ابوترابی، چگونه سيد آزادگان شد؟

 

 

براي اهل نظر و احيانا بعضي از مدعيان، به حديث شريف رفع(۱) استناد مي كرد و مي گفت: به عنوان اسير تكليفي براي مبارزه و رويارويي مستقيم نداريد. از سويي، بايد شرايطي فراهم سازيد كه از دشمن بهانه هرگونه صدمه زدن و آسيب رساني به شما و برادرانتان را بازگيرد

همزمان با بازگشت اسيران جنگ تحميلي به ايران، نام روحاني مجاهد و آزاده حجت الاسلام والمسلمين حاج سيد علي اكبر ابوترابي(رحمه الله عليه) در جاي جاي كشور اسلامي پيچيد. آزادگان تازه از بند رسته با شور و حرارت فراوان از ويژگي هاي منحصر به فرد و نقش بي بديل او در رهبري و مديريت دوران سخت اسارت مي گفتند.

 

البته با وجود استقبال گرم اقشار مختلف از اين سخنان، به دليل فضاي خاص سياسي كشور و تاملات قابل درك آن زمان و همچنين حضور ايشان در صحنه هاي سياسي و اجتماعي، هيچ وقت به طور مبسوط و مستقل بررسي نشد كه راز اين موفقيت و رهبري در دوران اسارت چه بوده است.

 

در پي ارتحال زودهنگام و جانسوز آن بزرگمرد در ۱۲ خرداد ۱۳۷۹، بار ديگر، نام ابوترابي(رحمه الله عليه) در سراسر كشور طنين افكن شد و رهبر معظم انقلاب طي پيامي فرمودند:

      ... پس از سال ها حضور در ميدان ها مبارزه اي دشوار با نظام طاغوتي و پس از مشاركت شجاعانه در صحنه جنگ تحميلي، سال هاي دراز، محنت اسارت در دست دشمن نابكار و فرومايه را چشيد و مبارزه اي دشوارتر از گذشته را در اردوگاه هايي آغاز كرد كه او در آنها همچون خورشيدي بر دل هاي اسيران مظلوم مي تابيد و چون ستاره درخشاني هدف و راه را به آنان نشان مي داد و چون ابري فياض، اميد و ايمان را بر آنان مي باريد...

حال وهواي مردمي مومن كه غمگينانه جسم پاك آن اسوه صفا و صداقت را بر دوش خود مشايعت مي كردند، حاكي از عمق فاجعه از يك سو و قدرشناسي امتي غيور از خدمتگزاران صادق و قهرمانان راستين خود، از سوي ديگر بود.

 

 پيام تسليت معاون سازمان بين المللي صليب سرخ در اين ضايعه، گواهي راستين بر چهره انساني، عظمت روحي و اخلاقي و قدرت تاثيرگذاري اين مرد بزرگ بود  

اين نوشتار در پي يافتن پاسخي براي اين سوال است كه در شيوه و تدبير ابوترابي(رحمه الله عليه) كه به رغم محدوديت ها و سختي هاي فراوان اسارت، موفقيت هاي چشمگيري به همراه داشت - حاصل چه عواملي بوده است؟  

ترسيم و تبيين فضاي فرهنگي، اجتماعي و سياسي اسارتگاه ها و بيان مشكلات محيط اسارت، پيش نياز هرگونه سخن از شيوه اداره و رهبري در آن دوران است. مشكلات اصلي محيط اسارت را مي توان به اين صورت دسته بندي كرد:

 

  اول: برخورد خشن و دژخيمانه و سركوبگرانه دشمن بعثي و در نتيجه، ورود ضايعات و آسيب هاي جسمي و روحي و رواني فراوان به اسيران ايراني

 

در اين خصوص، سخنان و مصاحبه هاي آزادگان و آشنايي ملت ايران و جهانيان با جنايت ها و اعمال وحشيانه رژيم بعثي حاكم بر عراق ما را از توضيح و اطاله كلام بي نياز مي كند اما بيان اين نكته ضرورت دارد كه در كنار آزار و اذيت ها و شكنجه هاي جسمي كمبودها و محدوديت هاي رفاهي در زمينه هاي بهداشتي، خوراك، پوشاك و ... شكنجه ها و فشارهاي روحي و رواني تحميل شده از طرف ماموران عراقي، به مراتب سخت تر و شكننده تر بود. به عنوان نمونه، مي توان از محدوديت شديد آزادي هاي مذهبي نام برد كه سختي محيط را براي اسرا دو چندان مي كرد

