محکومیت عراق به عنوان آغازگر جنگ، دستاورد بزرگ دفاع مقدس

به مناسبت سالگرد متجاوز شناخته شدن عراق به عنوان آغاز کننده جنگ در ۱۸ آذر ۱۳۷۰ یادداشتی از احمد دواتگر نویسنده و آزاده مازندرانی برای سردبیر پایگاه اطلاع رسانی پیام آزادگان ارسال شد که در ادامه می آید:

محکومیت عراق به عنوان آغازگر جنگ را می توان از دستاوردهای بزرگ ایران پس از هشت سال دفاع مقدس دانست.

نویسنده: احمد دواتگر

 

هنوز نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بطور کامل به تثبیت نرسیده بود که در اوج ناباوری در مقابل جنگی ناخواسته و نابرابر قرار گرفتیم جنگی که دیوانه ای به نام صدام با تحریک و تشویق دشمنان انقلاب اسلامی ایران و با حمایت های علنی و آشکار حامیان شرق و غربش، آن را به ما تحمیل نمود با این توهم که بتواند ظرف مدت یک هفته نظام نوپای جمهوری اسلامی ایران را ساقط نماید.

پس از شلیک اولین توپ به سمت ایران توسط صدام وقتی خبرنگاری از او علت حمله به ایران را جویا شد،  با غرور کاذب خود و در اوج توهمی که گرفتارش شده بود، گفت: پاسخ این سوال شما را هفته ی بعد در ایران خواهم داد.

 

اولین گلوله ی شلیک شده توسط صدام به معنای هجوم گسترده هواپیماهای عراقی به فرودگاه ها و شهرهای مهم کشور عزیزمان ایران بود. حمله ای برق آسا که کسی فکرش را هم نمی کرد. همزمان تجاوز گسترده ی یگان های زمینی در طول مرز مشترک میان دو کشور نیز آغاز گردید و این در حالی بود که جمهور اسلامی ایران هیچگونه آمادگی قبلی برای دفع این حمله ی گسترده از خود نداشت.

 

 جنگ آغاز گردید، جنگی که زمینه های شکل گیری آن ریشه در تاریخ داشت و کسی نمی دانست این جنگ چه مدت طول خواهد کشید اما همه یقین داشتند این جنگ یک جنگ ناجوانمردانه است.

 

وقتی شیپور جنگ نواخته شد خوش غیرت و باغیرت از شهرها و روستاهای این سرزمین پهناور در کنار نیروهای ارتش نابسامان و سپاه درحال شکل گیری، بپا خاستند تا جلوی این تجاوز را با سلاح های ابتدایی با گوشت، پوست و استخوان هایشان سد نمایند و دشمن را از کرده ی خود پشیمان کنند. همان مردان بزرگی که در طول دفاع مقدس غرور مقدسشان اجازه نداد تا رهبر و مقتدایشان آقا روح الله لحظه ای ناراحت باشد.

 

تاریخ نویسان آغاز تجاوز عراق به ایران را در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ دانسته اند، و کمتر به این مهم اشاره کرده اند؛ که عراق بیش از ۶۳۶ بار از فروردین ۱۳۵۸ لغایت ۳۰ شهریور ۱۳۵۹؛ به حریم کشورمان از هوا، زمین و دریا تجاوز نموده بود.

۴ ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران صدام بر کرسی قدرت در عراق تکیه زد ، فردی مغرور که رهبری جهان عرب را در سر داشت و از همان ابتدای کار خود سیاست دشمنی با ایران را دنبال نمود.

 

درست ۵ روز قبل از تجاوز عراق به ایران صدام با حضور در مجلس ملی این کشور در یک نطق رسمی که از تلویزیون عراق در حال پخش بود؛ قرارداد ۶ مارس ۱۹۷۵ الجزایر را پاره کرد. وی برای توجیه تجاوز خود به ایران ادعاهای مضحکی را مطرح نمود که مهترین آن ها عبارت بود از :

 

۱-  نقض قرارداد ۱۹۷۵ توسط جمهوری اسلامی ایران، 

 

۲- عدم استرداد جزایر لاینفک ایرانی تنب بزرگ و تنب کوچک و همچنین ابوموسی به امارات،

 

۳- رفتار خصمانه ی ایران با اعراب ساکن خوزستان.

