذاخارج شوند،درحالی كه ماهمه درخواب بودیم وبرای آماده شدن به وقت نیازبودواگر درآمادگی تأخیربوجودمی آمدباضرب وشتم روبه روبودیم وقت سحرنیزباصدای سربازبلندمی شدیم وبافرمان اومی بایست كه می خوابیدیم واین درحالی بودكه هنوزتااذان صبح فرصت زیادی باقی بود،وقت نمازنیزباصدای سربازبلندمی شدیم وبادستوراومی خوابیدیم، بنابراین تفاوتی دربرنامه ی شب ایجادنشدوعراقی هاهمچنان بیدارماندن درشب راممنوع اعلام كردند،فرصت صرف غذاكم بود وخیلی باعجله كارهاصورت می گرفت بعضی وقت ها وقتی برای مسواك زدن نبود،آب خوردن نیزبسیارسخت بود، اگركسی ازخواب بلندمی شدوهنوزاذان هم نشده بوداجازه نداشت كه بسترخودراترك كندوبه سراغ كوزه های آب برود،.....

 

نقل از کتاب سال های اسارت اثر محمد جواد اسکافی

 

اضافه کردن دیدگاه جدید