 

دوم: بروز ياس و نااميدي، ضعف ايمان و كاهش طهارت روح در محيط اسارت، كه ناشي از عواملي چون عدم تنوع، بي خبري از آ ينده، نبود تصوير روشن از سرنوشت افراد و ساير محروميت هاي محيط اسارت بود فضاي اردوگاه بخش جدا شد ه اي از جهان خارج بود و اسيران ايراني از هرگونه اخبار و اطلاعات در خصوص كشورشان - بويژه حوادث جنگ - بي خبر بودند. در اين ميان، نامه هاي خانواده هاي ايراني به فرزندانشان هم سانسور مي شد. گاهي، اتفاق مي افتاد كه اسيران با گذشت چند سال حتي يك نامه هم دريافت نمي كردند. يكنواختي و تكراري بودن محيط نيز طاقت فرسا شده بود. روزها و هفته ها و سال ها مي گذشت و همان فضا با همان افراد در كنار هم بودند. چنين شرايطي، به طور طبيعي، ياس و نااميدي و خستگي و ملالت را در پي دارد و مي تواند اسير را از پاي درآورد.

 

سوم: بروز اختلافات فردي و جمعي، كج خلقي ها و عدم تحمل يكديگر، از ديگر آسيب هاي چنان محيطي بود اجتماع گروه هاي مختلف سني (پيران، جوانان، نوجوانان)؛ گروه هاي مختلف نژادي و زباني شامل فارس، ترك، كرد، عرب و ...؛ گروه هاي مختلف اجتماعي مانند يهوديان بسيجي و داوطلب، افراد شهروند و غيرنظامي (كه در جاده ها و شهرها به دام افتاده بودند)، نيروهاي نظامي با اصناف مختلف خود و حتي در مواردي كساني كه مرتكب جرايمي شده بودند و براي فرار از عدالت به قصد پناهندگي به عراق آمده بودند و عراقي ها كه شديدا به بالابردن آمار اسيران نياز داشتند با رد درخواستشان آنان را به اردوگاه ها گسيل داشته بودند، مي توانست مشاجرات و اختلافات و منازعات بزرگ و شكننده اي را در يك محيط كوچك، در پي داشته باشد؛ از طرفي، دشمن نيز در دامن زدن به اين مسائل كوتاهي نمي كرد

 

چهارم: امكان بروز ضعف و سستي در مواضع انقلابي و مقاومت اسيران ايراني در مقابل دشمن بعثي بود؛ بويژه پس از فرسايشي شدن جنگ و طولاني شدن مدت اسارت پس از پيروزي هاي رزمندگان مسلمان ايراني در سال هاي ۱۳۶۱ و عقب رانده شدن متجاوزان از بخش هاي مهمي از خاك كشورمان، تبليغات رژيم عراق مبني بر صلح و دوستي شروع شد و كم كم با فرسايشي شدن جنگ، اين تبليغات حالت گسترده تري به خود گرفت. اسيران ايراني در معرض اين تبليغات بودند. در مواردي هم سخنراناني را به اردوگاه ها مي آ وردند كه بر اين نكته تاكيد مي كردند كه دولت عراق خواهان صلح است و دولت ايران از پذيرش سرباز مي زند

 

در چند مقطع از دوران جنگ، رژيم عراق تبليغاتي را درباره آزادي اسيران جنگي به راه انداخت؛ بويژه پس از پذيرش قطعنامه ۵۹۸ شوراي امنيت از سوي جمهوري اسلامي ايران، موضوع آزادي اسرا در راس تبليغات آنان قرار گرفت و اين مي توانست عامل موثري در بروز بي اعتمادي اسيران نسبت به مواضع دولت و در نتيجه سستي و ضعف آنان در روحيه انقلابي و مقاومت و بي توجهي به خواسته هاي دشمن باشد  