 

وقتی جنگ آغاز شد شورای امنیت سازمان ملل به جای بررسی این موضوع و انجام وظیفه ی ذاتی خود که همانا درخواست از کشور متجاوز برای عقب نشینی به مرزهای قانونی و حل مشکلات موجود از طریق راه های مسالمت آمیز می باشد؛ تنها نقش یک نظاره گر فعال را بازی نمود.

 

اولین قطعنامه ی بی خاصیت این شورا با عنوان قطعنامه ی ۴۷۹ در سوم مهر ماه ۵۹ صادر گردید بدون آنکه اشاره ای به کشور متجاوز کرده باشد.

 

سکوت معنادار شورای امنیت ادامه داشت تا آنکه پس از موفقیت های رزمندگان اسلام در عملیات بیت المقدس که منجر به آزادسازی شهر مقاوم خرمشهر گردید، سرانجام پس از ۲۱ ماه این سکوت شکست و منجر به صدور قطعنامه ی بی خاصیت دیگری بدون  آنکه اشاره ای به کشور متجاوز کرده باشد، گردید.

 

پس از صدور قطعنامه ی ۵۱۴، قطعنامه های ۵۲۲، ۵۴۰، ۵۸۲، ۵۸۸ نیز به فراخور عملیات ها و اقدامات موفقیت آمیز رزمندگان اسلام به مرور زمان صادر گردید اما در هیچ یک از آن ها اشاره ای به موضوع مهم تعین متجاوز نشده بود لذا هر بار با مخالفت ایران روبرو گردید.

 

در تناقض اقدامات شورای امنیت در خصوص تجاوز عراق به ایران همین بس که بدانیم وقتی ارتش متلاشی شده صدام در ۱۱ مرداد ۱۳۶۹ به بهانه ای به کویت حامی خود در جنگ با ایران حمله و ظرف ۶ ساعت کل آن کشور را اشغال نمود، بلافاصله از سوی شورای امنیت محکوم گردید و جالب آنکه طی ۷ ماه اشغال خاک کویت ۱۴ قطعنامه الزام آور به منزله ی متجاوز بودن عراق علیه بغداد صادر گردید اما دریغ از یک قطعنامه که نشان دهد عراق در جنک با ایران حقوق بین الملل را زیر پا گذاشته و به همسایه ی خود تجاوز نمود که این امر نشان دهنده ی عمق کینه و غرض ورزی دشمنان انقلاب اسلامی و در راس آن ها آمریکا و هم پیمانانش و نگاه متفاوت آن ها به جنگ تجاوزکارانه علیه ایران بود. همان ها که دشمنی شان با انقلاب اسلامی همچنان ادامه دارد.

 

در تیرماه ماه ۱۳۶۶ قطعنامه ۵۹۸ با ۱۵ رای موافق و بدون هیچ مخالفتی به تصویب رسید. با توجه به پذیرش خواسته ی به حق و قانونی ایران مبنی بر ضرورت مشخص شدن متجاوز، در ابتدا ایران نه بطور کامل این قطعنامه را رد، و نه آن را کاملا قبول کرد، لذا این قطعنامه به صورت مشروط مورد پذیرش ایران قرار گرفت.

 

موضوعی که ایران در آن زمان مطرح می کرد، ضرورت  جابجایی برخی از بندهای این قطعنامه و تعیین و محاکمه متجاوز بود که با برآورده نشدن آنها جنگ با افزایش حمایت قدرتهای استکباری از صدام باز هم ادامه یافت.

