حاضر شدم شیمیایی شوم اما اطلاعات محرمانه به دست منافقین نرسد

 سال ۶۷ و زمان بمباران شیمیایی، به دلیل اینکه مدارک مهمی از تیپمان دستم بود، نتوانستم ماسکم را به صورتم ببندم، چون اگر آنها را از دست می دادم، اطلاعات مهمی به دست منافقین می افتاد.

 

 

 

 تو را می ستایم نه به خاطر  حماسه ها که آفریدی ، نه به خاطر  معامله با حضرت دوست بر سر جان شیرینت ، نه به خاطر  دستهای مهربان و خشن و پینه بسته و مردانه ات ، گاه کوچک و بچه گانه ات ، که آنگاه که باید ، آر پی جی زن می شد یا بی سیم چی ، وسیله التماس و خواهش در برابر فرمانده می شد که چند ماه کسری سن تو را ببخشد یا مرهمی می شد بر زخم برادر مجروحت ، و گاه در نهایت خلوت و سکوت شبها دست نیاز می شد به سوی عزیز بی نیاز. رزمندگانی که در دوران دفاع مقدس، این چنین خود را به خدایشان نزدیک می کنند و جهاد را پیشه کرده بودند تا در مقابل کفر ایستادگی کنند، برخی به شهادت رسیده اند و برخی به عنوان جانباز در جامعه ما زندگی می کنند که می توانند روایت گر از جان گذشتگی های شهدا و رزمندگان در دوران دفاع مقدس باشند. محمد رضا مهری، جانباز ۷۰ درصد شیمیایی، یکی از همان هاست. او که اینک با مصدومیت شیمیایی دست به گریبان است، ما فراموش نکرده که باید مقاومت و ایستادگی داشته باشد.

نام: محمد رضا مهری

تاریخ و محل تولد:۱۳۳۰- تهران

درصدمجروحیت: ۷۰ درصد شیمیایی

مدت حضور درجبهه: ۱۲۷ ماه

  

 

محمد رضا مهری جانباز ۷۰ درصد شیمیایی دوران دفاع مقدس  به اولین روزهای اعزامش به جبهه اشاره می کند و می گوید:  اینکه چند هفته بعد از شروع جنگ، به جبهه اعزام شد و تا مهرماه سال ۶۹ سنگر را خالی نگذاشت و با رژیم بعث عراق جنگید. بعد از تشکیل لشکر محمد رسوال الله(ص) بود که به جبهه رفت  و سال ۶۳ به عنوان مسئول عملیات تیپ یک، الله اکبر لشکر ۸۱ کرمانشاه مشغول شد. اولین بار سال ۶۷ در عملیات مرصاد در سومار مجروح شیمیایی شدم. خودش در این باره می گوید:عراق منطقه را بمباران شیمیایی کرد و همه جای سومار آلوده شده بود. به دلیل اینکه هیچ بادی نمی وزید، شیمیایی روی زمین و اجسام نشست می کرد، به همین دلیل، ما هم شیمیایی شدیم.  نمی توانستیم به کرمانشاه برویم، چون دشمن محاصره مان کرده بود ودر آنجا حبس شده بودیم. از شب تا صبح در هوای آلوده بودیم که  بعد از شکست محاصره، اول به بیمارستان صحرایی رفتیم و پزشکان درمان جزئی کردند، بعد به بیمارستان کرمانشاه منتقل شدیم.

 وی ادامه می دهد:سرفه هایمان امانم را بریده بود. درد مدام در قفسه سینه ام پیچیده بود و سوزش را در چشم، گلو وبینی ام حس   می کردم. زمان بمباران شیمیایی، منافقین وارد عمل شدند و خودشان را به اسلام آباد غرب هم رسانده بودند.  این حمله، درست چند روز بعد از پذیرش قطعنامه بود و غافلگیری ما به این دلیل بود که انتظار چنین حمله ای را نداشتیم و جنگ را پایان شده تصور می کردیم. زمان بمباران، به دلیل اینکه مدارک مهمی از تیپمان دستم بود، نتوانستم ماسکم را به صورتم ببندم، چون اگر آنها را از دست می دادم، اطلاعات مهمی به دست منافقین می افتاد.  

 

image

 

وی، سختی های مجروحیت شیمیایی اش را این گونه توصیف می کند: گاهی شب ها دچار حمله های تنفسی  و خفگی می شدم. خانواده نمی دانستند که چه کاری باید برایم انجام دهند. به مروز زمان به مصرف گیاهان دارویی روی آوردم، چون تاثیر بهتری داشت. در کنار آن، برای تنفسم از اسپری استفاده می کنم. این داروها در کوتاه مدت برایم مفید است اما در اثر مصرف بلند مدت، پوکی استخوان به همراه دارد.