براي رويارويي با مشكل اول، بخش عظيمي از اسيران ايراني - بويژه نيروهاي بسيجي و داوطلب - چاره را در مبارزه مستقيم و رودررويي آشكار مي ديدند و به اين منظور با اعتراض هاي جمعي، برپايي مراسم نماز جماعت، اصرار بر برخي ظواهر ديني و خواسته هاي جزيي ديگر در مقام مقابله بر مي آمدند. نظاميان عراقي نيز با بهانه قرار دادن اين اعمال، كه از نظر آنان خلاف مقررات و تمرد محسوب مي شد، به اقدامات قهر آميز و سركوبگرانه دست مي زدند. در اين راستا، چه بسا تعدادي از اسيران ايراني نيز مجروح يا شهيد مي شدند. اينها واقعياتي است كه آن اوايل در اردوگاه ها رخ مي داد كه اگر تا پايان اسارت ادامه مي يافت، به يقين تعداد زيادي از فرزندان ملت ايران دچار نقص عضو و آسيب هاي شديد جسمي مي شدند و برخي نيز جان مي باختند

 

در اين ميان، تعداد اندكي نيز بودند كه تسليم و سازش و تن دادن به خواسته هاي دشمن را راه نجات از فشارها و شكنجه هاي آنان مي ديدند. اما اين حاج سيدعلي اكبر ابوترابي(رحمه الله عليه) بود كه اسيران ايراني را ضمن پافشاري بر ارزش ها، دعوت به هوشياري، ضبط نفس و پرهيز از هرگونه تلاش و رودررويي مستقيم با سربازان و ماموران عراقي مي كرد. او پيوسته برحفظ سلامت جسمي و روحي فرزندان ملت ايران تاكيد داشت و به اصل اعتقادي تقيه استناد مي نمود

براي اهل نظر و احيانا بعضي از مدعيان، به حديث شريف رفع(۱) استناد مي كرد و مي گفت: به عنوان اسير تكليفي براي مبارزه و رويارويي مستقيم نداريد. از سويي، بايد شرايطي فراهم سازيد كه از دشمن بهانه هرگونه صدمه زدن و آسيب رساني به شما و برادرانتان را بازگيرد. دشمن بايد ظاهر شما را آرام و بي خطر ببيند، ولي در درون و مخفيانه برنامه هاي انقلابي و مذهبي خود را اجرا كنيد. برخورد شما با عراقي ها بايد مورد رضاي خدا و براساس اسلام، شعور، دقت و صلاح خودتان باشد، نه از روي احساسات و شور و هيجان

 

آثار وبركات اين روش و منش فكري تدبير خدايي و مشي هشيارانه اين مرد دانا و با خرد، به تدريج به اردوگاه هاي مختلف اسيران ايراني سرايت كرد و بن بست ها و گره هاي فراواني را گشود. اسيران ايراني نحوه برخورد با دشمن را بر اين مبنا طرح ريزي كردند كه آثار و بركات زيادي در پي داشت از جمله:

 

۱.كاسته شدن از فشارها و شكنجه هاي دشمن و در نتيجه حفظ سلامت جسمي و روحي آنان  ۲.تغيير شرايط اردوگاه ها به نفع اسيران ايراني، در جهت بهره گيري از امكانات محدود آموزشي، ورزشي و ... به خاطر آرامش به دست آمده و كاهش حساسيت هاي زندانبانان عراقي ۳.عدم گرايش برخي افراد ضعيف به دشمن؛ به دليل همين حركت متعادل و قابل تحمل شدن اوضاع و احوال و سلب هرگونه بهانه از آنان

 

يك سوال جدي آيا دعوت به آرامش و پرهيز از رودررويي با سربازان بعثي، به معناي سازش و تنزل از اصول و ارزش هاي انقلاب و دفاع مقدس بود؟

مشي و تدبير ابوترابي(رحمه الله عليه) در برخورد با دشمن تدبيري آگاهانه و براساس بينش مكتبي و تجربه زندان ساواك در دوران رژيم شاهنشاهي در ايران بود. او در تمامي سخنان و ارتباطات روزمره خود اسراي ايراني را به استقامت، همراهي با ملت شريف ايران و رزمندگان جبهه هاي جنگ دعوت مي كرد و از رهبري حضرت امام(قدس سره) و نظام جمهوري اسلامي با شجاعت و صراحت تمام دفاع مي كرد