 

آری شعله های جنگ همچنان گرم بود و انگار گوش شنوایی برای درک خواسته های به حق ایران که مظلومانه به دفاع از خود برخاسته بود، وجود نداشت. سال ۶۷ را باید اوج مظلومیت فرزندان خمینی کبیر، آن امید دهنده رزمندگان اسلام نامید. در این سال جنگ نفت کش ها به اوج خود رسیده بود سالی که در آن همه قدرت های بزرگ تمامی امکانات خود را برای نجات صدام به کار گرفته؛ و رسما تجهیزات نظامی خود را برای دفاع از رژیم بعث عراق وارد منطقه کرده بودند.

 

 حمله آمریکا به برخی مناطق نفتی ایران و حمله به هواپیمای مسافربری ایران و به شهادت رساندن ۲۹۰ نفر از مسافرین و خدمه این هواپیما؛ 

 

زدن کشتی های نفتکش ایران در خلیج فارس، 

 

تحریم شدید اقتصادی ایران؛ 

تجهیز گسترده ی عراق به انواع و اقسام سلاح های مدرن،

 

تقییرات گسترده در برد موشک های عراق تا ۱۰۰۰ کیلومتر توسط روس ها و آلمان ها؛ 

 

تشدید بمباران و موشک باران شهرهای ایران توسط عراق و نداشتن امکانات کافی نظامی برای مقابله با آن؛

 

 نبود امکانات نظامی در جبهه ها تا جائیکه حتی فشنگ کلاشینگف نیز در جبهه ها سهمیه بندی شده بود تا چه برسد به گلوله های توپ و یا خمپاره، همه و همه از مظلومیت جمهوری اسلامی ایران و شیرمردان رزمنده اش حکایت داشت. اما با همه ی این تفاسیر فرزندان باغیرت این مرز و بوم از بسیجیان بی ادعا و سلحشورش گرفته تا جان برکفان پاسدار و غیور مردان ارتشی از وجب به وجب و نقطه نقطه با چنگ و دندان در مقابل حملات وسیع و گسترده ی ارتش عراق که در اواخر فروردین ماه ۶۷ به اوج خود رسیده بود؛ دفاع نمودند.

 

 اگر چه فشارهای اقتصادی و سیاسی بر علیه ایران به مرحله ای رسیده بود که امکان جنگ با کشوری که به شدت از سوی بسیاری از کشورها مورد حمایت قرار داشت، غیر ممکن به نظر می رسید اما پیام های معنوی و روحیه بخش آن پیر سفرکرده حضرت امام خمینی (ره) قوت قلب رزمندگان اسلام در دفاع از کشور بود. لذا این ایمان رزمندگان بود که همانند سال های گذشته در سال ۶۷ در مقابل ارتش تا دندان مسلح عراق می جنگید.

 

جنگ به شدت هر چه تمامتر ادامه داشت تا آنکه جمهوری اسلامی ایران در ۲۷ تیرماه ۶۷ موافقت خود را با پذیرش قطعنامه ۵۹۸ اعلان نمود. اگر چه همانطور که بیان گردید این قطعنامه عاری از اشکال نبود اما در آن تا حدودی به خواسته های ایران توجه شده بود.

 

پیام یک باره امام در قبول این قطعنامه، عراق و حامیانش را کیش و مات کرد. پیامی که در آن از یک سو حسن نیت ایران را برای پایان این جنگ تحمیلی، نشان می داد و از سوی دیکر آقا روح الله فرزندانش را به حفظ آمادگی در مقابل حملات احتمالی دشمن فرا می خواند.

 

امام(ره) در این پیام قبول قطعنامه را در آن برهه از زمان، به مصلحت نظام دانسته و می فرماید:

 

خدا می داند اگر نبود انگیزه ای که همه عزت و اعتبار ما باید در مسیر مصلحت اسلام و مسلمین قربانی شود؛ هرگز راضی به این عمل نمی بودم و مرگ و شهادت برایم گوارتر بود....

