مرجعي براي رفع مشكلات آزادگان وجود ندارد

چند روز پيش بيست و ششمين سالروز ورود آزادگان به ميهن اسلامي بود. اولين كاروان آزادگان ۲۶ مرداد سال ۱۳۶۹ وارد كشور شد و حدود يك ماه طول كشيد تا ۴۲ هزار اسير ايراني به سرزمين مادري‌شان برگردند. آن روزها ورود هر آزاده موجي از شادي و نشاط را در هر محل برمي‌انگيخت و اين فضاي شادي‌بخش در سال‌هايي كه جنگ تازه به پايان رسيده بود، حس و حال ديگري به مردم مي‌داد. كاروان‌هاي مردمي به استقبال آزادگان مي‌رفتند و آزاده تازه به وطن بازگشته بر دوش يكي از دوستان يا اعضاي خانواده در ميان بوي اسپند و عطر صلوات به خانه بازمي‌گشت تا پيام‌آور فرهنگ جهاد، مقاومت و ايستادگي باشد.

 

  به مرور هر چه از زمان ورود آزادگان به كشور گذشت، مشكلات جسمي و مالي برخي از آزاده‌ها خودش را بيشتر نشان داد. عوارض سال‌هاي سخت اسارت رفته‌رفته اثرش را در جان و روان آزادگان مي‌گذاشت. هر چند با وجود تلاش‌هاي فراوان مرحوم سيد‌علي‌اكبر ابوترابي مشكلات اشتغال و معيشتي بسياري از آزادگان برطرف شد اما گستردگي آزادگان امكان رسيدگي صد در صدي به همه را نمي‌داد.

 

اين امر درحالي بود كه سال ۶۷ قانون حمايت از آزادگان تصويب شد؛ قانوني كه در آن بحث اشتغال، مسكن، آموزش و درمان آزادگان مطرح شده بود، ولي به مرور زمان نسبت به وضعيت برخي آزادگان تبعيض‌هايي وارد شد و عدم تعادل در برخورداري از حق و حقوق اين عزيزان باعث رنجش و اعتراض برخي از آنها مي‌شد.

 

يكي از آزاده‌ها كه نزديك به هشت سال را در اسارت گذرانده در همين رابطه مي‌گويد: « متأسفانه آزادگان تحت پوشش سازمان و نهاد مشخصي نيستند و براي رفع مشكلاتشان نمي‌دانند به كجا بايد مراجعه كنند. اگر آزاده‌اي در مورد موضوعي مطالبه داشته باشد نمي‌داند به كجا بايد برود و مشكلش را بگويد. فقدان مرجعي براي رسيدگي به امور آزادگان نوعي بلاتكليفي را برايمان به وجود آورده است. موضوع ديگر اينكه آزادگان بسيجي و سپاهي كه نزديك به ۱۰ سال را در اسارت گذرانده‌اند پس از آزادي حقوقي به صورت مستمري برايشان در نظر گرفته نشد تا در شرايط پيري و سختي بتوانند از آن استفاده كنند ولي آزادگان ارتش از اين مستمري برخوردار هستند.»

 

قرار بوده كه يك قانون يكسان و برابر همه آزادگان را زير چتر خود قرار دهد اما تا الان چنين اتفاقي نيفتاده و همين نگاه‌هاي تبعيض‌آميز، آزادگان را مي‌آزارد. با اجرايي شدن چنين طرحي، بسياري از آزادگان كه امروز از سال‌هاي جواني فاصله گرفته و به ميانسالي رسيده‌اند وضعيت بهتري پيدا مي‌كنند.

 

بحث سلامت و درمان مشكل ديگر آزادگان است. با بالا رفتن سن، عوارض سال‌ها اسارت، شكنجه و سختي در اردوگاه‌هاي بعثي خودنمايي مي‌كند و مشكلات جسماني زيادي را براي آزادگان به وجود مي‌آورد. به همين دليل شاهد مرگ و ميرهاي غيرطبيعي در بين آزادگان هستيم. اين آزادگان سن بالايي ندارند ولي بروز يك مشكل قديمي و عود كردن عوارض سال‌ها اسارت در شرايط سخت، سلامتشان را به شدت تهديد مي‌كند. بر اساس گزارش‌هاي پزشكي از وضعيت جسمي آزادگان تازه درگذشته‌، بيشتر آنها از مشكلات گوارشي و قلبي رنج مي‌بردند؛ مشكلي كه هنوز در ميان بسياري از آزادگان وجود دارد و سلامتشان را تهديد مي‌كند. اگر يك پايش سلامت براي آزادگان گذاشته شود و وضعيت سلامتي‌شان دقيق بررسي شود، مي‌توان با اقدام مناسب و درمان درست از وقوع اتفاق‌هاي تلخ جلوگيري كرد.

 

حضور ۴۲ هزار آزاده ايراني در عراق، كه در كنار هم الفباي فرهنگ مقاومت و ايثار را تمرين مي‌كردند براي جامعه امروز‌مان بسيار ارزشمند و مغتنم است. آزادگاني مثل سيد ناصر حسيني‌پور كه كتاب خواندني «پايي كه جا ماند» را با توجه به اتفاقات دوران اسارتش منتشر كرده، مي‌توانند زواياي پنهان زيادي از دوران اسارت را براي نسل‌هاي امروز بازگو كنند. براي زنده نگه داشتن فرهنگ دفاع مقدس بايد از واقعيات آن بگوييم تا مخاطب امروز به درك درستي از شرايط آن روزها برسد.

 

آزاده‌ها روزي در كنار شهدا جنگيدند و پس از آن با درك شرايط بسيار سخت اسارت، تعريف و نگاه ديگري به زندگي و ارزش‌هاي انساني دارند. براي ارتقاي سطح آشنايي مردم با فرهنگ دفاع مقدس، فرهنگ آزادگي و خاطرات آن يكي از بهترين مؤلفه‌هاست كه با پرداختن و بها دادن به آن، مي‌توانيم زمينه‌هاي اين رشد و ارتقا را حاصل كنيم.

 

 

*ج/روزنامه جوان

اضافه کردن دیدگاه جدید