براي مثال، در برهه اي از اسارت، جمعي از فرزندان ملت ايران در سلول هاي بغداد تحت فشار شديد عراقي ها قرار گرفتند. عراقي ها از آنها مي خواستند كه عليه نظام جمهوري اسلامي و در مخالفت با استمرار جنگ مصاحبه كنند البته با فشارهاي طاقت فرساي دشمن پذيرش اين خواسته از سوي آنان بعيد نيز نبود. سيدبزرگوار و شجاع ما در ملاقات با اين آزادگان به آنان توصيه كرد كه اگر در مصاحبه مطلبي عليه نظام و جنگ بگوييد و تن به خواسته آنها بدهيد شما را رها نمي كنند و از اين به بعد با هر بهانه اي براي تكرار آن به سراغتان خواهند آمد پس همين حالاو در ابتداي كار استقامت كنيد و براي هميشه آنان را نااميد سازيد. اگر با اصرار و فشار شما را جلوي دوربين بردند، فقط سلام و احوالپرسي با خانواده و بستگان داشته باشيد و مطالبي بگوييد كه ارزش سياسي نداشته باشد پس از مصاحبه اگر شما را اذيت هم كردند ارزش دارد چون ديگر هوس چنين سوءاستفاده هايي را نمي كنند

 

 

همين طور هم شد آن افراد محترم و آبرومند خلاص شدند و خواسته دشمن بي سرانجام ماند.

ابوترابي در همه مناسبت هاي انقلابي و اسلامي براي اسيران ايراني - البته با حفظ اصول مخفي كاري و احتياط - مواضع اسلامي و انقلابي صريح خود را بيان مي كرد

 

  پرسش ديگر آيا آزادي نسبي و امكان تماس و تاثيرگذاري آن بزرگوار بر اسيران ايراني به معني محدود نبودن و نبود فشار بر ايشان بوده است؟

وجود فضاي نسبتا مناسب براي فعاليت ابوترابي(رحمه الله عليه) در اردوگا ه هاي اسارت مرهون برخورد توام با متانت، هوشياري، معنويت، توكل، توسل، تدبير و موقعيت شناسي ايشان بود. او در رسيدن به اهداف خود صبور بود و از تحمل هرگونه فشار و توهين و آ زار دشمن ابا نداشت. در تائيد اين سخن، خواننده را به حكايت زير توجه مي دهيم: ابوترابي(رحمه الله عليه) را در برابر چشم اسيران موصل دو (آسايشگاه يازده) سخت شكنجه كردند، اما جز صداي يا زهرا چيزي از او نشنيدند. آن گاه به خاطر صدمات وارده او را در درمانگاه كوچك اردوگاه بستري كردند.

افسر ارشد عراقي كه به خاطر كرامات حاج آقا نوعي دلبستگي به او يافته بود، ناباورانه در چنين حالي با او ملاقات كرد ولي سيد علي رغم اصرار وي هرگز از ظلم زير دستانش لب به شكوه نگشود و بدين سان تمام سربازان و درجه داران قسي القلب را شرمنده اخلاق كريمانه اش ساخت. تحمل و بردباري و هوشياري اين مرد باعث مي شد كه از هر حادثه اي به نفع اهداف خود استفاده كند.

او چون عالمي آگاه و باتجربه و روانشناسي كارآزموده، راه حل تمام معضلات روحي و اجتماعي اسارت را در ترويج معارف قرآني و پيگير ي كلاس هاي نهج البلاغه و انجام عبادت هاي عاشقانه و خواندن دعاهاي ماثوره مي دانست. نمازهاي عاشقانه، سجده هاي طولاني، گريه هاي عارفانه در دعاي كميل، ندبه هاي جانسوز در فراق امام عصر(عج)، صحنه هاي زيبا و جذاب شخصيت ابوترابي بود كه از او الگويي عملي براي اسيران ساخته بود و حتي ماموران دشمن را مجذوب و شرمنده مي كرد.

