خاطرات

  ماجرای شنیدنی از فال حافظاز گروه برادران در اردوگاه ما دو برادر با نام خانوادگی « طاهری » از بچه های استان مركزی وجود داشتند كه در سال ۶۶ از اردوگاه «عنبر» به اردوگاه ما منتقل...
 ورود به خاک وطن بعد از ۱۱۵ ماه اسارت هواپيماي كشورمان كه ما را از فرودگاه بغداد سوار كرد ساعت ۷ و ۱۵ دقيقه بعد از ظهر روز ۳/۶/۶۹ در فرودگاه مهرآباد به زمين نشست، جمعيت زيادي...
 خبر آزادی    روز چهارشنبه بيست و چهارم مرداد ماه سال ۱۳۶۹بود، ‌در اين روز من و يكي از برادران به نام مرتضي مسؤول اطاق بوديم. هر روز جهت نظافت عمومي اطاق و پركردن...
آزاده و جانباز تورج لطیفی از آزادگان استان کرمانشاه می باشد که پای خاطره ای جذاب و تامل برانگیز از ایشان می نشینیم : ما در اردوگاه بعقوبه اسیر بودیم . یک روز  موقع اذان ظهر،...
 صبحگاه ۶۷/۴/۴ روز غریبی بود .هواپیماهای عراقی حمله گسترده ای را انجام داده بودند . بنده خدمت ۱۰ماه را سپری می کردم . حدود سه ماه  خدمه خمپاره ۱۲۰بودم ، تیپ ما به استراحت فرا خوانده...
   خاطره ای به روایت آزاده علی قیطانی.جهت اطلاع عزیزان کلیت ماجرا را شاهد بودم ولی شاید در بیان مطالب دخل و تصرفی شده باشد! روز آخر ماه مبارک رمضان در سال...
 خاطرات دوران اسارت درماه مبارک رمضان  دربیمارستان الرشیدبغدادافسرعراقی بنام دکتر حمید عبدالازهرابودکه اورا ابوهاجر هم صدا می زدند دکترحمید مرد مؤمنی بود.دکترحمید شبهای قدرماه مبارک...
   رمضان در اسارت /  ماه رمضان سال ۶۶در اردوگاهدر ده روز آخر ماه رمضان عراقیها نسبت به دادن برخی وسایل از قبیل كفش ـ دشداش ـ جوراب ـ و …  اقدام كردند ولی از دادن لباس...
 احمد یوسف‌زاده از آزادگان دوران هشت سال دفاع مقدس در خاطره‌ای روایت می‌کند: «ماه مبارک رمضان فرا رسیده بود. به جز عده‌ معدودی که سخت مریض بودند، همه روزه می‌گرفتند. بچه‌ها تمام شب را به دعا...
  سیدمحمدعلی بصری از جمله آزادگان دوران هشت سال دفاع مقدس است. او در رابطه با چگونگی روزه داری در ماه مبارک رمضان در اردوگاه های بعثی روایت می‌کند:«با اینکه همه ما روزه می‌گرفتیم ولی...

صفحات