آب و هوای مشهد را می پسندم.

 
 

مهری با اشاره به آب و هوای مشهد می گوید: در محله «وکیل آباد» مشهد زندگی می کنم. خوشبختانه آب و هوای ییلاقی و طبیعی دارد. در آنجا، مشکلات درمانی ندارم و هر موقع بخواهم، پزشک، خارج از نوبت مرا معاینه می کند و تهیه داروها هم مهیاست. اگر به من بگویند که آب و هوای شمال را می پسندی یا شهر خودتان را، محل زندگی خودمان را برمی گزینم، چون شمال درست است که در بعضی فصل ها، آب و هوایش مرطوب و برای ریه هایمان مفید است اما تابستان ها هوایش شرجی است و در فصل بهار گرده افشانی گل ها، برای ریه هایمان ضرر دارد. ما نسبت به این چیزها حساس هستیم.

 
 

این جانباز شیمیایی ادامه می دهد:جانبازان شیمیایی، هر کدام وضعیت جسمانی مختلفی دارند، یکی با سرما راحت است و دیگر با گرما.به همین دلیل، درمانشان هم این گونه است، چون شیمیایی بنا به توانایی جسمی هر فردی، رویش تاثیر می گذارد، این درمانش را سخت تر می کند. کسانی که توانایی کمتری دارند، زودتر تسلیم این مجروحیت می شوند. به یقین باید بگویم که این مجروحیت، درمان قطعی ندارد اما با مصرف بعضی داروها که پزشکان تجویز می کنند،می توانیم مانع پیشروی آن شویم.

 
 

ورزش،بهترین راه برای سلامت جانبازان شیمیایی

یادگار دوران دفاع مقدس می افزاید:نباید فراموش کنیم که در کنار مصرف داروها، باید ورزش کنیم. ورزش باعث تولید انرژی شادی در بدنمان می شود که و این گونه می توانیم بر سختی های مجروحیت خود غلبه کنیم و کمتر به دارو وابسته باشیم.کم غذا خوردن هم باعث می شود که معده سبک تر باشد، در نتیجه عمل دم و بازدم ریه ها راحت تر انجام می شود. این یکی از تجربه های شخصی خودم است که آن را به دیگر جانبازان شیمیایی هم توصیه می کنم.

 
 

مهری، درک خانواده ها را یکی از راه های موثر در درمان جانبازان شیمیایی می داند: در حال حاضر ۶ فرزند دارم که تا به امروز با درکشان، توانستند مرهمی بر زخمهایم باشند. همسرم همیشه با مراقبت هایش، مرا شرمنده خود کرده است. او آنقدر مهربان است که چند سال پیش از سوی بنیاد شهید و امور ایثارگران  به عنوان یکی از همسران نمونه کشوری انتخاب شد. توجه خانواده یکی از شروط درمان برای جانبازان شیمیایی است.

 

نقش موثر رسانه ها در معرفی مظلومیت جانبازان به جهان

وی، برگزاری نمایشگاه سفیران صلح با حضور جانبازان شیمیایی را راهی برای معرفی جانبازان شیمیایی کشورمان به جامعه جهانی می داند و می گوید: برگزاری این نمایشگاه و همایش که با همکاری ۵کشور با موضوع سلاح های شیمیایی برگزار شد، می تواند بهترین راه برای نشان دادن مظلومیت کشورمان با موضوع قربانیان سلاح های شیمیایی در جامعه جهانی باشد. وقتی مسئولان کشورهای دیگر در این همایش ها شرکت می کنند، بار دیگر جنایت عراق و کشورهای سازنده مواد شیمیایی در حافظه تاریخ بشری یادآوری می شود. کشاندن افکار عمومی به این سمت که باید جلوی کشورهای سازنده سلاح های شیمیایی باعث می شود که این جایتکاران، ساخت این سلاح ها را از برنامه تجاری و سیاسی خود حذف کنند.

 
 

این جانباز شیمیایی، وظیفه رسانه عمومی را در جهت معرفی جانبازان شیمیایی را مهم ارزیابی کرده و خاطر نشان می کند:یکی از رسالت های صدا و سیما، نشان دادن صحنه های دوران دفاع مقدس برای مردم است. آنها باید با سیاست های کاری خود، جنایت بمباران شیمیایی عراق را بیشتر به مردم نشان دهند تا افکار عمومی بیشتر متوجه این جنایت شود. این باعث می شود که سعی کنند شناخت بیشتری نسبت به جانبازان شیمیایی پیدا کنند و درکشان نسبت به آنها افزایش یابد.

 

*ج/بسیج نیوز

اضافه کردن دیدگاه جدید