توصيه به ورزش براي سلامت جسم، حفظ حرمت افراد، ترغيب به درس و مطالعه و بهره وري از امكانات محدود موجود در اسارت، از روش هاي مستمر ايشان بود. او در يكي از پيام هاي خود به برادران اسير چنين فرمود.

برادرانمان را به خواندن قرآن و نهج البلاغه و فرا گرفتن آن دو گنج گرانبها و آموزش عربي و انگليسي تشويق كنيم كه سرگرمي به درس بهترين راه بهره برداري از فرصت فعلي است. مخصوصا، براي دلگرمي افراد در اين رابطه بايد نهايت سعي را داشته باشيم. افراد متعهد وظيفه دارند وقت خود را صرف تقويت روحيه افراد ضعيف كنند و به خاطر عدم تاثير احتمالي نبايد نگران باشيم، چرا كه ما در پي اداي وظيفه ايم.

 

اختلاف فردي و جمعي و تحمل نكردن يكديگر

علاوه بر محدوديت هاي ذاتي محيط اسارت، تركيب متنوع جمعيتي اسيران ايراني مي توانست عامل مهمي در بروز ناهنجاري ها و مشاجره ها در اردوگاه باشد. مشاجراتي كه طبيعتا مقاومت اسيران را درهم مي شكست و قدرت تخريب فشارهاي دشمن را دو چندان مي ساخت.

. با ابتكار ابوترابي عزيز، محبت و احسان و ساير كرامات اخلاقي چنان پررنگ شد كه همه آن ظواهر در مقابل زيبايي آن رنگ باخت. براي مثال او افراد سالخورده را ارج مي نهاد و شروع مراسم و حسن ختامش را به آنان مي سپرد. از آنان براي رفع كدورت ها و حل اختلافات بهره مي برد و بدين سان هم آ رامش خاطر ايشان را فراهم مي ساخت و هم از دغدغه اجتماعي و فكري ديگران مي كاست.

. در مراسم هفته وحدت پيشگام بود و حتي احترام به صاحبان مذاهب غيراسلامي را سفارش مي كرد و بدين سان از بروز اختلاف جلوگيري مي كرد.

. عيادت از افراد مريض و رسيدگي به نيازهاي آنان و تفقد از نيازمندان را در حد امكانات محدود اسارت، هيچ وقت فراموش نمي كرد و ساير اسرا را نيز قولاو عملابه اين كار سفارش مي كرد.

. تمام افراد، فارغ از رسته و دسته پايگاه اجتماعي و جايگاه علمي اي كه داشتند، از مهر و محبت سرشارش طرفي مي بستند و بهره اي مي بردند. با ارشاد آن بزرگوار در صبحدم عيدهاي نوروز و فطر، تمامي اسيران با يكديگر ديدار و مصافحه مي كردند. راستي كه سرور و هيجان و تبادل محبت و عشق دو سويه آزادگان، حسادت عراقي ها را بر مي انگيخت.

. اين سنت حسنه هم كينه ها را از سينه ها مي زدود و هم افقي روشن در فضاي تاريك اسارت براي زندگاني توام با اميد و آرامش مي گشود. در يك كلام، منش الهي ابوترابي(رحمه الله عليه) مخالفان را به موافق تبديل مي كرد و در بسياري از اوقات سربازان و نيروهاي به ظاهر مسلط دشمن را نيز اسير خويش مي ساخت و همين نكته راه را براي پيشبرد تدابير مومنانه اش باز مي كرد. خالي از لطف نيست اگر بدانيم او چنان اين بنا را پي ريزي مي كرد كه حتي با انتقالش از اردوگاه پابرجا بود و اسرا وارثان خوبي براي استمرار مسيرش بودند.

.

 

ابوترابي خود از چهره هاي روحاني بود كه در مبارزه با رژيم طاغوت و سلطه اجانب بر كشور شركت فعال داشت، وي در نجف اشرف، با راه و مرام امام خميني(قدس سره) آشنا شده بود و در ترويج انديشه هاي ايشان، از جمله چاپ و توزيع سخنراني ها و اعلاميه هاي امام(قدس سره) فعال بود. دوستان صميمي و مبارز ايشان، مردان استوار و خوش عاقبتي چون شهيد رجايي، شهيد اندرزگو و ... بودند. در رسيدگي به خانواده هاي زندانيان سياسي، فعال و در انجام اقدامات خطير، بسيار شجاع بود و مدتي را نيز در كنار برخي عالمان بزرگ انقلابي در زندان قصر گذرانده بود.