 

خوشا به حال شما ملت، خوشا به حال شما زنان و مردان، خوشا به حال جانبازان؛ و اسرا و مفقودین و خانواده های معظم شهدا و بدا به حال من که هنوز مانده ام و جام زهرآلود قطعنامه را ...و در برابر عظمت و فداکاری این ملت احساس شرمساری می کنم و بدا به حال آنان که در این قافله نبودند؛ بدا به حال آنهایی که از کنار این معرکه بزرگ جنگ و شهادت و امتحان عظیم الهی تا به حال ساکت، بی تفاوت و یا انتقاد کننده و پرخاشگر گذشتند....

 

هنوز مدت زمان کوتاهی از قبول قطعنامه ۵۹۸ توسط ایران نگذشته بود که حمله ی گسترده منافقین و ارتش عراق به مناطقی از خاک کشورمان آغاز گردید اما این حرکات وقیحانه نیز، آن هم پس از قبول قطعنامه از سوی ایران نتوانست دشمن را در رسیدن به اهدافش کمک نماید . پیام امام در آن زمان موجب حضور ده ها هزار بسیجی برای دفاع از تجاوزات جدید عراق گردید تا جائیکه در نهایت دشمن خیره سر را مجبور به قبول قطعنامه نمود.

 

لذا غرش توپ خانه ها برای اولین بار آن هم پس از هشت سال تجاوز عراق به ایران خاموش شد اما این وضعیت پایان کار نبود و وضعیت نه جنگ و نه صلح دو سالی ادامه داشت تا آنکه در مرداد سال ۱۳۶۹ صدام به خاک یکی از حامیان خود یعنی کویت حمله نمود. همزمان با این اقدام صدام نامه هایی را برای رئیس جمهور وقت ایران فرستاد و در این نامه ها خواهان حل وفصل اختلافات با ایران گردید جواب ایران مشخص بود. ایران بیان داشت: اگر در همان روزی که قصد تجاوز به کشورمان را در سر داشتی به راه های مسالمت آمیز متوسل می شدی هیچگاه جنگ شکل نمی گرفت و...... 

 

جمهوری اسلامی ایران مبنای کار را قبول قطعنامه الجزایر معرفی نمود قطعنامه ای که صدام به هنگام تجاوز به ایران آن را پاره کرده بود.

 

ایستادگی و مقاومت مردم ایران خصوصا خانواده محترم شهدا؛ آزادگان و جانبازان در نهایت به ثمر نشست و صدام در پنجمین نامه ی خود شروط ایران را بطور کامل پذیرفت و اعلان نمود مبنای کار همان قطعنامه ی الجزایر باشد.

 

علیرغم اجرای بخش زیادی از مفاد قطعنامه ی ۵۹۸، یک بند اصلی آن همچنان در پرده ابهام باقی مانده بود، و آن اعلان تعین متجاوز از سوی سازمان ملل متحد و شخص دبیر کل این سازمان بود.

 

تا آنکه در نهایت در ۱۸ آذر ماه ۱۳۷۰ دبیرکل سازمان ملل متحد عراق را به عنوان متجاوز معرفی نمود. وی در در گزارش خود عراق را به عنوان آغازگر جنگ معرفی نمود و این اقدام عراق را نقص حقوق بین الملل و اصول اخلاقی دانست.

 

محکومیت عراق به عنوان آغازگر این جنگ را بایستی بزرگترین دستاورد ایران پس از هشت سال دفاع از تمامیت ارضی خود دانست.

 

و بدین سان ایران توانست با پافشاری و استقامتی بی نظیر به خواسته ی به حق خود که همان تعین متجاوز و محکوم شدن عراق در این رابطه بود،دست یابد.

 

انتهای پیام/

روتیتر: 
یادداشت نویسنده آزاده احمد دواتگر در سالروز متجاوز شناخته شدن رژیم بعثی عراق

اضافه کردن دیدگاه جدید