. ابوترابي، در تمام دوران محنت بار و طاقت فرساي اسارت كه به لحاظ شناخته شده بودن بر ايشان فشار دو چندان مي آورد، به عهد خويش با اسلام و امام وفادار ماند. در مقام يك روحاني هرگز از تبليغ احكام و دستورات شرع كوتاهي ننمود. در مقام يك مبارز سياسي فهيم، نسبت به حوادث و مناسبت هاي اسلامي و انقلابي بهترين معارف و تحليل ها را در محيط بسته اسارت به اسيران هديه مي كرد و در مقام يك رزمنده سلحشور و بينش مند، وقايع و حوادث جنگ تحميلي را به زيبايي تحليل مي نمود. بيشتر اسيران به اقتضاي شرايط سني يا شرايط اجتماعي خويش، آگاهي زيادي از ابعاد مختلف وجودي امام(ره) و چگونگي شروع قيام و عوامل پيروزي انقلاب اسلامي نداشتند و اين آگاهي ها را مرهون روشنگري هاي آن عالم وارسته بودند.

. فريادهاي يا مهدي و يا زهراي آن يار وفادار امام(قدس سره) در اردوگاه موصل دو به هنگام تحمل شكنجه هاي طاقت فرساي از خدا بي خبران بعثي، هرگز از يادها نمي رود و اين درحالي است كه دشمن از او تقاضاي برائت از امام(قدس سره) را داشت. او مي فرمود: اين خواسته دشمن مبني بر انجام مصاحبه و نوشتن مقاله در اعتراض به استمرار جنگ و نقد موضع نظام اسلامي، بارها از سوي مقامات ارشد نظامي عراق طرح شد و او شجاعانه و هوشمندانه به آنان پاسخ منفي داد.

. آن عزيز سفر كرده شعار را با شعور درآميخته بود و در عين پافشاري بر اصول و ارزش هاي ديني و ملي، از هر فرصتي براي فراهم ساختن زمينه آرامش و حفظ سلامت روح و جسم اسيران بهره مي جست. در همين راستا، رفتار كريمانه ايشان با ماموران سازمان جهاني صليب سرخ منشاء بسياري از بركات و ارائه خدمات آموزشي، بهداشتي، رفاهي، ورزشي، علمي و ... به اسيران بود و اين نكته را از پيام تسليت معاون اين سازمان در زمان ارتحال ايشان به راحتي مي شود فهميد..

 

پي نوشت   ۱- در حديثي از پيامبر اعظم(ص) وارد شده است كه تكليف در نه چيز از امت من برداشته شد از جمله آن جايي كه به اكراه و اضطرار دچار شوند. محقق نراقي، مستندالشيعه، ج ۴، ص ۲۵۹ 

 

انتهای خبر/ج

منبع:ساجد

 

دیدگاه ها

سید بزرگوار در اسارت زبانزد همه اسرا بود اقای شمس اقای رجبی وغیره ازایشان دستور میگرفتند تا روزی که اقای رجبی از فسا مارا به تدریس احکام وقران بطورمخفیانه تشویق کردند وخود نهجالبلاغه تدریس ومسابقه میگذاشت بگذریم حال فرزند ایشان که نایب رییس مجلس هست چرا به فکر ازادگان نیست ان مرحوم بخاطر اینکه ما از مال دنیا بی نیاز باشیم از طریقی شده شرکتهایی زد ولی کو بگم اسرا بهتره یکی پس از دیگری براثر فقر در درمان ازبین میروند چه رسد به رفاه خدایا غیرت ان مرحوم را به این روسا عنایت فرما تا کاری کنند بخدا در خواسته های تک تک بچه هامون ماندیم چکارکنیم چه بیوه های ازادگان به امید اینکه سودی یا چیزی از این شرکتها واریز بشه دل خوش کردن بخدا پیش اونا شرمنده میشویم وقتی میگیم خبری نیس خدا به دادمابرسد

اضافه کردن دیدگاه جدید